Machine transcription
صفحه ١٦ (شماره ٦) مجلد پنجم
له فیور : پس بیا که این پیش بینی او را از قوه به فعل بیاوریم ، و با نصورت چیز های دیگری که وعده نموده است بیکسان ایکسان بدست بیاوریم .
کاترین : مگر همین دم ممکن نیست که از دواج ما صورت بگیرد ، اول باید این جنگ بآخر برسد :
له فیور : پس بهتر است تاریخی را برای عقد نکاح منتخب کنیم .
کاترین : سقوط استبداد و فتح انقلاب کافی است .
له فیور : اه ! چه يك روز نيك بخت و مسعودی خواهد بود ؟ این را گفته و آستین دست راست خودش را بالا زده صدا زد : «کاترین» بین که من مستبدین را چقدر نفرت می کنم !
کاترین بکمال تعجب در بازوی راست اور سم دو شمشیر متقاطع ويك سر در حالت احتراق را که تازه خال زده شده بود ، دید که از زیر آن این عبارت نوشته بود :
مرگ به همه مستبدان
کاترین : برای ثبات وطن پرستی فامیده عزیزم ! ازین يك علامه مقدس بهتر چیزی نیست .
له فیور : نه چند روز بعد یکی دیگر از ینر بهتر بتونشان خواهم داد .
کاترین : چه خواهد بود ؟
له فیور : به : تحفه عروسی .
بعد ازین ملاقات هر وقتی که له فیور از فراغتی بدست می یافت ، دیدن مختصری از نامزدش می نمود . ولی در هر دیدنی صحبتی به میان نه می آوردند و خیال می کردند که سقوط استبداد وقت زیادی به کار خواهد داشت .
ازین باعث بود که کاترین هم به حب يك وطن خواه و هم بمنزله يك عروس بطلوع روز دهم زیاد از هر کسی نگران می نمود .
آواز های محخوف ناقوس در فضای تیره شب مانند راکت های مهلک در گوش اسیران ( قصر تویلری ) میرسید ولی عصاره کوچه ( رویال ) آنها را زنگ بشارت عروسی خودش تصور می نمود ، و تاصبح از خواب دست کشیده منتظر دمیدن شفق صبح و طلوع شمس نشست . هنوز آفتاب بیرقه ( او برهام ) روشنی نینداخته بود که دریچه خودش را کشاده منتظر شنیدن جیر جوش تسخیر قصر ( تویلری ) ایستاد .
صدی باز شدن عراده کاترین همیا یکمان دیگرش یکی بعد دیگری بهمین در وازه های خود شان ظاهر شدند .
یکی از آنها پرسید : هـ مادمزل بیانی ترین چه خبر است ، کاترین : من هم منتظرم چیزی بشنوم ولی باحال خبری نیست .
درین اثنا سواری در کوچه ظاهر شد که یکمال تعجیل بطرف کاترین میامد . کاترین با دیدن له فیور صدا زد : ايك کسی که بـه هر چیز را خواهد گفت میر سد .
له فیور تفنگ خودش را در زمین نهاده و کاترین را بکمال حرارت در غوش کشیده و دو جا دكه بشدت نفس میزد گفت : ه اه کاترین عزیزم . چقدر ممنونم که ترا بار دیگر می بینم . همه چیز ها اطمینان بخش و به کام وطن پرستانست . امروز ضرور نتیجه ظاهر می شود . هورا برای خلق .
همسایگان اطراف له فیور و کاترین را گرفته شروع باستفسار نمودند .
له فیور منیکه انقلابی را می خواست به جهر بخواند وضعیت متینی به خود گرفته گفت :
ه شما باید بدانید ! که سوء قصدی بر خلاف والی بزرگ ما ( پی تیون ) در قصر تویلری برپا است .
شنیدن این خبر همهمه غضب آلود بین شنوندگان پیدا شد !
کاترین از همه پیش تر به سخن آمده گفت : مگر من فهمیده نتوانستم که ولی در قصر چه میخواست ؟
چرا ؟ او را بقسم گروگان در انجا باز داشته اند ، میگویند و صعیت قصر کاملاً تبدیل شده ، بيك قلعه مستحکمی تحویل یافته است ، تمام درها و دریچه ها مسدود و مستحکم شده اند . گارد های سویس با داندان تسلیح و آن قاتلان مشهور ( شوالیه های دکن ) با آنها متحد شده است . این شوالیه های دکربا خائنان مملکت به کشتن هر يك از وطن خواهان قسم یاد کرده اند ! گریکی از آنها را در اثنای ٢٤ ساعت بدست آورده بتوانم خوش ترین اشخاص خواهم بود
( باقیدارد )
( مطبعه انیس )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
