Machine transcription
( شماره ۳۸ )
( مجلد پنجم )
بمحض شنيدن اينکه در جمله اشخاصی که از من عاجز حمايت وقدر دانی کرده اند ، يك پسر ( چارساله ، که صد روپيه اعانه داده ) يعنی آقای نور محمد جان اثر شامل است ، متاثرا نگرديده براحساسات افراد صغير و کبير اين جامعة جوان وجوان بخت ، اين مهد پرورش مدافعين دين و وطن ، وفداکاران راه اسلاميت وافغانيت جرباً تحيات نفرستد و آفرين ها نگويد .
قدر دانان عزيز !
امانتی که با اين خدمتکار عاجز ملت وفدائی ملت نموده ايد، از يکطرف برای حيات تمام افراد صحيح افغانستانی عبارت از يك تازيانه است که شعور وهيجاناتی دريشان توليد نمـوده بـطرف سيری بسوی شرق انگيز وفداکاری ايشانرا ميکشاند ، واز طرف ديگر ، اشخاصی را که بمحض شاير وهم پرستی مخالف انصاف واستعداد اين ملت سخن ها گفته چشم های خودرا از حقيقت بسته بودند ، قانع و ساکت می سازد .
راجع باستعفای من ، از وکالت شما در شورای ملی ، تنها اينقدر ميتوانم بگويم که دران زمان معذور بودم و با وجود آناستعفای من لازم و ضرور بود .
بهر حال همچنانکه در سابق حيات مستعار خود را وقف خدمتگذاری ملت هنر پرور خود ساخته بودم ، حالا نيز کمافی السابق ، در فکر وعقيده ئيکه همواره در باب سرمايای جميل ملت نجيب
ترجمه از جريده ( خلافت )
بمبئی مورخه ۳ جنوری ۱۹۳۲
مشورت بستي حکومت
نادری
اشخاصيکه نسبت به شاه نادر خان اين بد گمانی دارند که آنانريك جاه طلب وحكم ران مستبد هستند ودر دوران شورش افغانستان از فرانس به حالت ناتوانی وضعف پنهانی بمحض اين خاطر به وطن محفوظ خود مراجعت کرده اند که به تخت خالی کرده امان الله خان متمکن شوند : آنها اين را معلوم کرده حيرت خواهند کرد که بعوض اينكه فرزند يکتا ، ويا يکی از برادر های امجد خود را جانشين ووليعهد خود بسازد اعلان کرده اند که آينده انتخاب فرمان روائی افغانستان بقرعه راه عامه کرده
افغانستان در دل داشته ام ثابت قدم بوده حيات ناچيز دئة خود را با يك عالم تشکر وامتنان ازحسيات و طرفداری شما بخدمت تان تقديم ميکنم . واميد واثق دارم ؛ خدمات من ، وبحمات شما برای افراد نو ميوه وطن عزيز ونسل آينده ملت افغان لوحه عبرت عملی مؤثر ومفيدی تشکل دهد ، درخاتمه ترقی وتعالى افغانستان را ، بشرف استقلال ملت افغان از در گاه حضرت قادر سبحان بصد نياز استرحام ميکشم .
( خادم وطن ، فدائی ملت )
عبد العزيز
خواهد شد ، وملت کامل آزاد خواهد بود نسبت به نظام حکومت خود فيصله کند .
اعليحضرت نادر خان اولين حکمران اسلامی هستند كه يك حکومت شخصی را باصول جمهوری روشناس کرده اند و با وجود بودن محبوب وهمه ل عزیز ملت از بدعت ملوکيت ظهار نفرت واستكراه نموده اند .
اين فقط تقاضای نصائحت انديش وتدبير شافي بود كه باسرار ملت آماج وتعنت افغانستان را قبول کردند وملك را از تباهی ، ندایی وخانه جنگی مزید امان دادند و گرنه شخاصيکه از رجحانات شخصی شان واقف اند می فهمند كه اعلیحضرت هميشه حامی مساوات وجمهوريت بوده اند و بزر گترين آرزوی زندگی شان همين بود که وطن عزیز شان را بجانب آن جمهوريت حقيقی و عثمانی کند که عامری امتياز مسايمان هــای قـرون اولى خيال کرده می شوند .
لاکن آن ها ديدند که بعد از تبساه گاری های دور صفوی بمالك شخصيت زیر دست ورهنمایی پدرانه شان سخت ضرورت است وبه بالند و جاری کردن اصول جمهوريت در رايج كامياب شده بتونند لهذا آنها بطور محبوری قيام عارضی ملوکيت وحکومت شخصی را مرافقت کردند .
مايقيين دارم بعد از بن اعلان شخصيت نادر خان در انگاه عالم نسبت به باش مايار بلند خواهد شد وبا پارتی جمهوريت پسند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
