Machine transcription
۱۰ سال دوم ۲۱
الفحلات قبل ازین در زیر بحر بوده باشند. جزیرهای (رودوس) و (استانکوی) و (قالتمیوس) از جزیرهای بزرگترین این جزایر نوبرآمده میباشد.
لیکن مع هذا ما این جزیرها را هنوز بر اثبات مدعای خویش دلیل اتخاذ نمیکنیم. بلکه دیگر جزایر يستكه انرا جزائر (سانتورین) میگویند که چند عصر مقدم از قعر بحر بيك صدمه وولقانیه برون برآمده است. ولی جزائر سیوارد بمناسبت خیلی مقدم بودنشان بر اثبات مدعا دلیل کافی شمرده نمیشوند.
جزائر سانتورين، از جزائر ممالک یونانیه می باشد که بنهایت حدود جنوبيۀ ارض یونان واقعست. بزرگ ترین جزائر سانتورین (جزیره تیرا) است که در اطراف آن بعضی جزایر کوچک نیز موجود میباشد.
از بعضی مخالف تواریخ در خصوص جزیره تیرا چنین استنباط میشود که قبل المیلاد به ۲۳۷ جزیرۀ تیرا بيك صدمۀ بسيار شديد وولقانیه از میان دو پاره گردیده (جزیرۀ تیراسیا) را تشکیل داده است. و بعضی از تواریخ قدیمۀ یونان روایت میکنند که قبل ازين صدمه بيك صدمۀ اشد ديگر اصل جزیرۀ تیرا نیز از قعر بحر مجدداً ظهور نموده است.
و در صحایف تواریخ این بلاد نیز ثبت است که قبل از میلاد به ۱۸۴ سال مقدم (جزیرۀ هلیه را) نیز به يك دفعه از قعر بحر مانند يك نهنك بسيار جسيمی بروی بحر ظهور نموده است. و چند جزیرهای کوچک دیگر نیز در اطراف آن بهمان روز ظهور نموده است.
و نیز در زمانهای بسیار قریب — یعنی در سنه ۱۴۲۷ میلادی جزیره (ماسیه را) بيك صدمۀ دیگر زیاده تر از آب برون برآمده دو برابر خود جسامت پیدا کرده است. و کسانیکه این واقعه را برای العین خود مشاهده نموده و تحریر نموده اند چنین روایت میکنند: که هنگام بر آمدن جزیره چنان پنداشته میشد که گويا يك حيوان بسیار عظیم الجثه برای تخلیص جان خویش شناوری کرده کرده سعی به بر آمدن دارد که از شناوری این جزیره عقول انسانیرا حیرت دست میداد.
و كذالك در سنه ۱۵۷۳ جزیرۀ (میفرو قامیا) که در قریب جزیرۀ سانتورین واقعست از قعر بحر ظهور نموده است که مسئله معلوم و مشهود جهان گردیده است.
والحاصل اگرچه ازین قبیل جزائر نو ظهور در صحایف تواریخ خیلی مذکور است ولی ما درینجا بنابر اثبات تبدلات کرۀ ارض بدینقدر امثله اکتفا نمودیم.
ک:
( جبال قديد كشته )
این نیز بر تبدلات سطح کرۀ ارض دلیل قوی شمرده میشود که بعضی جبال را انسان می بیند که مانند لاشه های انسان و حیوان که گوشت و پوست شان رفته و استخوانهای شان باقی مانده باشد همچنان از ایشان نیز گوشت و پوست رفته تنها سنگهای سرتیز و درازی باقی مانده است که در اصطلاح ژه و لوژی انجنین خیال را خیال قدید شده میگویند.
ازین قبیل جبال قدید شده اول که به انتظار دقت میخورد همانا جبال عتیقه (و یا بارت) است که در جانب شمال قطۀ اوروپا و در مملکت (اسو بجره) کاین میباشند.
مشاهدۀ منظرۀ این جبال خیلی شایان ذات و عبرت است مثلا دیده میشود که از قلۀ کوه های پارچه های خاکهای بسیار جسیم و درختهای بی نظیمی فرو آمده در اطراف جبل منتشر گردیده اند. و سنگهای عظیمی سر تیز و درازی که بمقام عظام رمیم خیالات مانند استوانه های قدير وطويل، وعواميد صغير وكبيرى جانجا باقی مانده است. و از وضع و هیات جبل مذکور چنان معلوم میشود که گویا سیلابه ای ابری عظیمی از سر خیال مذکوره فرو آمده جمیع پوست خاکی جبل را فرو آورده باشد. ولی کیفیت اصلی و واقعه حقیقی این جبل را یکی از مقیمین محل مذکور چنین تحریر و بیان نموده گذاشته است: کوه دیارت در سنه ۱۷۱۳ میلادی دفعه بیکبارگی از هم پاره پاره گردیده سقوط نمود. بر سر کوه هم انقدر خاك و سنگريزه و اشجار و نباتیکه موجود بود در ان واحد از هم فرو ریخت. جهان و جهانیان از صداهای مخوف و دهشت انگیز سقوط آن مانند روز محشر در هم اوفتاد. هنگامیکه التوائه، وقوع یافت نیمروز یعنی افتاب جهانتاب در سمت الرس واقع بود. ولی از کثرت دود و غباریکه از تابیدن کوه بظهور رسیده شعاع شمس در زیر پردۀ ظلمت درآمده روز روشن مانند شب تاری گردید و بقدر چهار مترو زمین در زیر انقاض کوه درآمد. گوسفند و حیوانات سائره که ازین حادثه تلف گردید خارج حسابات. ولی چون عمرانات در ان حدود کمتر بود تلفات انسانی انقدر بظهور نرسیده.
و همچنین در سنه ۱۷۵۱ میلادی در ایالت (ساوا) که در (فرانسه) کان است نیز همچنين يك كوهى دفعه از هم پاره پاره گردیده یکبارگی سقوط نموده است. و بوسعت شش ملیون مترو قطعات ارض را بصدمۀ خویش برزمین فرو آورده است. و جای تعجب اینست که انقدر خاك و غبار از کجا حاصل شده که مدت مدیدی مانند ابر بلای ضیای شمس جهان آرا را در استر مستور نموده بود.
پس از مثال های سابق الذکر چنان معلوم میشود که اینهمه سنگهای سرتیز و درازی را که در کوهها مشاهده میکنیم البته در يك وقتی بر سر شان خاكها وجنكلها وحيوانات موجود بوده است. و بمرور ایام بسبب صدمات بركانيه وغير ذالك بدين هيئت تحویل نموده اند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
