BrowseAnīs → page 766

Page 766

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 766 of Anīs

Machine transcription

(شماره ٤١) مذاکره نفع خواهی یکی از مشترکین با ذوق بـه اداره اخباری آمده، شکایت کرد اشتراك نمودم ، پول دادم ، تعریف اخبار شمارا کردم، پرو پا گندهای بی سروته شمارا نسبت به صفات جريده تان شنیدم و گفتیم. چه باعث است که اخبار نمی رسد؟ مدير آغا بك یکی به سیگار خود زده و گفت: بلی، بلی بسیار دوست میفرمائید تقصير معاون اداره است آقای معاون دستی بریش برده چندین دفعه زیر و بالا کرده بیکی دونار آن را در عالم فکر کنده وفرمود گمان میکنم این غفلت از طرف سر کاتب شده باشد جناب سرکاتب پس از غور وخوض بسیاری دو سبله ها را زیر وزبر کرده و تا ورقه اشتراکی آورده فرمودند اشتراك این آقا از شماره ۲۹ است و ما باید صبر میکردیم تا عدد طبع ما بهمان شماره میرسید ... اینجا محص کاترین - جنیدن حاضران خودشان متوجهه مطلب شده دانستند که تاریخ اشتراك ۲۹ بوده و ۲۹ است فوراً عفو خواست گفتند خیر با اینها بهر حال من جراید را باسم شان عنوان کردم ام ولی کدمله پیاده توزیع است که نرسانیده. زنگ سر میز مدیر برای حضور پیاده بصدا در آمد وقتیکه پیاده جان آمدند مدير بغضب تمامى گفت چرا اخبار های این آقا را نرسانیده اید .... - والله چند روزی بته آقا را تجسس کردم نیافتم بعد هم که پرسیدم و بلد شدم چون راه هم کمی دور بود فکر دیگری کردم که برای آقای مشترك هم خالی از فایده نیست چه گفتم اگر اینطور پراکنده در هر هفته بخانه شان ببرم ممکن است به شود آنها برسد یا نرسد درست برای خواندن آنها فرصت داشته باشند یا نداشته باشند و باز اخبار کهنه و فرسوده مولف: اه پلانیه فرانسوی ( کاترین ایلچی میشود ) له قيور: ـ عين بوقت ! لازم بود این احساسات موزون را يك سال قبل ازین وقتیکه ناپلیون يك قوماندان محض بود اظهار می نمود! دران اوقات ژوزفین گرفتاران زیادی از قبیل ، ( بارا ) ( ای پولیت ) ( شارل ) که شارل مقبول لقب داشت و ازین قبیل يك در جن دیگر است و بنا پلیون بیچاره نه میپرداخت . بر خلاف آن ناپلیون برابر جان خود او رادوست میداشت ! عشق او عشق نی بلکه تب سوزان بود ! » کاترین: ـ « بلی من هم افسانه های عجیبی ازان اوقات شنیده ام . میگویند وقتیکه ناپلیون در میلان بود هر روز دو سه قاصد برای او میفرستاد ! » له قيور: «بلی همین معامله تا بپا زگشت ناپلیون از مصر جریان داشت . بعد ازان شده اوراق کردد حالا که خود شان به اداره تشریف آوردند همه را جمع کرده و یکجا مانند يك کتابی خدمت شان تقدیم میکنم تا با خود ببرند بخـانه و بفرصت تمامی بخوانند و حفظ ببرند بلکه بعد استفاده خود اگر بکدام کتا بخانه هم ببرند اقلاً نصف قیمت را كمكى خواهند کرد . (۳۲) مترجم: حبیب الله طرزی مادام سان ژین از فصل هیژدهم حقیقت را فهمیده و صدمه های زیادی خورد و رنج و الم زیادی کشید، ولی بالأخره او را عفو نمود. من باينچنين يك معافی یقین کرده نمیتوانم . این را میفهمم که این شوهر منادی خیال طلاق را داشت و چیزی را که یو تا پارت در دل گرفت باز هیچ از اجرای آن صرف نظر نه می کند . شاید ایلچی گری تو همین است که ناپلیون را از طرف ژوزفین در خواست نمائی که این طلاق حتمی را به تعویق بگذارد . » کاترین: ـ « من گمان میکنم که امپراطور هنوز هم به زن خودش محبت دارد . زیرا او را در کلیسا نکاح نموده و گمان نمیکنم بعد ازین قدر سالهای وفا شو هری بفكر طلاق بيفتد . ولی ژوزفین میترسد . » له فيور: ـ « آیا اوضاع او باعث شکایات تازه امپراطور شده میتواند ؟» کاترین : ـ « آه ، خدای ! امپرا

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 766. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/766 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/766
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record