BrowseAnīs → page 827

Page 827

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 827 of Anīs

Machine transcription

(صفحه١٦) (شماره١٤) (مجلد پنجم) و هم قابلیت تمام احساسات والہامات عشق را داراست. هر چیزیکه کرده من او را تائید میکنم !» له فیور شانه های خود را تکان داده گفت: «عین مثل زنها، در هر مرد جوان ، میروی يك (ناپل) مضاعفه مشاهده میشود، خاصته جوان های که در لهوو آب گرفتار باشند ! » کاترین : - آیا هانریوت چطور توانست لباس افسر استریائی را بدست آورد ؟ » له فیور : « البته ميترقونسل خانه استریا که با او آشنائی دارد، برای مقصد بی طرفانه با رودگاه آمده بود و بان صورت هانریوت پاسپورت والبسه اش را امانتاً برای چند ساعت بدست آورده و بشهر داخل گردیده است . » کاترین : «وشناخته شده است؟ . » له فیور : « جنرال قونسل استریا او را دیده و شناخته است که افسر او نیست باینصورت رسوا شده است . » کاترین : - آیا برای استخلاص او پلان سنجیده ئی ؟ من گمان میکنم که محکوم به تیر باران خواهد گرد !» له فیور : - بلا شبهه ! در يك شهر محصور باند لی قیافه در اثنای حرب گرفتار شدن از جرایم (کاپیتال ) بزرگ بشمار میرود . قوانین حربی هیچ گاه تغییر و یا تبدیل نه می شود . اگر من يك افسر بروس را در اردوی خودم با یونی فورمه فرانسوی بیابم هیچ چیز او را از اعدام نجات داده نه میتواند . » کاترین : - پس هیچ وسیله که او را نجات بخشد موجود شده نه میتواند ؟ » له فیور : - هیچ چیز مگر معجزه ویا خارقه ! حال اگر می توانستم با هم اندازاق خودم به شهر حمله برم چه قدر خوب می شد . » کاترین : «چرا حمله نکنی ! این هجوم از دو رهگذر بر تو فرض است . یکی وظیفه ودیگر استخلاص هانریوت . » له فیور سر خود را بایاس حرکت داده گفت : - نه می توانم اقتدار ندارم . » کاترین : - «اقتدار نداری ؟ تو يك مارشال فرانسه چطور اقتدار نداری ؟ » له فیور : « به مجردیکه شنیدم هانریوت گرفتار گردید و محکوم باعدام شد، در همان لحظه میخواستم چیزی را که تو حال اصرار میکنی ، با يك مشت سرباز خود اجرا نمایم . ولی مرا مانع شدند . به من گفتند (مور تير) (چند نفر وزیران تازه طور بطانه در راه است، این دیوانه گی محض خواهد بود که انتظار كمك را نکرده بر شهر حمله شود، علاوه بران هم قطاران من به من یاد دادند كه امپراطور احکام داده است محاصره را عبثاً باصول علمی پیش برده شود . این انجنیز ها مرا در يك كنجی گرفته اند - میگویند شهری مثل (دانزخ) به جوش و خروش و شجاعت گرفته نمیشود جنگ باید به پلان ها و تخمینات فتح شود که من از آنها بی بهره ام ، ولی معلوم می شود که امپراطور به آنها دلچسپی زیادی دارد. زيرال شاسلوتونه از طرف او به من نشان داد که دران از همه چیز هائیکه درین جا از قوه به فعل آمده است اظهار ممنونیت نموده . پس من شمشیرم را بغلاف واپس گذاشته همه امیدهای نجات هانریوت را از سر بیرون کشیدم چه فائده ازین که انسان مار شال فرانسه گفته شود ولی محاربه را از پیش برده نتواند . زیرا در مکتب بسیار دیر مانده است ؟ کاترین : - پس هانریوت بيميرد و بازند باييم ؟ » له فیور : - میترسم که چنین واقع خواهد شد. مگر بخدا قسم است که به مجردیکه داخل دانزخ شوم انتقام او را خواهم گرفت ، قسم است که این(نيبرگ) بد بخت که اورا رسوا کرده است در زیر دستم خواهد افتاد .» کاترین بشنیدن نام نيبرگ یکه مد هشی خورده گفت : «این کدام نیبرگ است ؟» له فیور : - كونت دو نيبرگ، قونسل جنرال استریا كه يك دشمن بسیار جدی ناپلیون گفته می شود .» کاترین : - تواورا نه میشناسی؟ و نمیدانی که پیش تر ازین یکجا با او دیده ام ؟ » له فیور : - تو این استریا ئی سرتراشیده را از کجا می شناسی ؟» کاترین : - آیا شب زيهاب را بخاطر نداری ؟ من جای بلانش را در محراب گرفتم و بواسطه يك افسر جوان استریائی از اعدام نجات یافتم ؛ همان افسر جوان همین جنرال قونسل است! » (باقیدارد)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 827. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/827 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/827
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record