BrowseḤaqīqat → page 126

Page 126

Ḥaqīqat · pages 1–525


Page image — the source of record

Scanned page 126 of Ḥaqīqat

Machine transcription

شماره (۱۲۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۵ جوزا و امان بود نامم از زبان عبدالمجید م "امان الله" نهاده شد. و پست دیگر لقبی را که خداوند از مرحمت خود به من مهربانی فرموده: "غازی" است. در اول سلطنت من نیز بقبول نمودن شمس الملة والدین و سیف الملة والدین تکلیف شدم. گفته که قبول کرده نمیتوانم خدمات شما صادقانه عرض میکنم که امان الله استم بگذارید خادم اسلام باشم و خیلی آرزو دارم که تا اسمم خود نامند خادمم یاد شوم! و در خاکت الله الله گفت بپروم نامم بلقب غازی ی را که خدا بمن عطا و ارزا فرموده است، کفایت میکند. اگر شما میگویید که اعلیحضرت امیر مرحوم اینهمه جید جید القاب را قبول کرده بودند عرض میکنم: البته آنها او را لازم دیده باشند تا در آن یک خدمتی نکرده ام که تقدیر کرده شود و با سزاوار این نام باشم، باز اگر خدمتی کرده باشم بمقابل آن امروز این همه القاب متراکم از سرگوشت و کنار گوشم میرسد کفایت میکند اینک مکلفم این بار گرانرا ببردوش از بد. جوهر مرد بتقلید نگردد حاصل : مخترع شو که در گراب تو تقلید کنند من نمیخواهم که در هر کار تقلید کنم ! فقط در سلامیت تقلید میکنم و بس! بهمین قدر که گفتید کافی است انچه در باب امیرالمؤمنین غازی امان الله بول و فرمودید! خوب میدانم که در افغانی طول و اک کل اختیار را میگویند هر وقت که زبان افغانی همه نقاط مملکت افغانستان و در بین مامورین ما رواج یافت البته خودم نیز بقبول کردن آن حاضرم! امیرالمؤمنین :- آیا خلفای راشده (رض) امیر گفته نمیشدند؟ میشدند ! آیا انحضرت نیز سرمایه احدی بودند؟ نی ! خاندان با همین لقب امیر یاد شده اند، حالا شما مختارید که این خادم اسلام را بپز میگوئید یا امیرالمجاهدین یا امیر غازی یا خادم اسلام میخوانید هر چه گوئید خوب است هیچ پروا ندارم سراینهمه از محبت شماست، لکن خودم خود را نسبت بشما خوب میشناسم. بحال من اگر مرا امیر امان الله بگوئید خوبتر تا زمانیکه یک خدمت شایان تقدیر و قابل تحسین برای شما ملت و عالم اسلام اجرا کردم ندارم یا غمی دارم که عقبی ایست و انشعبه : چوبان خدمت جوئیله زمین بس کو سمان فقط وقار در غیر تم در آبادی و بهبودی شما است این در سمن ستیت... قیافه ها و شاه و عمامه شما را ملامت میکنم و قبولی کره نمیتوانم چرا در نیمت شما را طلا است و بعضی غاصب بی اساس هم دارد فقط برای پاسوخ طر و خوشنودی تان این تفنگ را قبول میکنم و با شما عهد میکنم که در امان محاربه اگر سرم برود، در پهلو این تفنگ خواهد بود تا اولا سر خود را در راه خدمات شما ملت ندیم این تفنگ را بدشمنان نخواهم داد. باقی چیز های شما را هم منظور نمیکردم لکن بپاس دلایلی که عرض کردم قبول نموده نمیتوانم الی کلام خود را بمدعای ترقی و تعالی عالم اسلام خصوصاً افغانستان نموده میگویم. (الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر ولله الحمد) (لوحه جرگه) بعد از فراغ لویه جرگه را عرض قبولیت نثار کردن عجز و انکسار اظهار داشته تماماً بیک زبان بحضور اعلیحضرت معظم غازی شان عرض نمودند که بپاس این خدمات و جانفشانیهای شما اگر ما قطرات خون خود را برکاب تان نثار کنیم مبنود جسمی و ثروت و دنیا و مالهای آنرا نذر بداریم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Ḥaqīqat, page 126. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0717/126 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0717/126
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record