Machine transcription
صفحه ١٥
شماره ٤١
مجلد پنجم
در نتیجه قوانین مختلف که طرف ارتقاي کرایه را تحدید کرده اندنیز اجازه نمیدهند که ربع اجاره و يا كرايه مطابق قبل از جنگ ستانیده شود و به بعضي صاحبان املاك ديروز و یا امروز بحال باقي هستند.
فلهذا اگر سخن روا باشد ابداً لازم نیست که کسي را خوشنود سازند از ينکه حساب قيمت مسکوكات را در ثروت حقيقي ملت محسوب نمایند . و یا متفکر اوصاف مسکوکات خودباشند . بلكه تفكر، تجزیه در پول خيلي لازم است زيرا پول اساس اقتدار است ، و مبدء قدرت وتوانائي . و پول تجديد ميكند پیش از انکه انسان داخل تتبعات علمي در تشکیلات حقيقي ثروت گردد .
آري تجزيه وتتبع در پول بحدي نفع آور است که روح در بدن است . اگر مسائل روابطي و تناسبي پول بحقائق علمي فاز منوط نگردد، وبه تدوين وتكوين مسكوكات خيلي تفكر و تعمق صاحبان فن کرده شود . و در مقياس مسکوكاتي تمام دول خاصتاً دول همسایه و یا آنانکه طرف داد ومعامله بشوند تتبعات شود . و راجع باختلاف وتفوق مسکوكاتي عوائد و مبادلات و یا در حالت متقلب ساختن ضبط وربط بعمل آيد جاي شبه نيست که اقتدار و توانائي پول بمعرض تداول آمده نافع حال واحوال ثروت حقيقي يك ملت ميشود .
پوشیده نباید که اقتدار و توانا ئي پول مسكو كاتي هر دولتي به سنجش و تتبع متخصصين اقتصادي آنمملكت مربوط است .
( با قیدار د )
مؤلف : له بلانيه فرانسوي (٢٤) مترجم : حبيب الله طرزي
مادام سان ژین
از فصل هژدهم
يك دو پسر
کاترین در حالیکه دانه هاي درشت اشك از رخسارش میچکید بمر د زد : «آیا مرد ه است بازخم مهلکي برداشته ؟ »
له فیور : « نه ، چنین چيزي واقع نگردیده !»
كاترين : - « پس چیست ؟ زود بگو ؟ »
له فیور:- بدست دشمن گرفتار آمده است ! »
كاترين بايك آه تسکین گفت :« تنها همین قدر !! احمق مرا بسیار ترسانندي ! اگر چه اسارت خوب نیست ولی خطره آلي ندارد . باو این موقع او را با کدام اسیر عوض خواهي کرد . شنیده ام هر روز اسیران زيادي از آلمان ها ميگيري . »
له فیور سر خودش را با کدورت تمام حرکت داده گفت:
« بمجرد اسيري او براي (مارشال کالکروت) قاصدي فرستادم و بعوض خلاصي (هانریوت) رهايي دو افسر و ده نفر سر باز از پیش نهاد کردم .»
كاترين : « هانريوت ) ما یه بسیار خوبي لايق این معاوضه را داشت ، و پروسها هم ضرور این تجویز را قبول کرده خواهند بود .»
له فیور:- « بر خلاف توقع انکار نمود .»
كاترين :- سبب چیست ؟ »
له فیور :- « هانريوت را يك اسيري حرب تسلیم نکرده اند بلکه اورا به اتهام جاسوسی گرفتار کرده اند و میگویند در وقت گرفتاري ؛ لباسش تغیر بوده . مار شال این الفاظ را با يك صدایي که از کدورت غم شکسته بگوش میرسید ادا نمود :
كاترين : - « هانريوت يك جاسوس ! وه بابا ! يك سرباز دلير مثل اوعيب و عار جاسوسیت را قبول نه میکند . او شمشیر برهنه در دست بژیر علم وطنش ميجنگد ! شاید این مارشال کا لكروت يك مرد احمقيست ! آيا اشخاص هوشیار و با خبري در اطراف او نیست؟»
له فيور : « حقیقت طور ديگر است. هانريوت ما در اثناي محاربه گرفتار شده ، بلکه در کوچه هاي شهر(دانزخ ) دولباس يك افسر استريائي اسیر گردیده است !»
كاترين : - « خداي من ! آيا دليل اين تغير لباس چه بوده است ؟ »
له ف ور : « وقتيكه ازین واقعه شنیدم من هم باندازه تو متحیر شدم . مگر لا و پولت که طو را بکمال شدت بر كمك اين پسر گماشته بودم ، ازین معامله منحوسه که يك افسر نوجوان ودلير فرانسه را جاسوس بنظر جلوه میدهد خـوب با خبر است .
كاترين : « بخيال من درين حادثه كدام افسانة عشق مستور خواهد ؟ »
له فيور : « من هم چنين تصور میکنم .»
کاتربن : « هانر يوت جوان دلیر یست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
