Machine transcription
صفحه ٦
( شماره ٤ )
مجلد پنجم
شعرای این وطن بتفدیم و شرح حال و آثار هر يك را هر زمانی كه يك روزنه امید و مجرای انتشار یافته ام فورا باكال میل و بدون خود فروشی تقدیم کرده ام
بلی : نتیجه و کرد ار خوب كه فصیح ترین منادی حقیقت است ، از هر کس در هر کار و پیشه که باشد مقبول و ممدوح تاریخ است . به سابقه همان عشق سوزانی که دارم و گفتم اینک به تشریح و نگارش دوا وین بی نام و گم شده که در مدفن تاریخ وا غوش روز گار غنوده حتی مختفه بیوفائی ادبی ما يك پرده ستبر فرا موشی هم بر روی آن کشیده است و اينك این پرده تاريك را عقب زده شروع بکاوش های تاریخی و مراجعه به محفظه ادبی هموطنان خود نموده نتیجه اطلاعات و دست آورد گی های خود را به عنوان ( در های یتیم ) در دو شماره قبل يك رشته لولوی های گرانبها را برشته کشیدم و در خاطر شایقین و دوست داران ادب و ادبیات وطن یاد گارا سپردم . اکنون نیز بوعده خود وفا نموده پاره اطلاعاتی که از هر طرف فراهم آورده ام به نگارش قبل خود علاوه می نمایم . بعقیده نگارنده هر شاعری از خرد و بزرگت سزاوار همیقدر و بیش ازین مطالعه است و روزی باید اوقات یکی از عشاق ادبیات را بخود مشغول بسازد . این نکته را نیز نهفته نگذارم که اغلباً نگارندگان ما حاضر نیستند که بر نگارشات ایشان کسی تعرض کند
در های یتیم
( ۳ )
متبع ترین باب ها و نفیس ترین فصا لهای ادب تحقیقات در احوال و آثار شعرا و سخنوران يك اقلیم است . علاوه بر مشغولیت خاطر و مطالعه دروس ادبی بر لذت روحی انسان افزوده از يكطرف با نسجام و استحکام مبانی ادبی وتشبهات خیلی بکر و احیاناً ساده و نزديك يفهم و عذوبت الفاظ بر میخورد ، و از طرف دیگر روح تواضع و انكسار و هم چنين غرور ملی وحماسه ، عشق ملتهب ، عفت و تقوی ، مناعت و سر کشی در مقابل رزایل ودنا يا ، احياناً باريك ترين نكات و اسرار در بارهای سلاطین گذشته که فهم و احاطه مورخین هم در تملك و تصرف آن قاصر است دیده می شود . من از وقتی که شعر نگاه میکردم و مختصر ذوقی داشتم مطالعه دوا وين شعرا وتحقيقات در این فصل را لذت بخش ترین کار ها میدانستم زیرا باندازه مشغول کننده و و شور انگیز است که انسان مجبور است بگوید : بوی گام چنان مست کرد که دامنم از دست برفت .
در سایه همان عشق و جنون تا اندازه دست نداده بهترین سرمایه های جان و جوانی که سرمایه چشم و فکر باشد درین راه صرف نموده خدمت ناچیزانه خود را باندازه که در خورم بود به پیشگاه
شجاعات ادبی :
بیرون می شد و هیچکدام از علمای ژو لوژی از وجود آن اطلاعی نداشته بعد ها معلوم شد که به اقل ترین حسابی که تقدیر شود عمر آن کشر از بیست هزار سال نمیباشد مشاهداتی که کارتر به درین مغازه نمود :
در حوالی این مغاره تمثال های حیوانات مفترسه از قبیل شیر و پلنگ و خرس و گاو میش بری قرار داده بودند که از زیر دست يك صنعتکار ماهری بر آمده و درین شکی نیست که این تمثال ها در عهد يك مدنیتی که مندرس شده است ساخته شده و تا امروزه ما از آنها هیچ اطلاعی نداریم و هنوز هم عالمای ژو لوژی درین مسئله بحث و تدقیق داشته و شاید وقتی راهی برای استجلای سر آن بیابند . بلی اشخاصیکه این مجسمه هارا ساخته اند رفته و آثار شان مندرس شده و از بین رفته است و درین چیزی قابل تعجب نیست بلكه حيرت وتعجب درینجا است که دو اثر از بین رفتن ایشان مدنیت نیز منقرض شده و از آثار آن چیزی باقی نمانده است که از روی آن بحقیقت آن مدنیت پی برد .
ورد سورت شاعر انگیسی ، مترو کات و آثار را که گذشته گان عادتاً بعد از خود میگذرانند توصیف نموده میگوید :
« شاید خیلی از چوپانها در دشت هائی گردش نمایند که از هر چیز خالی است الا از یاد گارها وشبح زمان و تقالید گذشته ها » ( باقیدارد )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
