Machine transcription
صفحه ۱۶)
( شماره ۴۱ )
مجلد پنجم
طور بچه بیحد ازین جوان نیست ، سی و هفت سال دارد و از يك مملکتی است که زنهای آن زود پیر می شود . بعمر شانزده ساله گی مادر شده است و حال تقریباً يك زن پیر گفته می شود . حیات حالیه او کاملاً عاری از قصور است . »
له فیور : « پس به کدام سبب خـوف دارد که امیر اطو ر او را مواخذه خواهد کرد ؟ »
کاترین : – « بباعث اینکه عقیم مانده است ! »
له فیور پس از لحظۀ تفکر جواب داد « راستی عدم اولاد ضربۀ مدهشی به ناپلیون میزند . خیال میکند که بعدم اولاد ووارث همه این فتوحات او بی نتیجه وثمره خواهد ماند . اگر چه حال مالك الرقاب است در استقبال ذخیره برای خاندان او نخواهد بود . »
کاترین : – « خیال میکنم بهتر خواهد بود که ناپلیون فکر یافتن وارث مستقیم را از سر خود بیرون کند . چه فکر میکنی که برادرزاده ژوزف بعد ازو بر تخت فرانسه بنشیند .
مار شال : - « برادر او ؟ نی ، اوقهم کافی ندارد . خیال میکنم اگر ناپلیون اولادی از خود پیدا نکند یکی از او لاد های از دواج اول ژوزفین ـ ملکه هالتند یا طفاش ـ را بفرزندی خواهد گرفت . »
کاترین : - « چه ! تو میخواهي بگوئی که ناپلیون ( شارل ) خـورد و یا مادر او ( اورتنز ) را بعد از سر خود برتخت خواهد نشاند ؟ »
له فیور تبسم کـنان : – چنین خیال میکنم . مردم میگویند که این پسر بملها ناپلیون شباهت تامه دارد . »
کاترین : – « بعد ازین مردم در خصوص این شباهت چیزی نخواهند گفت ، پسر مرده است ومن باید بامیر اطو ر بگویم
مار شال صـدا زد : « مرده . تو باید این سخن را تکرار نکنی . ناپلیون این پسر را بنهایت دوست میداشت ومرگ او تخیلات وپـلان هـای او را زیر وزبر خواهد کرد . تا اندازه که مـن امیـر ا اطو ررا میشناسـم ، یقین دارم محبت ، احساسات بلكه عشق او درمقابل مسایل پلتیکی هیچ است . من میترسم این اخبار ترا بدخلق نکند ؟ بهر صورت به خیالم که ترا بآوردن ان اخبار تشکر نخواهد نمود . »
کاترین : – اه ، تو عجب حرف های میزنی . هر چه دلش میخواهد بکند ، من باك ندارم . نمیتوانم زبانم را درجیبم نگهداشته نزد او بروم ، تو این مسئله را به خوبی درك كرده ميتواني ؟ »
له فیور : « مگر بامقصد که نیـامده خواهی بود ؟ چرا امپراطو ر بچه ترا قاصد این اخبار شوم انتخاب نموده ؟ وبرایچه بد آنرخ آمدی ؟ امیر اطو ر که این جانبست .
این هم یقین است که درین برف و سرما براي هموقتی ودیدن يك خرس پيري مثل من نيا مدۀ خواهی بود ؟ » کا تر ین : - من میخوا ستم بیشتر از انکه با امپرا طور حرف بز نم ، مشوره ترا بگیرم ! »
مارشال :ـ « کدام است مشورۀ که من بتو داده میتوانم ؟ »کاترین :ـمیخواهم به من بگو ئي چطور يك جوابي لازم است بناپلیون بد هم ! »
مارشال :ـ« پیشتر ازان من باید بفهمم که او ازتو چه خوا هد پر سید ؟ »
کاترین که بعضاً به آزار دادن شوهر پیر خود دل چسپیي ظاهر مي نمود گفت :
« تو شایدبفهمي که ازمن چه خواهدپرسید؟»
مارشال :« این ارا جیف را بگذاروا صل مقصد را به من بگو ! کدام احوالیست که از ملکۀ آوردۀ ؟ سر حقيقي سفارت توچيست ؟ »
كا تر ين : « له فیور به من گوش بدۀ و گوشش کن بفهمي !
ما رشال : « کوشش كن بفهمي ! اگر تو ميدا نستی که این انجیر هاي نامثني براي فرو بردن پلا نها واشکال عجیب وغریب در کله ام چه زحمت ها کشیدۀ ! در حال قابلیت د ماغ مرا بي اعتبار نمي نمودي ! خوب بفر ما سرا پاگوشم ؟ »
( با قي دارد )
( مطبعه انيس )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
