Machine transcription
شماره (۲) جلد اول جریده حقیقیت کابل شنبه ۲۱ ثور
چشما بوره گوشها کرست و هرگز تصور نمیکردند افتادگانها بدا
ندستور د هند پدر مخلوق وزنده گردند است صبح انگه بحل نمره آن
پایدار باشید مگر برعکس بنیر به ایا حیاته خود به خوانیکه با سرامد
خواهد دانست شبه روز در صد و تحصیل مال هر وسیله زشت
یا زیبا میگوشند نظر از فریاد اندار حقیق ندارند بادها و الاخر چندان
این پیرزال دنیا ابداً بکسی نفا کرده و بفقیر وغنی به کوجک و
بزرگ مهربانی ننموده است. دستش همیشه بخون عزیزان رنگین
و رجاایش همواره از خون پادشاهان گلگون است. ۰
هر گل نو گل رحمی نمیداند تنا ولی به گوش سخن شنو که او بدا اعتبار کو
چه سلاطین عظیم الشان جہان داران با شان شوکت
چه فضلا، چه ادبیا چه قهار بجا امدند و کا مرا نمونده داخیر غرب دار
در گور خواب ابدی رفتند همین مصر عصر که مدتش از بزرکترین و
قدیم ترین تمدن عالم محسوب میشود دار آباد شانان سرافرازانی
بوده که صیت جهاندار و اوازه کشور کشائی سنا در افضا عالم پیچید
است. امروز میسر د مومیائی همین پادشاهان باریکها ماد زان
شده. امروز با قدانشان دست آویزاین ان گشته بر خبر بد دیا
من حیرانی کنید و تا موزه مصر را بید تا یک یکے ان چوک پاشان شرینت
و ابهاتشان د هم و مهند مطور فنه و جهان بخواب بدر رفته اند این
بچارگان تصور نمینمودند که اگر لم کنند حبه شار از برکوه با سنگ مخفی
کنند یا در زیر زمین تو در تو پنهان نمایند یا د ارباب انواع » را
بگمایند خو و طلسمیدا ز سر حیوانات را حت تو انند مانند بلی از شمر
حیواً راحت نمانند ولی از شمر لبشر بتواند و پاک خود را شریف مخلوفات
میداند اسوده نماندند. یعنی دستهای نامحرم در عرصه ایجاد
شاه برده عصمت انانرا بکرته بدریده اسرار شانرا افتا نمودند
آیا بنها نمودن جواہرات پیچهاول محتویات و پیلی احترامی با موا
اکتفا کردند، خیر آن ابدان داز خوانگاههای ابدی بیرون آورد
شهر بشهر ده بده بر دند واز رو در یاها و کوه ها عبور داده دریا
گاههای خود بزینت گذشت متماد لی بنام مقدس علم این حرکات
شنیعه را جانه دانستند و این اعمال قبیحه را مرتبت شدند. آه اگر روز
دست انتقام از آستین بیرون آمد کینه خود را بدرد نماند آه اگر
نو پس امروز بود فردا نی
ای عجزه مرحم ما چشم
در اواخر نوامبر ۱۹۲۲ یکی از مهم ترین آثار مصر در کرا نیا ا
کنج اکتشاف کردید این اکتشاف در نتیجه زحمت شستگی نامو ا
کارتر » و حقه « لرد کار نا رفون » است که مدت شانو ده نمود که
تمام در ساحل غربی نیل و در محلی که بحوقت شهر طلبیت او مادی
حفر گذاشتند. طول زمانه نرسیدن بمقصو ابدا خللی جهت بزبان
وارد نیاورد تا اخیرا امر مقضی المرام شد در دور طلائن خود میانه
طلیب زیر مدفن و سیس شتم پی بر گنج عظیمی بردند و فوراً
که در مصر بود به » لرد کار نارفون به در انگلستان از مجرا عراق
نمود و لرد مذکونهم با رکتش با مصر غریت نموده به دارالاقصر
«مستر کارتر» در چالش درب خارجی را باز کرده سرداب
مقبریه رہنمائی میکرد و طولش تقریباً ۲۵ قدم است با کی
اگر چه درب غرفه اول را مسدود یافتند ولی آثار و علامت
که قبلاً هم باز شده و بعدا بسته گردیده است باری پس از
شدن بحرف اول از محتویات آن حیران ممانده شرم و اکر
جواهرات، اثاثیه ، تخت ها ے طلا، صندوقهائیدا
و سا ئر عتیقه جات نفیسه که در اینجا یافتند مقا لیست ار
که عجاله از شرح آن در میگذریم .
امین است توت شیخ امون بواسطه هر اکتشافی از
و بسب ترویج علم و صنعت است بلکه شهرت ایلر
نمودن مذهب ( اتن » یا افتاب هست که بدر زنه
اتن در مصر جاری نموده و عودت او سمت مذهب
امون امان که معبود مصریان قدیم بوده است مدارا
اتن ، پدر زن توت شیخ امون اصلا آسپانی والرا
یا شام بوده است. گویند این ملکه پسر خود را به پرستن
تشویق نمود و لقب او را در عوض محتوبت بع ( چون
زنش محتب الت بود ) اخن تن گذاشت که معلم
اللفظی آن قرص خورشید زنده است. زن (اخیری)
هم آسپانی بوده و تسلطی پر شوهرش داشته است.
دانست که چون پا تحت معر از منف بطبیست منه
مذهب امن نهایت رواج یافت وجاهه و مقدسی
که در التون صناعت بود بگرنت ولی از اینجهت کاله
و ابی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
