Machine transcription
صفحه ١٥
شماره ٦
مجلد پنجم
مؤلف: اميلا به فرانسوی ( ٤ ) مترجم: حبيب الله طرزی
ما دام سان ژين
( ناول )
فصل دوم
( سقوط تلوياری )
شبی که فردای آن دهم اگست طلوع میکرد يك شب خیلی صاف و درخشنده گی ستاره گان در دلها فرحت و انبساط تولید می نمود. تانصف شب مهتاب رو شنی خفيفى يكه خودش را بر شهر كه زیر پرتو آن باسكوت هب آرام و ساکن بنظر می آمد نثار می كرد. ولی در حقیقت چنین نبود زیرا از دو هفته باین طرف پاریس متهیج واماده کار زار بود.
از همان شبیکه « له فيور » کاترین او قصاره را درو و كمال ديده بود ، پایتخت مركز واجتماع فرقه های انقلابى ومامن دسته غوغا چيان شده مانده بود. قصر وهم اهالى براى آن مجادله اكبر - آنروز بزرگى كه مبشر فتح انقلاب وتاسيس جمهوريت بود - آماده می شدند.
تمام نصف شب كه ساعت های پاریس دوازده بار در آرامى شب طنين انداخته خاتمه روز نهم وشروع روز دهم را باهالی منتظر اعلان نمودند در هر حصهٔ شهر جنبش شروع كرديد. قاصدان چهل وهشت احزاب مختلف كه الغاى سلطنت را بيك زبان مطالبه ميكردند بخاموشی در تردد بوده و در مقابل هر در وازه ايستاده می گفتند: « به شنيدن اولين صدای ناقوس و شیپور سلاح بدست داشته حاضر شويد ! »
قریب ساعت يك شب بود زنگ های مرکز احتياطيه « سنت ژرمن » كه اشاره قتل عام سنت ( بار تلمیر ) را عيناً دو صد سال قبل داده بود ، باهنگ مرگ سلطنت والغای استبداد بصدا در آمدند.
با این طنين سهمگين اواز شیپور كه از دور انقلابیون را بسلاح دعوت می نمود ، اینزاد شد ومعلوم گرديد كه پاریس از خواب بيدار واسلحه بدست دارد.
کوچه ها بصدای شمشير ها ونیزه ها كه ازدست صاحبان بی تجربهٔ شان زمین می افتادند و كشيدن بعضی از ماشه های زنگ آلود كه اهالی بعد از سالهای درازی به استعمال آن مجبور شده بودند ، منعكس میگردد.
خانه های اطراف ( تویلیری ) پرده های دریچه های خود شان را كشيده منتظر تماشای هجوم بر قصر شاهی بودند. ماد مواز ل سان ژین هم كه در همين حصه شهر سكونت داشت ، ازينكه غرفه اش را کشاده وسری به بیرون زند ، ازهم سايه گان ديگر خودش عقب نه می ماند. كوچه ( روبال ) كه دوكانش در انجا واقع بود، هنوز از مترددين خالي بنظر می آمد.
کاترین ازهر كس زیاد تر بی صبرونگران معلوم می شد. این اضطراب او تنها بواسطه تما شای انقلابيون كه از مقابل دریچه اش می گذشتند نبود بلکه يك مسئله مهم دیگر باعث هيجان او شده مانده بود. بعد از شب رقص در ( ووكسال ) سارجن له فيور را اكثراً ديده وعلاوه از يك دفعه گارد جوان بارادات خودش ابراز به خرج داده است ، ولی کاترین در مقابل حملات جسورانهٔ او خود را بکمال متانت مدافعه كرده تاكه سارجن محو عشق ومحبت گردیده تجویز زنا شو هری را باو تقديم داشته است. كاترین كه بکمال اشتياق منتظر این بشارت بود بكمال ممنونيت تجویز او را پذیرفته و تبسم كنان گفته است.
« برای تهیهٔ لوازم خانيه داری پول کافی نداریم ، اگرچه من دكان رخت شوئی دارم ولی درین اوقات مشتریان همه بد معامله وبازار كساد است . »
له فيور: « من هم اگرچه منصبى دارم ولی تنخواه بباغث انقلاب وصول نه می شود . »
کاترین: این چیز ها چندان اهميت ندارد ، ما جوان هستيم وبكديكر خود را دوست داریم و استقبال مشعشعى در پیش روی ماشت . آیا فال بين به من وعدهٔ دوشی را نکرده است ؟ »
له فيور: « به من هم نگفت كه جنرال خواهی شد ؟ » کاترین: - مگر او لیتر از آن گفت ، زنی را که دوست میداری عقد خواهی كرد . »
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
