Machine transcription
( شماره ٣٤ )
مجله نجم
تکرار گاهی بفت، و گبا ناپلیون می
نگریست و میفهمید که با يك پارچۀ
کاغذ چطور ممكن است يك
شهر مستحكم گرفت شود . این
چه معنی دارد ؟ او حكم گرفتن دانزخ
داده شده است . بسیار خوب ! انرا به
حمله و یاس هم اندازان خود خواهد
گرفت . وبعد از ان پلان را خواهد دید
بهر صورت چون دید که ناپلیون منتظر
جواب خود راجع نموده گفت : « ازین
شرف اوی که به من می بخشید خیلی
متکورم .
اجازه دهید رفته این خبر های خوش
را به خانمم بتویسم یقین دارم که از این
مرحمت های اعلیحضرت در حق من ،
نهایت ممنون خواهد شد واعلحضرت را
دعا خواهد نمود .
ناپلیون يك نگاه گوشه چشمی
بطرف سر بازان پیرا فگنده بفکر فرو
رفت . له فیور را بسیار دوست میداشت .
اگر چه یکی از افسران کم تعلیم
او بود ، ولی شجاع ترین آنها گفته میشد .
( باقیدارد )
دستور زیادی که ذرایع مرا ودات در آنها
معدوم است حمایه شده است سر بازان ما
از گرسنه گی درمیان برف های پولیند
خواهند مرد و هيچگاه بشهر یا دهی نخواهند
رسید اگر مدخایر لازمه را در عقب
خود نداشته باشم این چیز ها یقیناً واقع
خواهد شد . ازین سبب است که مــن
( انزاخ ) را می خواهم . له فيور : اگر
اعليحضرت می خواهند من یقین دارم
که آنرا حاصل خواهد کرد . امپراطور
امید وارم ولی اینراهم باید بگویم که
دانتزك يك شهر بسيار مستحکم است
شاه پروس آنرا به استحكام اخرين قوش
قرار داده . ساخلوی آن مرکب از
چهارده هزار سر باز پروس و چهار هزار
روسی مر كب است مار شال ( كالکروت)
يك سر باز مشم و حاکم این شهر است . تمام
اطراف شهر را سوختانده اند تا عساکر
ماپناه گاهی نیابند . آنرا گفته دست
خود را بردوش له فيور گذاشته بر سخن
خود دوام نمود ـ حقيقة غير قابل تسخير
است ازین سبب مجبورم ترا به نگرفتن آن
امر بدهم . له فیور بكه خورده گفت
من ـ من انرا. بگیرم بلاشبه خواهم
گرفت . بایم اندازانم هر چیز را خواهم
گرفت .
ناپلیون شانه های خود را تکان داده
گفت : « احمق با این ! ،
و نقشه ژنرال شاسلو را در مقابل
چشم او گرفت . له فیور بادهن باز به
ميكنى اين يك پلانیست که از
طرف ژنرال ( شاسلو ) انجنير بزرك
از دو ترتیب دیده شده است . له فیور
در حال که چشمهایش بريك ورق كاغذ
بزرگ که از خطوط و اشکال در هم و
بر هم مملو بود میدید و مدعا و مقصد
این همه خطوط اشیاء و سرخ نمی فهمید
جواب داد : خیلی ماهرانه و مفصل است
نا پليون : اين پلان ( دا تنزخ ) است
که اجميع فاصله ها ! ، ارتفاعات و
مواضعات مهم اطراف شهر را نشان
میدهد . له فیور : پس این دانترخ است
نمیشناستم بلکه هیچ گاه این نام را
نشنیده ام امپراطور تبسم كنان . له فيور
تو به بسیار زودی آنرا خواهی شناخت
این یکی از مهم ترین شهر های
جر منی و بر دریای و سجولا واقع است
مرکز بزرگ تجارت شمال و دارای ذرایع
متكاثره و ذخایر زیادیست که برای محاربات
ما در پولیند بسیار مفید خواهد بود شبهه
نیست که توخواهی فهمید که ما با روسها
هم خواهیم جنگید . له فيور : بلاشبه
من ازین باعث خیلی ممنونم . میخواهم
باشخاص مقابله شوم که از سر بازان شاه
پروس قدری قوی تر باشند . آیا چه
وقت با این روسیان ملاقی خواهم شد .
امپراطور : هنوز قدری زود است
انتظار بکش . روسيه يك سلطنت وسیعیست
و برای مهاجمین اشکالات زیاد در پیش
دارد . این مملکت با میدان های ییخ
( مطبعه انيس )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
