Machine transcription
نمبر ٢ صفحه ١٠
حروف الف مد دار
آبدار بيگم = پادشاه هندوستان است که بحسن و جمال و فصاحت و کمال مشهوره بوده، و بادشاه بیوی او خيلى ميل ميداشته بود. و در دهلی وفات يافته است .
( آپولينه ) = يک دختری بود در اسکندريه که در آغاز انتشار دين عيسى على نبينا عليه السلام در اسکندريه ايمان آورده بود و در سنه ( ٢٢٨ ) ميلادى از طرف يهودی گرفتار آمد، و بجاى سوختن محکوم گرديد. و آتش بزرگی براى سوختاندن او افروختند، و او را بر انکار کردن و برگشتن از دين عيسى عليه السلام به آتش خوف و بيم دادند ولے او از دين برنگشته بپاى خود در آتش در آمده خاکستر شده است .
( آتوسا ) = دختر کيخسرو بود که در اول امر با يک موبدی، و بعد از ان با اسفند يار پسر گشتاسب ازدواج نموده و از شوهر آخرش که اسفند يار باشد بهمن را تولد نموده، و او را براى جنگ با يونان بر انگيخته است . اين سخن که مذکور گرديد در تواريخ بومان نوشته شده است. اما چنان معلوم ميشود که در نام اين زن چيزى غلطى پيش شده باشد. و احتمال دارد که (واستی) نام زنی باشد که در تورات نيز اسمش مذکور شده است .
( ما بعدش در نمبر های آينده می آيد )
عِلمِ ثَروَتِ مُلک
ما بعد از نمبر ششم
و شکل و صورت و ديگر کيفيت هاى اشيا را تبديل و تغير داده به اينصورت سير را از نو ناميده و قيمت بوجود آرد. اين است که اين عمليات را يعنی به تبديل دادن شکل و کيفيت اجسام فايده و قيمت پيدا کردن ( صنعت ) بگويند . پيش ازين چون کسی ازين اساس مقصد آنی نداشت ثروت و توانگری به منحصر به طلا و نقره ميدانستند. و درين آخر ها ( آدام اسميت ) و بيرون او اين خطا را تصحيح کرده ثابت ساختند که اصل فاجعه
فاجعه هاى پارتين
بعد از نمبر ششم
مانند يک ملکه معصوم ميخورد، با يک بشاشت، سرور، و نی نيک و تب خزان دائم بنظر ميخورد . رخساره هايش ور سفيدی از انگشتهایش پس نميماند، و چنان کلان می شد که بدوران خوابش سکته عارض شده باشد . تنها و رقت، انی چشمش يک کمی سرخی تيره رنگی نمايان، و اطراف چشمش با يک خط کبود خامی احاطه شده بود. و مردمکها چشمانش با يک پرده غمناکی مستور بود . در حاليکه بر نوکهاى مژگانش مانند دانه مروارید يک دو قطره سرشکی پديدار بود بخطاب جوان بپا ايستاد و جوابا چنين گفت :
— آيا می برآئيد ها ؟ اما چون هر دو زير اين
عادت شماست در اينجا ماندن شماست يا باين حيرت و تعجب ديده ميشود .
جوان — ( بعنف ) آيا مرا سرزنش ميکنيد ؟
قلوتيلد ؟
قلوتيلد — سرزنش گفتيد ؟ من هيچ وقت ملاحظه سرزنش شما نکرده ام که خود شما نيز به اين بخوبی ميدانيد مقصد من اين بود که بپرسم چه وقت بر ميگرديد .
— هر شب چه وقت که بر ميگشتم امشب نيز همان وقت بر خواهم گشت .
— يعنی معلوم شد که از نيم شب بسيار پيشتر ! شما هر شب چون صبح می شد، می آئيد، و تا بشام بخواب ميرويد، و باز براى بيرون بر آمدن از خواب بر ميخيزيد ، برای يکدو کلمه که با يکديگر بگويم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
