Machine transcription
غایر ۶
دار و شهد نشست بیگ برای قونسلوس ما که دل ها پیچیده و رفته رفته رو نموده و آنها نیز مایوسانه به فیلوی خود برگشتند. که قونسلوس امی مذکور را از شهر بیرون برآیند.
کیفیت محاصرهٔ بنغازی
یکی از باشندهگان بنغازی که محاربه را برای سراج الدین کیفیت جنگ بنغازی، چنین حکایت میکنند:
میدان حمله با رمی کشتیهای جنگی ایکالیا بر طرابلس چند منظر بودیم که بر ما کی حمله باری خواهد شد. عسکر والی همگی برین قرار داده بودند که بآمدن دشمن بمجاربه ثبات و مقاومت اورده بر آمدن عسکر ایطالیا را حقیر ولی نتیجه بگذارند. از گرفتن شهر هیچ اندیشه و پروا ئی نداشتیم. زیرا به این یک قناعت حاصل کرده بودیم که نه چنان استحکاماتی داریم که مسلح به توپ مدافعه دشمن باشد، و نه بقوه مجریه خود یک امید می داشتیم که معاونت ما را بکند. مقصد یگانه ما همین بود که تا ممکن باشد برایگان نگذاریم که عسکر دشمن بداخل ملک در آمده بتواند. عسکر به محکم بند بهای ساحل مشغول بودند، (و یوسف شتوان) بیگ که از طرف اهالی بنغازی مبعوث است با آدمهای (شیخ سنوسی) افراد دوا و طلب قنتی را ترتیب و تشکیل داده جاهای بلند اطراف را گرفته بودند. در وقت شب از طرف قوماندان عسکری اتش افروختن عموماً منع شده بود، اما لی چون میدانستند که ایطالیها بیرحمانه بر شهر اتش خواهند کرد زنان و اطفال خود شانرا از شهر بیرون برآورده بودند. بعد از غروب آفتاب شهر مانند یک مزارستانی ساکن و صامت بود، لوای عثمانی بر برجهای عسکری و گمرک، و تحقیقی نه تورج می نمود، غیرا از صدای قدم زدن منتظم گزمه های عسکری و گر هیچ چیزی شنیده نمی شد. غازیان سنوسی به حرکات دشمن خبر گرفته با معلومات میدادند یوسف شتوان بیگ آهنگ مارتین خود را بدوش داشته افراد ملتی را تعلیم می نمود. تا آنکه بوقت صبح دسته کشتیهای جنگی دشمن در افق پدیدا گردید. هوا از پنج روز به اینطرف بارانی و خیلی معموم بود. هشت قلعه کشتی جنگی زره پوشش دشمن اهسته اهسته بساحل نزدیک می شد. از یکی از کشتیهای جنگی یک کشتی کوچکی فرد آورده شده دو نفر، افسر دران نشستند. افسران مذکور با یک بیرق سفیدی بساحل برآمدند، و قوماندان (حربی) بیگ را که در ظرف ۲۴ ساعت تسلیم شود تکلیف و دعوت کردند. قوماندان این دعوت و تکلیف آنها را
فرستاد هر جا نیز که چون شهر براجمه مال زیر طلوب خواهد گرفت باید روزه بگیرد و اسپ و اسپارای خود، محله های خوبی که بر سر آنها ترکیب شدت می نمود. طوریکه های ما سرکاری خیر می شد رفته رفته کسب شدت می نمود. طوریکه های ما توان مقابله کشتیهای دشمن را در خود ندیده ساکت بودند. منتظر این بودند که چه وقت ایطالیها عسکر خود را بخشکه بیرون بر آرند بعد از آنکه خیر آمد می شد بد هوپ های کشتیهای جنگی کار خود را به انجام رساندند فلوکه با وقایق بافراد آورده شده و سوق عساکر آغاز نهاد.
طویچی های ما منتظر نزدیک شدن قایق های دشمن بودند، میجر دیگه در مید ان الله رئیس توپهای ما شدند بنا بر یک امریکه قوماندان صبحی بیگ عطا نمود یک اتش بسیار شدت نامی طوبهای باز کردند. محله ای ما در فلوکه ها و قایق های دشمن می افتاد، یک ولوله و هنگامه رستاخیزی در عسکر دشمن بر پا می نمود. قایق ها پاره پاره می شد، جسد های بی روح و یا مجروح در دریا میریخت.
ازین واقعه دشمن ازین نقشه حرکت خود صرف نظر کرد پس جهت خود باز محله بارشی شدید تر از اول آغاز نهادند. اتش خوب مدت شش ساعت بلا انقطاع دوام ورزیده قسم اعظم شهر را خراب و پریشان ساخت. درین اثنا از طرف غازیهای عرب خبر رسید که عساکر دشمن از طرف (جسی پولیانا) برآمده می آیند لهذا مجبور شدیم که به استقبال محاربه آنها بشتابیم. ما چون به طرف توجه نمودیم ایطالیها نیز راه را ضبط نمودند. اول کاریکه کردند یک (استی مشین) با تلگراف بنا نهادند. طوبهای صحرا کمال در جاهای بلند نهادم (استی مشین) مذکور را خراب کردند و یک قسمی از عساکر دشمن را نیز تلف ساخت.
در نیوقت همه جاهای بلند
[TRUNCATED—MAX_TOKENS]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
