BrowseAnīs → page 88

Page 88

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 88 of Anīs

Machine transcription

( شماره ۵ ) صفحه ۹ حامل چه انسانهای پر امید بودند که هر يك هوسها داشتند . و از یکسر این دنیای فسونکار بدیگر سر آن می شتافتند عاقبت طعمه مردند و کشتی ها شکسته از ایشان اثری در روی آبها نماند حتی استخوانی که از کاسه های چشم شان در زیر خاك نمناك مانده بود پیدا نمیشوند . تنها این بحر ژرف و عمیق ست که بهمان يك حال است . دو شیزه های قشنگی که هر يك ازين بحر و بیشتر آرزوئی داشتند در کشتی ها مریض شده ، و با جگر نگران وداعی نمودند که تران خون می بارید ، کشتی نشینان اجساد سرد و نازنین آنها را با صندوق سنگینی در دهن وسیع این بحر انداختند فردا شب دریا بارار ام بود ، واشعه دوستان قدیمی خود یعنی ستاره های کهن سال را منعکس مینمود . افسوس ! هیچ یادی نداشت که چه وجود های نفیسی را فرو برده است درین ساعتی که من اینجا نشسته ام در روی زمین چه احوالهای عجیبی است ؟ در همین دقایق بسا محافل مجللی که در آن قهقه و سرور نثار میشود . و بسا جوانان خود کامی که از لب های یاقوتی محبوب های خویش میچشند . اما اسفند ملکه های حسن و جمالی هم که در بستر نزع افتاده و چشم های پرنور آنها بفضای بی انتهای ابدیت تماشا میکند ، و بالاخره با گیسوان سیاه آمیخته و با کافور سپید در روی خاك تيره لحد می افتند . حیف ! در همین لحظه چه طفل های یتیمی که در کوچه ها از شدت خنك با شکم گرسنه مثل بید میلرزند . و در محابس چه مجرمین مجبور و بیماری که دقایق بد بختی ها را شمار مینمایند . راستی هستند آدم های که در مزین ترین پایه تخت های جهان باز چه مانی نیافته ، و خود را در زیر قطار های سنگین ریل ، منزل سگی فرش نموده ، و از نقات حیات شرارت بار رهائی می بخشند . آری در همین آنات حکمیای هستند که مصروف اختراعات اند و شعرائی که مشغول تصنیفات مهیجه میباشد . مبر هنی هم هستند که در مسلخ آنها سر بوشت انسانها تعیین میشود در میانه اینهمه عوالم بوقلمون تنها این در یای بیکرانه است كه بيك حال است . قرن ها گذشت ، و قرن های دیگر خواهد گذشت ، در طول این ایام چه جوانان خوش خد و چه پیران مشوش با چه عمارت ها و چه تیره روزیها که آمده و خواهند گذشت ، چه مدنیت ها ووحشت ها با چه فتح ها و مغلوبیت ها چه آرزوها و آمالها که ، کله های بشريت ، یکی پی ـ دیگری در مزرعه حيات ، مثل گیاهای حزنی روئیده ، و بلافاصله از دم داس بیرحم مرك درویده شده و خواهند رفت ، خواهند رفت و از خود حتى سایه هم نخواهند گذاشت . مگر این دریای بپایان بهمین يك حال که است خواهد بود ! وقتیکه باین دریای کهنه نظر میکنم و جلد پنجم بآسمان بلند نظر می نمایم ، در برابر سلاسل نامنتهای حوادث این عالم کون و فساد ، سر گذشت و عمر بشر کوتاه و آرزو های بنی آدم تباه و رسوا دیده میشود ، و باز نا امیدی کمر هوسها را مثل حس خشکی می شکاند . آنگاه بر گشته باین کشتی نشینان مسافر که هر يك باری از آرزو ها در پشت بسته دارند نگاه میکنم ، به بوالهوسی ها و کوته نظری های شان رقت مینمایم . آیا هیچ نمیدانند که چیقدر کشتی ها ازینها پیشتر رفتند و رفته اند که دیگر هیچگاه بر نخواهند گشت ؟ اینها کجا میروند چه میخواهند چرا از غارهای کوه ، از کلبه های محقر ، تاريك خود دور میشوند؟ اینها چرا زن و فرزند خود را تنها میگذارند ، این چه سرف استعداد بشریت است ؟ مگر اینها حسادت طفلانه بشر در مقابل فضای نا متناهی اسرار زنده گی و رموز مبهم و تاريك خلقت كائنات چیست ! الى مردم يك لحظه را زیر پردش و اندیشه نمطو هند گذرانند ، در سطح این بحر ، این مدفن ، مدر ـ مفهوم مخلوق تحريه هم بخیالانه رقص میکنند و از فردای خود فکری نمی نمایند . حالا که بخود می بینم متحیر، سرگردان و مات و حتی نادان میشوم ـ در لمحه یی تباه آرزو ها در دلم قوت غارند و دنیا و زنده گی از دور ، مثل سواد شهری که در ظلمت دمنه ها و دود های

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 88. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/88 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/88
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record