Machine transcription
سال چهارم شماره ۵ صفحه ۲
که کشتیهای تحت البحر - آبدوز - را میدانی کشد و کارستانها میکنند . چنان ماشینهایی میبینیم که ماشینهای عظیمه جراثقال را میسازد که به تحريك يك سرانگشت بعدها خروار نقلترا بالا میکشند چنان ماشینهائی میبینیم که آلات و ادوات تلگراف بی سیم و باسیم را بوجود میآورد که خبرهای کره زمین را در لمحه بصر از غرب بشرق و از جنوب بشمال ميرساند. ماشینهایی می بینیم که انجتهای بخار ريلها و اپورها را باقطارهای آن میسازد که در حمل و نقل انسانها واشيا خدمت لكنها اسب را نجامی آورد . والحاصل بلکها ازین گونه ماشينها و ماشینخانه های بدنیا دیده و شنیده میشود . که در پیش صنعت و اتقان آن انسارا حیرت دست میدهد . حالا اندیشه کنیم که آیا اینهمه ماشینهای محیر العقول از کدام کار خانه بظهور آمده است؟ هیچ شبیه نیست که جواب این سوال را هر فرد ذی شعوری که باشد همین را خواهد داد که آن کارخانه و ماشین دماغ انسان است! بلی ، بلی ! همین ماشین است که چون بخارهای حواس را در زیر تشبیق و فشار درارد ملیونها بدایع حیرت آور بروی کار می آورد ! بحر ، بر ، کوه صحرا ، حیوان ، نبات ، حماد همه کی در پیش فوت آن بخار پر اسرار سرتسلیم خم میکنند . زمین، همه ثروتهای پنهان و اشکار خود را در پیش پایش با انداز مینهد. بحر ، جمله اسرار خفایی خود را برونتار کرده در زیر چرخهای اختراعاتش سينه خود را فرش میسازد. هوا، از جناح عجز و تسلیم را در پیش لوحه های مایل و مستوی و پروانه های سریع الدور او فرو می آرد . همین ماشين بديع التكوين که چون یکبار جهانی استیم بخار دهشت کار خود را بسوی امورات معظمه سلطنت و سیاست تاب دهد چه جهانگیرها ، چه صاحقرانها، چه داهیه ها، چه مؤسسها بمیدان میکشند که دنیا ها را بلرزه میآرد. و الحاصل هر انقدر بدایع و صنایع و عجایب و غرایی که در دنیا دیده و شنیده میشود کارگاه مصنوعات آن همین ماشین بدایع سراغ دماغ است. حالا باز بر موضع بحث خود رجوع نموده ببینیم که :
( صنایع داخلی چسان ترقی میکنند ؟ )
آیا اینرا كمان خواهید کرد که اینهمه صنایع عجیبه و غريبة اور وبائیان که امروزه روز چشمها را میدرخشاند و عقلهار المحيرت می اندازد از آغاز کار بهمین ترقی و رونق امروزینه خود بوده باشد و نی و نی : انجنین نیست : اور پانیان هم در اول امر کر پاس بوش نمد بدوش بودند. رفته رفته کرباس را بسان کوره سان کوره را بسان سفید و نمد را بكشميره و ماهوت تحویل دادند. اسباب یکانه ترقی صنایع را در چند چیز می بینیم : یکی از ادای كامله پیشه وران یعنی دایره را بر صنعتگران و پیشه وران تنك نگرفتن و ممکن را برای اجرای صنعتش آزاد گذاشتن ، دوم از طرف حکومت به تشویق و مکافات صنعتگران کوشش ورزیدن و هر گونه تسهیلات و آسانیهاشان دادن . سوم، هر صنعت و پیشه که از طرف صنعتگران و پیشه وران پیش شود ، و شدت احتیاج هم به آن باشد همان وقت از طرف توانگران و سوداگران مملکت يك شركتي تشكيل يافته ، و سرمایه برای پیشرفت و رواج آن وضع شده در ترقی آن سعی و جهد بعمل آوردن . والحاصل مانند این دیگر بی اسبابها هست که موجب ترقی صنایع داخلی میشود که چون ماشینهای دماغها در انباب صرف ذهن نماید . و افکار ها با هم مصادمه کند خیلی برقهای فواید و منافع از ان بر میجهد که موجب روشنائی مملکت گردد ، جای هزار افسوس است که جوهر گرانبهای بخار ذی اقتدار این ماشين بديع التكوين مقدس برچیز های لایعنی غیر لایق آن هباء منثورا گردد .....
( ضروری بودن ترقی صنایع داخلی )
این محاربه حاضره که معدن و سرچشمه صنایع جمله عالم یعنی ( اوروپا ) را از بیخ و بن بلرزه در آورد ، بر همه ما واضح و روشن ساخت که ترقی دادن صنایع داخلی وطن عزیز ما از اهم لوازمات ضروریه میباشد. زیرا این جنگ خانه خراب کارخانه های اکثر اشیا و حوائج او روپارا که مایان به آن محتاج بودیم معطل نمود . راه ها بندشد داد و ستد منقطع گردید. به آن سبب نرخ آن اشیا برتری گرفت هنوز که میداند که سراسر قحط و مفقود هم نشود! پس در حال فقدان آنها ما چه خواهیم کرد ؟ یا میباید برهنه بنشینیم ، یا آنکه به کرباس وطن خود مراجعت کرده تن خود را به آن بپوشیم . بلی ! چون یکبار در وازه سان کوره وسان سفيد ملك غير بروی ما بسته شود دگرچه چاره داریم که کرباس نپوشیم؟ حال آنکه اگر در زراعت پنبه ترقی ندهیم . وكرباس بافان ملك ما هم بهمين حال عطالت و فلاکت بی سرمایه کی و بی اسبانی بمانند کرباس مانيز نسبت به احتیاج مملکت کافی نیامده نتیجه باز به برهنه ماندن منجر خواهد شد. همچنانست حال کشمیره ها و دیگر قماشهای اعلایی که قیمتهای گرانبهایی از خارج خریداری کرده مدار زینت مفتخرانه فیشن وجود خود قرار داده ایم . چون یکبار حرمان از ان حاصل آید بلاشبهه به کشمیره های جار خانه و راهدار و برك وكرك مملکت خود عرض احتیاج خواهیم کرد پس اگر از حالا سوداگران و توانگران وطن عزیز ما سرمايه وافری جمع آورده در صدد ترقی و اصلاح و فراوانی آنها کوشش ورزند بجز منفعت هیچ ضرری نخواهند دید از همه بدتر مسئله تیل خاك، وشمع ، وقند ، وكاغذ وشيشه و امثال آن گونه لوازمات ضروریه مبرمه ایست که بهیچ صورت استغنا از ان ممکن نیست. آیا اگر کارخانه های اینچیزها با بومبه های آتش ریز هوائی ، وكله های صدمنی بحری و برى با خاک یکسان کردیده ما را محروم عواطف خود سازد چه خواهیم کرد ! هیچ شبهه نیست که به تیل شرشف ، و باشمعهای چربونی پنجاه شصت سال پیش ازین خود محتاج خواهیم شد حال آنکه تیل خاند و شمعه ای کافوری فرنگستان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
