Machine transcription
[ILL]
جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه اول حمل ۱۳۰۲
رونق افزائی اعلحضرت غازی بشرقی
به سفر رفتنت مبارک باد
به سلامت روی و باز آئی
رفت شاه سفر و بی ما ما اننا به اطمینان دل خسته دلوطوا
علی الصباح روز پنجشنبه (۲۹) حوت ۱۳۰۲ ذات همایون
بسواری موترهای صبا رفتار دهمت پا جلال آباد گردیدند -
حسب معلومات موثقی که نگارنده را درین موضوع بدست است
اعلیحضرت غازی در سمت مشرقی محض جهت تفریح صرف اوقات
نمیفرمایند بلکه علاوه بر بازدید کارهای مهمه مشرقی که متعلق ملاحظه
ذات جهانبانی است با آن قوای قومی و نوجوانان سمت مشرقی را که
بیک تعداد کافی بمعیت آقای علی احمد خان رئیس تنظیمیه شرقی از راه
جاجی منگل در استیصال غائله سمت جنوبی بذل مقدرت و داد صداقت
دادا ده اند ، نیز شرفیابی می بخشند . و هر نوئیکه لازم انگارند در بند و بست
احوال شان دریغ نمیفرمایند.
درینجا کارهای عادی مرکزی را حسب معمول هیئت عالی وزرا
افغانی بر طبق نظامات دولتی تا هنگام تشریف آوری موکب خسروی
(که بسیار قریبا ست) اجراء داشته ، مسائل مهمه را بئرمین مجلس عالی
وزراء ، اجراء میفرمایند که تحت صدارت حضرت عالی آقای
عبدالعزیز خان وزیر، وکیل وزارت حریه شرف انعقاد خواهد پذیرفت
حقیقت : - ما ازین فراق موقتی شهریار غازی را (اگر که خیابات
بر خود سخت میگویم ) و دست بدعا کیم که این سفر خیریت اثر صحت مزاج و تاج دارا
د هوش و نشاط ایشان تیج بوده با قات موکا متجلی کند متمتع العمر والعافيه با این جهت
فرسوده تسکین دلهای علو بسنعت شرال با لی کابل بپردازند که بوجود مبارک شان از
جانب خویش عزیز می پندارند و باالفعل داکان کابل بسپارد عقیدتمندی چشمانشان راه ما را
خوش باش اوطن که با مئید رسی
افتاد کر
گوشه اندازی
دانسته اندیم
الماموري
رحمت را در بیج
ینمایند و حت
مقابل قوم بها
ناگرفتار ندانم
از گناهان
پشیمان شده
با کمله کلام
خیر نمانده
که بدست ما
کجا آن امین
ما شاهدان
دوم که درد
غیر در خودمی
دول با هم
همین احکام
می میسازند
رایت او
امان اله
اماما را
ت که قیام
غاره دلی
والاترین
اعلیحضر
را گداشتا گوشینه تا بر سر و بهجت اینجا ایستاده اید.
ین خیام جنانکه پادشما در جنگه با بوده و از همانم د جیل با هم در
همینطور در جمیع با عنا یا کمال شفقت نمیدیم اعلمضرت غاز
یم یک لحظه در شب روز ما را حه وراحت نمرد ، در حالا بوند یا
رسد د عا ما که عمو خود با جه بود و هر آمر و که شما شاد قته سابقه ک
تیرا در بعض مهالک خود در تا ادوقه و اسبا را حتی در شالی والاش
ندار یک باره از هم برای شما اوامر صادر کرده قبل کوشت خود را در
وا داشته اند بعضی از قطاع که حاشا در بعضی قطاع که حاشا در بعضی قطا عا د در ازا ر دو خصومتا
ن. ت عوت می بینیم منتظر
انداخت، در محافظه خد تقصیر نمانده یا بتوا مکه مبادا آنها گزند باشید ظلماو
با ند و با را غرور من و جلیلی بختیار بهم که مان خلیل غار را تا ندوه
او قد ر شما سعی میکنیم که از ته دل شکر شجاع و دلیر خود را دوست دنا
دقت از احوال شما با خبر بوده و همه زمان دعاً فتح و فیروزی شمایی
ند گذشته این احشام شما را ملیت عزیز خود توصیه امر میفرمایند اعلحضرت
که تا آنجا کله روا و ا ر نمیدونستند که یک سر بز شاد چار مشکلا
و خود در بین آن یا د میخواستند غائله سمت جنوبی کو مخاصمت کنند و گا
قوای مالی سمت جنوبی را اعلیحضر غانه مثل فرزند خود و دوست
و با خصومت که بر آن سمت جنوبی وارد آمد از دست خود آنها
اینکه نفری که حله گرفته شد و لصال قضا ر پادشاه متبوع
اینکه هر چگونه خصه می تو صو نمود تما آن تقصیر را طر ف باز گرده
اکنون که به لا ملا آمدند باز هم فرزندان پدر خود بوده ابو او
رحمت و برویشان کشاده است.
حقیقتاً پادشاه با اعلیحضرت متبوع مقدس غازی پایا
اسلام و ترقی خواه امه و پیرو شریعت محمدی صلی الله
بوده وقت گرانبهای خود را در آخرتی ملت عجز
و اعلای کلمته الله صرف مینمایند. پس شکر از صمیم دل
زنده باد اعلحضرت غازی ، پاینده با د علمدار
عسکر امان افغان) خوش باش اوطن که با مئید رسی
درخت و کیشه اند و چشما آمد بهار دور غمرت سر برا گا نرگس شگفته گمر مرد آز قرار خود چندین هزار لاله براید بکهسار
[ILL] گنک کی می رسید ای عاشق و فین گرمت کینی در کار چیل بها ست قمت کن مطرب بیا ترانه و صوفی مرا بکار
[ILL] دام مرد و نگیر باد هم میم یار صین بمان سر مراب بخدا است انشر کر ہاسے نوش تو نیش باور فا
[ILL] داغ گرفت لاله عاشقانه ما این لاله که زمین با ستم میکند و ارغوان و من و سر ما بیرون اور ساسا
مغلوب و قندشان رح یا غنام آور دو شیشه یکجا من بایر و خمار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
