Machine transcription
( صفحه ۱ )
( شماره ٤٥ )
( مجلد پنجم )
مؤلف : له پلانتیه فرانسوی ( ٣٥ ) مترجم : حبیب الله طرزی
مادام سان ژین
از فصل سیزدهم
( پدر و پسر )
له فیور : ـ خدای بزرگ ! پس من
باین قاتل ها تریوت ، مقروض حیات
تو هستم ! »
کاترین : ـ نه چندان زیرا او خود برای
حیات خودش به من مقروض بود ، چون
حيات يك قوماندان استریانی نسبت بیک
مشروبات فروش زیاده تر قیمت دارد
مملکت صاحب پول تاسیس نماید .
باری مقصود ما از بردن اسم ملت در این
وصلت مدیون آنست چونکه خزینه
بيت المال ضامن اعتبار وقرضه اتباع
خویش است ، بدین مناسبت البته خزینه
بیت المال مملکت دیگری ضامن حفظ
اعتبار اتباع خودش است . هکذا از
قرضه او گو یا درین صورت نوع اول
بنام دائن ونوع دوم بنام مدیون خوانده
می شوند . زیرا هر حکومت برای حفظ
اعتبار خارجی اتباع خویش مکلف است .
معهذا شناختن اصول صحیح این
موضوع مشكل وقائل شدن امتیاز در هر
زمان غیر ممکن است .
زیرا امکان دارد يك اصولی که دريك
زمان تخصیص و تحدید شده باشد در
زمان دیگری .... ( باقی دارد )
( بقلم آقای میرعثمان خان )
بنا بران هنوز هم او را مقروض خود
میدانم . »
له فيور : ـ خوب پس او از حیات
خودش بتو مقروض بود ؟ »
کاترین : ـ بلی ، تو همیشه از افکار
عسکری باندازه پر هستی که هیچ گاه
چیزی که بتو میگویم بیاد آورده
نه می توانی ! آیا دهم اگست ۱۷۹۲ یکی
از تاریخ های فراموش شده ئیست ؟ »
له فبور : ـ من این روز را هر گز
فراموش نخواهم نمود . این روزی بود
که من به منصب لبو تنانی نایل شدم ! »
کاترین : ـ بعد از جنگ در ( تو یلری )
مرد زخمی بدکان من پناه آورده و من
او را در اطاق خواب خود پنهان کردم
یکی از ان سوالیه های ( ما گر )
که تو بر انها قسم خورده بودی ـ »
له فيور : ـ بلی بیاد دارم . دراول من
قدری به او حسود بودم ! »
کاترین : ـ آن مرد زخمی دیروز
نیپرگ امروز است . من ترا گفتم که
حساب من واو هنوز هم با ک نیست . من
باید به هر صورت می شود ، بشهر
( دانتزخ ) داخل شوم ! »
له فيور : ـ تو دیوانه هستی ! تو ـ
زن مارشال له فیور ـ در شهر محصوره داخل
شدن ! میخواهی که يك كروگان خوبی
بدست آنها بدهی : ـ
کاترین : ـ باید ضرور با کونت دونیپرگ
حرف بزنیم . »
له فيور : تو میخواهی که نجات ها تریوت
را ازو استرحام نمائی ؟ این اقدام بی فائده
است حالا کار از کار گذشته است .
کاترین : من بدانزخ خواهم رفت و
با الضرور باید بروم. وقتیکه کونت
او نیپرک چیزی را که من با و خواهم
گفت بشنود ، اعدام خودش را خواهد
خواست و نخواهد گذاشت که پسرش
بی پدر و یتیم باران شود .
مارشال و زنش از عروسی ( بلانش
دو لا ولين ) و معشوقش کونت اطلاعی
نداشتند وقتیکه بعد از محاربه ( ژیلیپ )
طفلی را از زیر خرابه های ساتوی
لوندال بفر زندی بر داشته بودند ، کاترین
نتوانسته بود که طفل را بشوهرش و
از روی فرانسه معرفی کند و این راز را
حالا میخواست برای نجات هاتریوت
استعمال کند .
کاترین بدون آنکه منتظر جواب
شوهرش باشد یا با اعتراضات او گوش
نهد از خیمه بر آمده برای انجام دادن
ایلچی گری جدید خودش بسرعت روانه
شد .
* * *
هر وقتیکه وقفه موقتی در توپ جنگی
استحکامات دانتزخ و اردوی فرانسه
واقع میگردید ، سلسله مراودات و
مخابرات سریعه مستعجله در بین اهالی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
