Machine transcription
شماره (۱۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲۰ میزان
اطلاق پر آشوب و پر درد اسیری و زاریکه
هم خیریت و فضایل پیام است و این سیرت تاثر از
چشمی تر بماند و با دو پای شکسته با سر پر از
شجاعیه و خصایص مفتاح الابواب مطالعہ ہمت واهتمات
خجالت و مانده گفتم گفتم آیا با معاذی کوافتح
(من قرع باباً ولج ولجا) (۵) اصالتا طینت و دیانت
الدین خواهد آمد ای کاش ذره از شجاعت و نیر وجبر بر قالات
مفرط میشود . (۶) تشکر تامه یافتن (۷) کسب علوم
نبود که با پنجه فولادی این گرفتار شده بمید و حلیله زار در دست
موجب اکناف قاطره مهابت و قار خواهد بود این مصور
دست بر آمیخته هفتم را که گر خود بمردم شکر شما را از میان
ضرور تیت اما آهبت و یسار و لشکری توسل
را با نباید توران و نیستان حصار شور مچه مساویاً بو رایگان
چیز التماست که علوهمت و تاکد عهد و عصمت برام
خدا اند رو گیر میکر دشم میکند ا....... از حالت فقر و
توان کرد این عهده بهمین چهار یا شعار و امعدنده
بلادیم دست پر زاری و درد بخش است و اشیا لازمه مخلہ
که حضرت پادشاه دین پنا را بجمع این خصال فایزه
دارلابارت کاری و دعائیه الحمدان بحمد الله کیه قیاس
و ذات گر میش به نهایت معار را بیست جلالت
کر در اختلاس اضعاف بر دخون با پیکر چه تود با یوم انبر
و اکناف گولشن یافته مائده زحمت با تحضیر ا زا متر
سرا پای غیر نیار شده و با در
راه ترقی و تعالی را تا دیر وقتها مقاطعت کشیده کیر
مهربان خود گرد افراشته قوام فرموده انحراف عبوران بید
اند دو دلیله روشن تر از آفتاب در خصلت اب افغان
پیکر آکر ناگه بلی که اراده شمر مانع بودیم و علاده خواندیم
مدعیات مقاصد است و معید امید که دبلجهم مکام العباد
بانچه آن مبادرت نموده یم - و غیره ..... از همچه باران
و حشو خون ملت و قوم خود که با آن تشبث نموده اند
با فی بار مالا در قرآخون با لرد جان خراش اسارت و متاسف
در قید اسارتت ننموده مجمل کا افہ انجا م که تا مد کو
دست و حوش می بود بر دهمد و تو تغیر کو شه شینی هم بخون
حالت اسارت و فلاکت جاننا حوالش بوده ام
خود میریدیم با هم آزادی و تشویق بر زبان میراندیم.
آن تاج دار والا همت با عزم تحکیمه بهمت که یکی
امروز در عصر سعادت متصلاب اگر د بده اند اگر شکوه
از حلقه اسارت و حمایت و شوم خود دارهای ما
از تنگ سلطت اندا خته طبیعت زور ده با همی رسانه خود را
در عالم بسر عقده کشان میکند و ممتازا مت
میدانیم و خود را بحاله یک فرد آزاد و توح یگانه بشماریم
برو تحفتی بکا لیف غیر شمرو ده متضاد با قواره
دست تشکر دست یاد را از گریبان چود کجاه دیده عز غرزه
متباین عقد و انصاف درعیت پرور و باشند ا نام
در خدا آزاد میگیریم درین نعمت ثبوت مربت
بر هر گوشه و طین که مجاز وسیله و واسطه ترقی و تاتی خود
فاضله و عمل احد امیر امان الله خان است که نقار
بلکه قانون است بمعرفت الهی دلیل روشن این که
عدالت متمسک بود، رعایا را بجائز و بدایع دوست میداند
آن مخوار مالک ملت است چتیر با تجز در حین شاه سگ و
و حق جو سال را مشهور قوت عقلی خود گردانیده پست
و کلا اکفته اند که پاد شاه را بهفت خصلت باید ...
(۱) علوهمت و آن به تهذیب اخلاق حاصل میشود (۲)
اصابت در را و فکرت و آن بجودت فطرت و کثرت تجبهه
دہد (۳) قوت همت و آن بر آصوا و قوت ثبات عائد
میشود و انرا عزم الملوک عزم الرجال خوانند و اصل هرآشناست
تحت محافظت و قوالی نفر موده بلی تا اقدام نرها
دسته بغلام و کف ملت خود نکرده پنجه تمان بر عزم قوت بت
و ضرب شمشیر بر عزم خود ثابت قدم ماند، دستقوال در باره
حامل نمود و علی ہذا ..... و چولی پادشا عالی بیان
و محیطی از موقت در معرض اسباب در د و کیفیت اطبع این
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
