Machine transcription
شماره ۸ سال چهارم ۵
سراج دین و ملت باد شاهی
که باشد دین و ملت را پناهی
شه عالى كبر والا مناقب
رفعه الله الى اعلى المراتب
محب اهل علم و علم پرور
د اهل فضل و دانش یار و یاور
جو بگرفتی بکف شمع هدایت
يكن شرط هدایت را رعایت
ز علم و فن و حكمت نغمه سرکن
همه افراد ملت را خبر کن
بعلم أهل وطن را راهبر باش
پیام علم را پیغامبر باش
زمن این پند پیرانه نیوشند
پی تحصیل علم از جان بکوشند
که این دور است دور علم و حکمت
بحكمت تکیه دارد ملک و دولت
بعلم و فن مسلمان بود بانی
نبودش کی عدیل و مثل و ثانی
چرا این راهبر کردید گمراه
چرا در پوزه گرشد این شهنشاه
چرا تا کرد شد استاد عالم
چرا خود صید شد صیاد عالم
( جناب شاه ولیخان و کتاب باشی حضور همایونی )
رواج علم باید عام باشد بهر کس جرعه زین جام باشد
مسلمانان چرا کشتند مدبر مسیحان را شده اقبال پاور
بود لازم که در دار الامارت شود قایم عظیم الشان عمارت
چرا کفار در جامه جلال الله مسلمانان زنکیت باعمال الله
بى تعليم هر علم و کمالی حبيبه بود روشن مثالی
خران را طوق زرین زیب کردن زبانان کشته مجروح اسیدا من
بامصار و قرا و هم بديهات شود تعلیم و تدریس کمالات
چرا بلبل بكل نغمه سرایست چرا طوطی بگلشن در نوانیست
بود تعلیم بر وفق طبائع زعلم و حکمت و فن و صنائع
چرا شد آشیان ویران همارا چرا باز است بوم بدلقا را
پهر شاه و گدا باید نصیبی رسد از حسن تعلیم و ادبی
چرا در سفته من با صدر محفل شریفان را شده بانا به منزل
که تا هر کس ز اشراف و ارازل کنند از علم و فن طى منازل
چرا تیک دری را نیست رفتار چرا داغ سیه نازد بکوهسار
رزیل از علم می باید شرافت بدل کرده کثافت بالطاقت
چرا کفار را بهره زید است چرا حال مسلمانان بعسر است
بداند هر کس از احکام داور حقوق بنده و هم بنده پرور
چرا کفار را شهد است در جام چرا پس تلخکام اند اهل اسلام
بداند نفع خود را هم ضرر را تواند امتیاز خیرو شر را
مسلمان را چرا در کیسه زر نیست چرا بر سفره اش مشتی شکر نیست
شناسد دوست را از دشمن خویش تواند کرد فرق توش از نیش
چرا در کنج کافر زر بانبار پر است و شکرش باشد بخروار
عدورا نشمرد عجاره و خوار باقوّتش نکردد غره زنهار
مسیحی را چرا صید است در دام مسلما را چرا آهو نشد رام
ترقيات عالم را بداند قدم از سعی در میدان بماند
ز وصل یار مسلم ماند نا کام مسیحی راست اندر بردلارام
بچیند اسپ همت را براند بکام خویش تا منزل رساند
عدو الله زیبایش لباس است محب الله قیمتش از پلاس است
بداند چیست اسباب تنزل شد چرا جای ترقی
چرا بر اوج عزت رفت جاپان چرا در فقر و ذلت شد خراسان
چرا اسلام در هر جا غریب است چرا مسلم ز دولت بی نصیب است
چرا از غیر مستغنی است جاپان چرا محتاج غیر آمد خراسان
ارازل را در مقصد بدامان چرا اشراف در پاس اند و حرمان
چرا قصر مسیحی از رخام است مسلما را سرا از خشت خام است
چرا بی بهره اند از اختراعات مسلمانان زایجادات و صنعات
بخوان دشمنان مرغ منقجن ندارد دوست غیر ازنان ارزن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
