BrowseAnīs → page 234

Page 234

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 234 of Anīs

Machine transcription

مؤلف له پلاتیه فرانسوی (١٠) مترجم : حبیب الله طرزی مادام سان ژین فصل پنجم ( قرض ومقروض ) مشتری که کاترین میخواست رخت هایش را ببرد ، بو نا پارت ، نام افسر توپ خانه بود که در شب اول ملاقات له فور و کاترین در ( دوکسپال ) دیده شده بود . این مردی که در تاریخ دنیا حصه بزرگی را اشغال نموده و مانند ( لو تهر ) عالم را متزلزل گردانید ، دران وقت مورد نامساعدیهای روز گار مانده محال پریشانی حیات بسر می برد ، در رد کردن افسری قوای ملیشیا ، ( قومی ) كور سيك يا ما فوق خودش گرفتار کشمکش می بود در حالیکه هر کس تصور میکرد که بعد از رد قبول افسری مذکور به بهانه مریضی در خانه خودش به ( اجا كسبو ) امرار حیات دارد، نا پلیون سر بر شور خود را گرفته در پاریس پر غوغا عودت نموده بود و در پاریس بکمال بی صبری و با قدری خوف انتظار جواب اعتذار نامۀ خودش را می برد . از هر طرف بی چاره شده مجبور گردیده بود که از اقتصاد نهایت ضیق کار بگیرد چنانچه دريك اپارتمان محقری منزل گرفته بود . بعضاً بچندی از دوستانش که از خودش مستعد تر بودند نهار میخورد و بعضاً فاقه می نشست و با بیچارگی نان خشك و قدری پنیر قناعت می نمود . صبح ١٠ اگست بونا پارت بصداى ناقوس ونقاره از خواب بر خاسته نجانه يك دوستی در میدان ، کارو سل ، رفت تا جنگ را تماشا کند . بعد از آنکه انقلابيون فتح نمودند ولوی شانزدهم به مجلس تسلیم شد ، نا پلیون در حالیکه دلش از مشاهده مناظر مدهش پر خون وروحش از قتل عامی که ، شوالیه های دگر ، بر اهالی بی سلاح کشاده بودند افسرده بود نجانه محقرانه خودش برگشت و برای اینکه افکارش را قدری راحت بخشد و از تخیلات پردهشت جنگ وارهاند خریطۀ بزرگت بحر سفید را که دران اوقات سواحل آن جولا نگاه جها زات انگلیسی و مصدر تحریكات شاه طلبان شده مانده بود در مقا بلش بر يك ميز باز نموده مصروف مطالعه عمیقی گردید . گا گا در پیش چشم او او هام جنگ و قتال و يا تصورات پوچ شوكت ودبدبه مجسم می شد ، ولی بدیدن چهار دیوار خانه که اورا احاطه کرده بود وضعیت موجوده اش حقیقی ثابت میگردید و او هام باطله از میان بدر میرفت . وقتیکه حیات نامسعود موجوده خودش را با آن تخیلات جاه و بی معنای سعادت و شوکت مقایسه می نمود ، در کنج دهنش يك تبسم تلخی ظاهر میگردید . نه پول و نه کار . وزیر به التجا های پی هم او کر . وما فوق سابقش دشمن . نه يك دوست نه يك غم خوار ! با وجود همۀ این حقایق آن او هام را حطه مانند افسانه های دیو و پری با آنقدر تجلی و بی مخوف و خون آلود بر دماغ هجوم آورده در پیش چشم عریض تجسم می شود . در چوکی خودش نشسته و بر پشت تکیه کرده در حالیکه سر بزرگش را در بین دست های خود داشت میدید . « که در وسط هزار ها سر باز دلیر با اسپ سفیدی سوار و در یکی از پا یتخت های یورپ میدر آید . گاهی علم در دست و دسته های عساکر خودش را به هجوم استحکامات کله بار و قلعه های کوه آتار می گمارد سواران عجیب با لباس های ملون و مطلا تیغ های براق در دست و دستار های قرمزی بر سر در پیش روی او بزانو در آمده ملیون ها اواز به تمجید او بلند میگردید . در میا نین پر از برف و یخ مستور شمال و صحاری آتش

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 234. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/234 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/234
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record