Machine transcription
صفحه ۲ ( شماره ١٤ ) مجلد پنجم
بکمال تاسف می نگریم که مدت ها میگردد
و چشم های کسانی که در ین محیط با حیاء
حسی دارند بیک سو، منتظر است که
کی و بکدام لحظه این ملت بیچاره عقب
مانده از خواب سنگین بی خودی و از خود
رفته گی پهلوهایش بدرد آمده اثار یقظه
و بیداری نشان میدهد. گر متاسفانه هنوز
هم منظر باید بود ... منتظر باید بود ...
اما تا بکی و تا به چند ؟
افسوس ! به چشم خود می بینیم که هم
سایه های ماچه يك شدت و حدت فوق العاده
برای بدست آوردن سعادتی که نقطة امل
و مطمح بنظر تمام ملل دنیا را ( مجز از ما )
تشکیل داده است صرف جهد
و سعی می کنند ، و چگونه
هر روز برای نایل شدن به سعادت
حقیقی که نوع شریف انسان را در خور
و سزاوار است چاره های متنوعه اندیشیده
پلان ها و نقشه های رنگا رنگ طرح
و ترتیب می نمایند و هر لحظه به وسیله
جهت بر آوردن مقصود خود توسل می
نمایند . مگر هنوز هم نمی دانیم که بالاخره
جسم مریض زار و ضعیف این وطن بس مانده
که در تحت فشار امراض بد و میکرب
های مهلك غفلت و بی دردی روز بروز
تنزلوی و ناتوانی آن رو به ترقی و ازدیاد
است ، بچه صورت خواهد توانست در
صحنه پر هیاهوی تزاحم حیات ، جود
ضعیف و جسم عایل خود را حفظ نماید
و یا در بین تلاطم امواج ذخر قوای
موجودة عالم زورق زنده گی خود را
ساحل تعالی برساند ؟
بفکر عاجزانة ما سبب این همه عقب
مانده گی و تقهق. روزانه بجز این يك
مسئله چیز دیگری نیست که به جریانات
اطرف و جوانب خود انظری از روی
حقیقت سنجی نیفگنده و هیچ گاه متوجه
نشده ایم که این همه غلغله و شوری که با مجتمع
بشری برپاست در نتیجه بچه و برای چیست ؟
یا به عبارت واضح تر بگوئیم از این
گونه نظر یم و با امور حیات زندگانی بی
علاقه فتاده ایم ، تمام این همهمه و شور
این نهضت و حرکت متواتر،، این
اجتهادات و مساعی لا ینقطع که در صفحه
پر از مطالب هستی جریان دارد
برای ما که هنوز مسئولیت حقیقی خود
را در عالم حیات نشناخته ایم هیچ قدر
و اهمیتی ندارد. و نمی دانم که لازمست در
سلسله اکملیت و ما کولیت این دنیای پر
از فجائع باید خورده شویم و یا بخوریم .
بلی ! حادثات عجیبه دنیا پرواز های
طیاره را نان بزرگ در فضای سماء و
اکتشافات بزرگ علمی وفنی دیگری که
هر روز اواره آن سر تاسر دنیا را گرفته
است در مملکت کوهستانی انعکاس می کند
و یا اگر می کند کوشهای ماخیلی سنگین
تراز آن است که بران تاثیری اجری کند :
می شنویم فلان عالم وفلان كاشف
یافلان رو فیسر به کشف فلان چیز
یا فلان نقطة دنیا کامیاب شد و یا اقدام
نموده و یا اقلا در راه آن فدا شد .
اما به جواب اين يك جملة « به من چه »
را گفته صرف نظر می کنیم و میرویم .
گوئی به حسن تعجب داریم ، ونه از
عاقبت اندیشی بوئی به مشام ما رسیده است
ونه میدانیم انسان چه وانسا نیت چه منزلت
و حقیقت دارد . حتی نتوانسته ایم بفهمیم
که علت عقب ماندن ماحمر و میت از عالم
و بی بهره کی از فن است .
باری ، وظیفة خود میدانیم به حزین
ترین اواری در مقابل برادران هم وطن
خود رفع صوت نموده بگوئیم ، انصاف
کنید . بر خود و بر اسم شریف انسالت
رحم نمائید . و ما را بدنام نکنید .
امروز سرشته امور آهسته آهسته
( ولو نامكمل باشد ) بدست تان آمده است.
حکومت تان میرود ملی میشود ، از
دستبرد مظالم خود پرستان خلاص شده
میروید . پس از مشقات بسیاری که کشیده
اید امروز باز فرصت مقتضی بدست دارید
وازین موقع خوب استفاده کنید، وسعی
نمایند . که کار خود را ، وظیفة خود
را بشناسید و بدست بگیرید و پیش ببرید .
وری خود را آئینه بزرگی که دنیای
وسیع با عملیات واجرا آت ترقی
پسندانه خود با شياء ( تعرف الا شياء
با ضداد ها ) نهاده است ملاحظه نموده
عبرتی گیرید .
و با حکومت خود در تمام اجرا آت
صحیح و مفید آن يك نوع تعاضد و تعاون
مادی و معنوی ارائه نموده متحداً ومتفقاً
برای نجات و فلاح ابدی خود و جهت
تأمين حيات، آتية مملكت خود در صفحه
كائنات راه و طریقی صحیحی بجوئید و
بدست آورید . ( .... )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
