Machine transcription
مؤلف : له پلاتیه دوالتوی (٢٥) مترجم : حبیب الله طرزی
مادام سان ژین
از فصل چهار دهم
( کودتا )
ناپلیون حرف او را قطع نموده گفت :
له فیور عزیزم ! تو يك ركن متين جمهوریت
هستی چطور میگذاری که در دست قانون
دانها ضایع شود ؟ اینجا ، اينك
شمشیری که در محاربة ( اهرام ها )
با خود داشتم تو آنرا بقسم شهادت
احترام و اعتماد من خواهی پوشید .» با این
الفاظ شمشیر تاریخی و پیش قیمت
( مراد بك ) را که دسته آن دانه نشان
بود به له فیور آویخت .
له فیور : « حق با شماست باید
پا دری ها از میان برداشته شوند ! »
در شام همان روز که فرانسه نه تنها
يك سلسلة پادشاهان جدید را مالك
گردید ، بلکه بار دیگر سر نوشت او
تبدیل گردید . له فیور کاترین را بوسیده
گفت :
« کاترین عزیزم ! این شمشیر ترکی را
به بین چقدر قشنگ است : ولی افسوس
که تنها برای مانوره و یا گرفتن ( پادری )
ها کار می آید ، ... من آنرا در غلافش
خواهم گذاشت ! تا از دوستی ژنرال
بونا پارت يك او كية مثل من را يادگار
باشد . »
مادام سان ژین : ـ ولی امید میکنم
که موقعی برای استعمال آن نخواهی یافت ؟»
له فـيـور : ـ نی ! نی شمشیر خوب
خودم که با آن در ( سامبرو موز )
جنگیدم موجود دارم که همراه من خواهد
بود و بهر جائی که بونا پارت ما را رهبری
کند آنرا گرفته پیش خواهیم رفت . اگر
هم بلاشاشه ها مركز باشد ! »
این را گفته و کاترین را بآغوش
کشید چند تا بوسه های گرم بر لب های
او بنهاد .
فصل پانزده هم
( ما دام له مار شال )
در يك اطاق خواب خیلی قشنگ در
قصر ( سنت كلو ) به آهستگی تمام باز
شده خدمتگاره داخل گردید ، پرده
های که در اطراف شبكه های منقش بستر
خواب ظریفی آویخته بود عقب کشیده
صدا زد :
« ما دام له مار شال ! ساعت ده روز است »
يك صدای درشت از زیر لحاف جواب داد :
« تو و ده مجـه هـر دو به جهنم ! چرا نه
میگذاری قدری بخوابم ؟ »
خدمت گاره : « مادام لامار شال
بسیار عفو می خواهم ! خود ما دام مرا
امر داده بودند که ساعت ده حاضر شوم
کاترین : ـ « اینقدر وقت ساعت ده
شده است ، چطور يك خواب ثقيل شده
ام ، وقتیکه رخت می شستم خیلی وقت از
خواب بیدار استم . در ایام مشروبات
فروشی هنوز صدای اولین حاضر باش
شنیده نه می شد که من بـر پا هایم می
بودم ! حالا که ما دام له مار شال شده ام
از زیر لحاف بر آمده نه می توانم
یالندوی مرابده که بر خیزم . »
مادام له مارشال ، خانم خـو مـانـنـد
ترکمان شتم گویان از خواسته خواست
جراب های خود را بگیرد ولی بعد از
تجسس بسیار ناکام شده خدمتگاره را
بكمك خود خواست . آنهم بعد مشقت
زیاد از كـدام كثیفی آنرا یافته برای
بی بی اش حاضر نمود . بعد از رفع این
جنجال ، جنجال بزرگ تر دیگری بر
روی کار آمد زیر اخدمتگاره بیچاره
برخت پوشاندن مادام مشغول گردید . کاترین
اگر چه ما دام له مارشال شده بود ولی
ادا های مقبول پر از نزاکتی که در
اردو گاه و سفال رخت شوهی حاصل
کرده بود یکی را هم از دست نداده بود
بعد از ان ایام قسمت نه تنها وضع بعضی
از اشخاص را تغییر داده بوده بلکه همۀ
روی یورپ را منقلب ساخته بود. افسر
طوپ خانه ( تولون ) يا مشتری مفلس
قصره کوچه ( رویال ) از عهده سر
افسری اعلی بمقام ( کونسلی اول ) و از
آنجا بمرتبۀ امپراطوری صعود نموده بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
