Machine transcription
ای ز عفت نگت در برقع نور هم عفیفه بنام و هم مستور
کاش ماه تو هم بچه بودے در رحم طفل مشیمہ بر بودے
لیک چون داده خدا روہت با خدا دادگان بستیزه خطاست
من پذیرفتم انچه یزدان داد کانچه او داد باز نتوان داد
پدرم هم نما در است آخہ ما درم نیز دختر ست آخر
در اول آرزو کرده دختر را میگوید که کاش بوجود نمی آمدی و اگر شدی بجاے دختر پسر میبودی و باز به تاویل ہاے رنگارنگ خود را تسلی میدہد که داده خدا رد نمیشود و در آخر میگوید که پدرم نیز اولاد زنی بود و مادرم نیز دخترے، واز نصایحیکه بدختر میفرماید چنان معلوم میشود که در آن ایام احترامات زنان خیلی پست بود چنانچه امیر خسرو دولت و ثروت بے اندازه داشت و دختر خود را میگفت که زنہار چرخه رشتن را ترک نکنی و نگاہی از روزنه بہر طرفے نبینی، (شعر)
دوک وسوزن گزشتن زیبان است کالت پرده پوشی بدن است
پا بدامان عافیت سر کن رو بدیوار و پشت بر در کن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 159 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00159.jpg)