BrowseAnīs → page 703

Page 703

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 703 of Anīs

Machine transcription

صفحه ۱۱۰ ( شماره ۳۷ ) مجلد پنجم بعد نان تا ساعت دوازدۀ شب در ده چایك سبز ترا يك دوسه فنجان خوب است چلم چینی و تنباکوئی چرخی پس ازان بهر سرگرمی خاطر دوسه غلیان خوب است گرچه اینها همه نیکوست ولی نيك تر است گر براز دز بکنی گوشۀ بحران خوب است گر ترازو بود و جود وسخا و شب دی بعد ازان از همه لعل لب جانان خوب است با همه عیش ونشاط وطرب وسعد وسرور ساز ( نوروز ) ترا از همه الحان خوب است ( هوسارها ) که در عقب می آمدند نیز معرض آتش توپ های قلعه می شدند بنا بران شمشیر را کشیده و حکم هجوم دادم . » امپراطور دلچسپی زیادی باین حکایه پیدا نموده گفت . « بسیار خوب ، و بعد ازان ؟ » هانریوت . « چون دیدند که ما بطرف پل معلق حمله می بریم یکی از افسران بر کنگوره دیوار ظاهر گردید . من امر در باش داده و با همراهان خودم صف کشیده از افسر مذکور تسلیم شهر را مطالبه نمودم . پل پایان آمده و ما را اجازه دادند از ان عبور کنیم و بشهر داخل گردیم . در همان لحظه قاصدی را برای ژنرال خودم فرستادم يك ساعت بعد سر افسر من بنام امپراطور در ( شتیقن ) داخل گردید و حاکم کلید را با و سپرد و ما خلو سلام کرده بر آمد . » ناپلیون : « چقدر بودند ؟ » هانریوت : « تقریباً شش هزار میرسید . » ناپلیون . « اين يك بازی شانداری بود من ترا تبريك میگویم کاپیتان عفو میخواهم ـ کلنل : گرفتن يك قصبه مستحکم با يك مشت سوار سزاوار این رتبه بلند است . له فیور من ترا بقوت بازوی پسر خوانده ات تبريك میگویم تو خواهی دید که ( راپ ) امروز فرمان ترفیع رتبۀ او را برای امضای من خواهد فرستاد . او را با خود به ( دانتزج ) ببر امید دارم چیزهای خوش از انجا برایم خواهی فرستاد . او رو وار کلنل مولف : ا. پلاتیه فرانسوی مترجم : حبیب الله طرزی ( ۴۰ ) مادام سان ژین از فصل هفده هم ( تسخیر شتیقن ) اعلیحضرتا ! چیزی که میگوید عیناً حقیقت دارد . اين يك اقدام دلیرانه بوده است . معلوم میشود که ژنرال ( لا سال ) با ( هسار ) های خودش در یکی از مناطق تخلیه شده مشغول کثافی بوده است که راه را گم کرده است. در همان حوالی قصبۀ کوچکی را دیده ابرشان ها نریوت را با يك دستۀ مختصر سوار فرستاده است که آنرا کشف کند . ناپلیون : « با تنها يك دسته ! چقدر بی احتیاطی ! خوب بعد از آن ؟ » مارشال ـ : « هانریوت تاخته و برسیدن آنجا خودش را در مقابل دیوار مستحکم يك قصبۀ بزرگی یافته است هانریوت دیگرش را تمام کن : چیزی که بعد ازین واقع شده است باعلیحضرت عرض نما . هانریوت قدری جرئت یافته گفت : وقتیکه خودم را در مقابل يك شهر بزرگ یافتم دفعتاً ایستادم . » امپراطور : « له فیور ، لا سال هم مثل تو دلیر و شجاعست ولی در جغرافیۀ از تو بی خبر تر است : خوب بگو به بینم شهر را چطور گرفتی . » هانریوت زیاده تر مطمئن شده به سخن خود با طمینان قلب دوام نموده : برای يك لحظه متردد شدم چکنم ولی پیشتر از انکه فیصله کنم ساخاوی شهر ما را دیده توپ ها را بطرف ما گردانیدند اگر من حکم مراجعت را به همراهان خود میدادم از آتش توپ يكنفر هم زنده نمی بر آمدیم که ژنرال را از قضیه خبر کنیم . علاوه بر آن قطعۀ اصل

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 703. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/703 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/703
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record