Machine transcription
مسائل هرروزه
۴۶
مثل پسران خود شان درشت بنود، اگر او خوب نمیخواند معلمه اغماض کرده تلافی آن نرمی را بر سختی دیگران مینمود و روش شوخ او هم در معرض عفو میافتاد حالانکه بدیگران مجازات داده میشد فی الجمله آن بچه نزد معلمه وقعتی داشت که دیگران نداشتند این مادرها حسرت میخوردند که کاش پدران پسران شان اعضای مجلس معارف یا ارکان معززه حکومت می بودند. تا در حق بچه های شان نیز رعایت می شد. بزعم این زنهای احمق آن بچه از پسران شان بیشتر استفاده میکرد زیرانظر شان از تجربه آن لمحه در آتی نمیافتاد. اگر آنها دور اندیش میبودند شکر میکردند که چیزی باعث سفارش پسران شان بخدمت معلما نبود*
از همه مصائبی که بر یک بچه غلبه کند، کم اندکه این قدر بدبختی وارد آرند مانند مراعات برای وجوه تضییع - پسریکه اغلاطش بسبب رتبه اجتماعیش معاف میشود، تا انجام حیاتش متحسر خواهد ماند شاگرد رذلیدیکه مؤاخذه او نمیشود برینکه با معیار های در سخانه مطابق نیست و در هر صورت اصولی زیر بار خواست نیست، قابل رحم است نه تبریک. یک معلمه که پسر یرا عزیز می پندارد که ازین سبب که پدرش یک رکن معارف یا رئیس بلدیه یا حاکم ولایت است اگر بخبر است اما دشمن بدترین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
