Machine transcription
(۱۹۰)
چند صفت گویم و لبش دهم مجمع اوصاف خطابش دهم
طرز سخن را روشی نو دهم سکه این ملک بخسرو دهم
سکه خود زین فن اندیشه زا تازه نشانم بنشینم زپا
وصف ترا گوشه از دل برون کان دگر یرا بدل آید که چون
اسیر طرز این گونه شاعری را اسیر وصف نگار می نامد گر چقد
نام بسیار موزونست ولی مزیدی تاسف در اینستکه
نظر بمقصد دیگر بلحاظ رفتار زمانه درین مضمونها از رنگ آمیزیهای
قدرت بیان کاملی بهم نرسانده بلکه تکلف مضمون
آفرینی را بلند تر برده بازهم هر چه هست غنیمت است.
... (در صفت کاغذا) ...
کاغذ شامی نسب صبح دام آنکه شد آرایش صحن شام
ساده حریری ولی اصلش زخویش با قصب خزشده پیوند و خویش
تا می حریر آمده اندر نورد طرفه حریر یکه توان خرد کرد
۱ ظاهر میکند که در ان زمان بهندوستان کاغذ از شام می آمد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 195 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00195.jpg)