Machine transcription
( شماره ۲ )
گذاشته امروز خود را از کار صمیمانه مهربانی ، همت وامید مملو بسازد ، باین صورت فردای خود را از محرومیت بلان حیات رهائی بخشیده زمانی که برسد « امروز خوبی بسازش »
درین جا از قول این شخص فاضل علاوتاً استنباط میشود که فضائل مذکوره فوق که ذکر نمودیم ، تنها سبب آن «کار » به معنی مطلق شده میتواند ، یعنی کار نیز باید بابعض از شرائط وقیود باشد . ازین جا است که کار را با صمیمیت يك جا ذكر میکنند . یعنی این کاریکه در دنیا موجب خوش بختی می شود ، چنان کاریست که به صمیمیت ویکعکمال علاقه اجری شده باشد . بدون صمیمیت ودل بسته گی به آن کار عبارت از يك چیز سرسری یا اجباری شده فائده بر آن مترتب نمی شود . چه ظاهر است بکاریکه انسان علاقه نداشته باشد آنرا قرار واقع اجری نمیکند وممکن است آن برعکس بعوض مسرت وفائده مصدر اندوه وخساره گردد .
« ماری کوریلی ، ( يك محرره با وسعت نظر انگلیسی ) می نویسد که « تصورمیکنم شخصی که بکار خود عشق دارد ، وبرای آنکه دقائق تفصیلات شغل ومسلك خود را بداند به شروع نمودن از پله اول زینه قناعت داشته باشد ، وشخصی که کار او برایش ازنان ومزد آن عزیزترباشد ، یقیناً مکافات آنرا درك خواهد نمود ودر هر شغل حیات که باشد کامیاب خواهد گشت . کاریگر نیم وله است که ناکام
میبگردد و فاعل بی علاقه است که در کار در می ماند »
اگر انسان بكاريكه در دنیا بدان مصروف می شود بايك نوع قناعت وصمیمیت متوجه نگردیده واز ته دل باجری نمودن وپیش بردن آن همت برنگمارد موفق شدنش در آن کار محال ودور از عقل است ، چه به محض آنکه انسان بکار خود علاقه وصمیمیت داشته باشد دراجری آن واز قوه به فعل آوردن آن يك نوع وجد وشوق پیدا می کند .
وجد وشوق نیز مانند صمیمیت وعلاقه یکی از مهم ترین شرائط سعی وعمل و کار است ، وبدون آن جدیت وفعالیت صورت نمی گیرد .
کاریکه با صمیمیت وعلاقه پیش برده شود وامری که در انصرام جدیت وفعالیت نشان داده شود نفس همان کار در روح فاعل يك زنده گی وحیات ، يك نشاط وانبساط تولید می کند وحیات را شیرین می سازد ، و موفقیت در کار معنویات بلندی بانسان نصیب می نماید بر خلاف آن ناکامی در امور ، وموفق نشدن درکار انسانرا به مقابل بار سنگین وبر مشقت حیات مغلوب ومنکوب ساخته حیات را تلخ ومعنويات اقسالرا پست . و شخص را اتکالی و از مزایای حقیقی حیات محروم میگرداند . بدون صمیمیت و با علاقه و جدیت انسان نمی تواند به موانعی که در امور حیاتی در مقابل امر پیدا می شود جداً مقابله نموده به مقصود
خود نائل گردد . می گویند « ناپلیون » گفت کلمه « نه » در قاموس دنیا نباید باشد ، اما ناپلیون این را برای هر شخص تنبل وبی علاقه ، هر شخصی که در کار خود صدق وصمیمیت نداشته باشد نگفته است بر خلاف آن در قاموس حیات يك فرد بیکاره و آرام پسند هزار ها « نه » در هر ساعت و هر دقیقه موجود می شود بلکه مقصود او شخص بوده است که مانند خود او بايك عزم خسته گی ناپذیر ويك اراده غير قابل مغلوبیت به وظیفه خود مصروف میگردد، و برای این چنین يك عزم واراده متین از همه اولتر علاقه به غايه و مقصود یا صمیمیت به کار لازم است .
کاریکه ما در دنیا میکنیم و ازان امید کامیابی ورسیدن بدرجات عالی می داشته باشیم لازم است چنان کاری باشد که آنرا با مسرت و شعف اجری کنیم ، نه با مجبوریت وا کراه . سرازرقبای تمام ملل محسین يك چیز است که « کار می کنند و با علاقه وصمیمیت کار می کنند ، وچون معنی حقیقی کار را و فوائد حیاتی آنرا در اثر تربیه صحیح و تعلیم درست ( که آنرا نیز عشق به کار پیدا نموده است ) درك نموده اند ، وجداً در پی کار خود افتاده اند کار ایشان موجب سعادت ، مسرت وموفقیت می شود ، برخلاف ایشان ما شرقی ها و مخصوصاً اولایان افغانان دراثر تنبلی وبی کاره گی وزنده گی عطالت کارانه که بدان مبتلا هستیم . روز بروز به عقب ميرويم وحيات برما عبارت از يك ماتم وغم يك جگر خونی والم گشته است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
