Machine transcription
شماره (۱۲۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۱۴ جوزا
۱۳
جواب عریضه دعائیه لویه که از حضو ملوکانه
بعد از اختتام این عریضه اعلیحضرت بیک صوتِ حزینانه که محویتِ رافت و تاثیر عمیقی از شنیدن این الفاظ عاجزانه بود در پاسخ ما فرمودند (م.ح.د)
[اعلیحضرت] از دشت جنوبی بیایم از وضع اقوام جنوبی گر نه اصلا شما اطلاع ندارم اما الحمد لله میطلبیم که از ترقیات شما دیگر خبری نیست مگر ازانیکه حیات خود را از زندگانی شما و آسایش شما از بود و باش شما و مسرت خود را از مسرت شما و راحت خود را از راحت شما شمرده ام
و این را میدانم و می شناسم که تنها برای افغانان بلکه از نقطه نظر خدمت عالم اسلام و خوشنودی خاوند جل و علا است که هیچ یک لحظه از خدمت تان باز نمانده ام و تا کرم خدا بحد بمانده جهدی میکنم تا یک قطره خونیکه در بن دارم برای بهبودی و رفاه شما انرا بدرگاه حاق خیرات می کنم - این عهد های متواتر و موثقی را که مکرراً میکنم شما اینقدر که نظر لطف و محبت مرا شکریه و این چهار چیز را که برایم پیش میکنید در جواب هر کدام آن یکجا یک عرض میکنم:-
دعائی را که برای آبادی ملت و مملکت از ناچیز من عاجز کرده اید حق تعالی قبول بگرداند و خداوند انطور حصه رساند بد که بی آسایش شما آسایش نبخشم.
خدایا ! مرا توفیق انطور خدمتها را بدهی که ملت خود ترقیاتی را حاصل کنم تا عالم اسلام و قوم من در آسایش باشد اگر من زنده باشم آیا انحصه شما نیست عزیزم که مرا بدین نظر لطف و محبت می بینید! و یا بطور یک نشان ازینجا دور نام دنیای منکه محبت برای پادشاه خود ندارد و انقدر ضرمهم از من میسازید تشکر میکنم اما نشانرا
چکنم اینست نشان بهبود ها و ترقیات شما که برای من است، نه تنها در حیات من بلکه در زیر خاک هم برای من این نشان شما خواهد بود.
معروضهٔ کریم:- مصرح به جنونی گرنه اصلا شما اطلاع ندارم، اگرچه از ادب دور است اما معذوره دارم العین از شما خواهم که گفت که نشان ما را از پی بردانی بر بی اعتنائی قبول میکند میدانی انتاجی را که شما طینتِ بجانبداران ما از یک خوشه گندم داده اید. دایما هر و اولاده همان خاندان سلطنت کرده اند بران فخر میکنند فقط ثبوت عسکرتی خود سوگند بحرمت خدا که برای شما آرزو دارم بسیار یک نزا[؟] در نظر امر هر وقت که خدمتی شما ملت و این مملکت توجیه کردم باز خود من میگویم که مستحق مال ان نشان هستم حال محبت شما برای من نشان است. دلپذیر اگر این نشان از یک آفتاب مجللتر نبود انقدر خوش نمیشدم که ازین جوش خروش شما امروز خوش شدم دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی ٭ دیوانه هر دو جهانرا چکند
من دانه ترقیات شما هستم، من مجنون شماها تان میباشم والله بذات اقدس الهی قسم است که دیگر آرزوئی ندارم مهربانی کرده مرا از گرفتن نشان معاف کنید و بخششهای گریه پر و رشک ریزه مدنظر کرده اضافه برین تکلیف گرفتن او را بمن نکنید اگرچه از ادب دور است لکن باین شرف عسکری خویش که خود را یکفرد عسکر میدانم قسم خوردم که درین اظهارم ناز و تکلف نمی نمایم.
( آمدیم بطیفی که لوحه گرگ بمن دایماً میفرماید)
آیا نام من عاجز اسم حضرت الهی شامل باشد
خوب است و بدان فخورم و ممنون میباشم
ویا به "سیف" در وقتیکه من طفل بودم و هیچ مکروهات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
