BrowseAnīs → page 434

Page 434

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 434 of Anīs

Machine transcription

جلد پنجم شماره ۲۲ صفحه ۱۰ تمام اشياء پيش قيمت و زيورات خودش را با طلائی که ذخیره کرده بود در يك بکس كوچك گذاشته و يك پالتوی سفری بر دوش کرده چراغ را خوب روشن گذاشته دروازه را به بسیار احتیاط باز نموده و از پله ها با نوك پنجه پايان رفت در انتهای زینه دروازه كوچكی بود كه بطرف باغ عقب مطبخ باز میشد بعد ازان که گوش نهاد دید صدای از هیچ طرف شنیده نمی شود و سکوت عمومی حکما فرماست به کمال احتیاط قلفک زنگ زده دروازه را بر داشته هوای سرد شب را استشام نمود آسمان بنهارت صافوت و ستاره گان بمنتهای درخشنده گی برای اینکه از باغ هم بی سرو صدا بر آید از عقب بوته ها خیزیده خودش از روضین اطاق خدمت گاران و اشپز خانه حمانه نمودن میخواست که دفعتاً در مقابلش دو نفر ایستاده یکی از ین دو نفر مرد بالند قامتی و دیگرش زن دامن کوتاهی بود که پر بزرگی بر کلاه خودش نصب داشت - بلانش از خوف زیاد مفلوج شده نه حرکت میتوانست نه صدا و نه تکلم مانند مجسمه یاس و نا مرادی بی حرکت ایستاد . طرف مقابل که باندازه او متحیر و مبهوت نبود از فرصت استفاده کرده آهسته گفت هوش کن يك كلمه هم بر زبان نیار ما دوستهای توهستیم - بلانش شما میگوئید ولی من آواز دوست را نشنیدم . کاترین اینقدر بلند حرف مزن ! بگو پیشم ماد موازل بلانش کجاست . بلانش مثالیکه از شدت خوش حالی خفه شده باشد نعره زد خدای من ! کاترین این تو هستی کاترین من هستم اینرا گفته و بطرف لا دبولت اشاره نموده ایراد نمود بلی این منم که بمعاونت این مرد شريف وعده خودم را ایفا کردم . طفل شما صحیح و سالم در اردوی فرانسه مخواب راحت است کاترین چون دید که بلانش هنوز هم بکلمات او بدرستی آگاهی نشان نمیدهد مسله را زیاده روشن نمودن خواست من از رزبهان سیزدهم پیاده خفیف مشروبات فروشم ( هاپزبویوت ) پسر شماه در خیمه من نزد شوهی محفوظ و سالم است - بلانش آه دوستم مرا از غم و اندو بکلی نجات بخشیدی و چقدر ممنون خواهم شد اگر همین دم باردو داخل شده و ها پزبوت را ببوسم کاترین این قدر عجله منا سب نیست درین وقت شب بار دو گاه داخل شدن مجولیت محض است لا و بولت خانم عزیز مدام له فیور حق بجانب است درین وقت هر که اراده رفتن اردوگاه را بکند مثاليكه سرش را بكف داشته و باخود میبرد . بلانش باوجود اصرار و تکرار زیاد کاترین ولار بوات مخاطرات ماندن قلعه را شرح داده گفت پدرم میخواهد همین امشب مرا بیای محراب کشانده بدست بارون دهد چنانچه قانون دان وکشیش هر دو منتظر نشسته اند اگر نروم باید از حیات دست بشویم . هر سه نفر در تاریکی شب عقب پته ها مانند سه مجسمه ها ایستاده خاموش ماندند و نمیدانستند چه تدبیر بسنجند با نهایت کاترین با صدای ظریفین خودش خاموشی را شکسته گفت ایگاش اگر له فور درینجا می بود ضرور بیا فکری یا رای پیشنهاد کرده میتوانست ! - بلانش ! چه میشود که هر سه ما یکی برگردیم کاترین مخاطرات کله ها استحکامات و اردو گاه را چنان عبور باید کرد ؟ - بلانش : « من بنفس خود از هيچيك ازینها خوف ندارم! آیا میدانید مادر یکه مشتاق دیدار او لادش میباشد مخاطره یا مانع تام چيزی در مقابل او وجود ندارد ؟ » قریب بود که کاترین ازین دلایل قانع گردیده با بلانش بطرف اردوگاه برگردد که دفعتاً صدای پای چندی از یکی دروازه های قلعه شنیده شد هر سه بدانطرف متوجه شده دیدند که با رون لوندال با چند نفر خدمت گار ها که مشعل ها در دست دارند بطرف کلیسا میروند چون دیدند که از کنار ایشان خواهند گذشت خود را زیاده تر در برگ ها و شاخ ها پنهان نموده ساکت و صامت ماندند . در آنهای که از قریب ایشان میگذشتند با رون یکی از خدمت گاران بر گشته گفت برو ماد موازل بلانش را اطلاع بده که عروسی از ساعت موعوده قدری وقت تراجرا خواهد یافت و من و مارکیز در کلیسا منتظر او هستیم . »

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 434. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/434 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/434
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record