Machine transcription
صحیفه ۱۲ سال دوم شماره ۲۲
(حکومت مرا کو چسان خراب شد)
در وقتی که سیاسیون دولتهای جرمن و فرانس نقشه ها و پلانهای تقسیم کردن و از میان برداشتن آرامی میکشیدند در همان روزها بادشاه مراکو با ندما و همنشینان ظریف طبع خود در باب آور دن مغنیه ها و سازنده ها و رقاصه های مصری و فرانسوی نقشه ها و اندیشه ها داشتند . در وقتی که از طرف فرانس و از دیگر طرف اسپین آدمهای کار گذار فنون شعار خود را در باب نقشه گرفتن سرحدات و راه ها و معبر های عسکری ملك مراكو بهر هر طرف منتشر میساختند سرحدات ملك مراكو بدرجه بی قوت مدافعه و برهم و در هم بود که کارتوس های زنگ زده نم کشیده در خاك توده ها پنهان شده عسکر بی انتظام لخت و گرسنه آن سرحدات به تفنگهای شان برابر نمی آمد، و تفنك ديگر نمير و كارتوس از دیگر نمبر بود . اگرچه حکومت مراكويك چند دسته فوجه منتظمی خوش دریشی داشت ولی آن فوجها محض برای آرایش و نمایش سرای والای سلطان مخصوص بود که دیگر کاری از آنها گرفتن متصور نبود . دیگر فوجی که منتظم گماشته شود موجود نداشت این است که به این سببها و امثال این گونه سخنها و بی پروائیها و غفلتها و جهالتها و ندیمهای بد ملك مرا کو خراب و بدست اجنبیها درامد .
( تفصیلات قتل صدر اعظم محمود شوکت پاشا )
چقدر اسف انگيز احوال ! يك وزير اعظم يكدولت بسيار معظم و محتشم شهید غدر و خیانت چه اشخاص پست فطرت لئیم میگردد ؛ این مصیبت قتل محمود شوكت پاشا چنان يك فلاكت مدهشه بود که فلاکت محاربه را بر طاق نسیان گذاشت . درین هفته اخبارهای استانبول که برای ما رسیده اکثر وقوعات همین جنایت و تفصیلات همین خیانت ستونهای معارف خود را مملو نموده اند که از قرائت آن مو بر بدن میخیزد ، و گریه در گلو میپیچد ، و بر احوال ممالك دولت عليه عثمانیه خروارهای حسرت والم ، و بارهای کدورت و غم بروجود مسلمانان غم شريك شان می نشیند . واقعیکه ما مردم افغان بسبب اخوت مسلمانی خود را غم شريك برادران عثمانی خود میدانیم. به شادی شان شاد ، بغم شان غمناك میکردیم. بخوبی و بدی ، وحتى و ناحقی فرقه های سیاسی شان هیچ سروکاری نداریم، و نمیدانیم که كدام يك فرقه برصواب ، و كدام يك بر خطاست. چرا که بدانستن این چیزها لزوم نمی بینیم. ولی چون به تجربه برما ثابت شده ، و بگوش و چشم شنیده و دیده ایم که همه این مصیبتها و فلاکتها از همین اختلاف و نفاق و شقاق فرقه ها و پارتیها بظهور انجامیده و می انجامد ازان سبب دوام این اختلافات ، و خانه جنگیها را طبعاً خیلی مكروه و منفور می بینیم . و رفع شدن این بلا را از میان برادران عثمانی خود از درگاه باری نیاز میکنیم .
نمیبود ادرنه را که میتوانست فتح کند. از طرف دیگر بلغاری یونانی را نیز با اینهمه فدا کاریهایی که کرده میخواهد از پی جاها صفرالید بکشد، کوههای عیاره را کسی بحساب هم نمی آرد لهذا لازم و ضرور است که اینها در مابین خودشان مسئله را فیصله نمایند و بر سر همدیگر زده غالب را از مغلوب فرق دهند، و قوتهای خودشان را در نظرهای عالم نشان بدهند. بلغارها چنان يك روشی گرفته بودند که در ظاهر دولتهای متفق خود را وعده ها و منفعتها نشان داده در باطن همه منافع ، را برای خود تأمین کنند. حتی نه تنها متفقین خود را بلکه دولت رومانیا را نیز بهمین حیله ها ساکت ساخته بود در انجام کار به این دامهای تدویر بلغارها همه شان دانستند. لازم شد که وجود او را از میان بردارند، و ازین است که یونان و سرویا حمله های شدیده بر بلغار نموده کامیاب هم شده اند . دولت علیه عثمانیه را ضرور است که ازین فرصت استفاده نماید و هیچ غفلت و اهمال نورزیده، و خود کشیها را ترك نموده ، و اختلافها را برای وقت دیگر گذاشته بکار آغاز کند، و یکدقیقه فرصت را فوت نکند عدل خداوندی نیز هیچ شبهه نیست که خونهای آن همه بیگناهان جور و ستم بلغاریا را پامال کردن نگذارد درینوقت و متفقینش نیز ظاهر گردید که بلغارها چقدر وحشی و چقدر خونریز هستند. از بعضی روایتها معلوم میشود که رومانیا با بلغار رسماً اعلان جنك كرده ، وعسكر رومانيا از سرحد بلغار عبور نموده، زد و خورد سرب و یونان نیز با بلغار باز در پیش است معلوم است. ترکیه نیز ازین فرصت هیچ چشم پوشی نخواهد کرد و اگر بکند از قاعده از فرصت استفاده خیلی دور خواهد ماند مردمانی که در امور سیاسی استقاده را مراعات نکرده اند خیلی خسارت دیده اند. مسلمانان در هر هر جا هیچگاه از قاعده از فرصت استفاده فایده نگرفته اند حالا که جهت مقابل شان قدم قدم این قاعده را پیروی کرده اند. حافظ شیرازی اگرچه به این بیت که:
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کی را وقوف نیست که انجام کار چیست
قاعده از فرصت استفاده را بیان کرده ولی هزار افسوس که ما آن وقت خوش را یعنی فرصت را برای عیش و راحت طلبی و به امورات مهمه نپرداختن و به لهو و لعب و مالا یعنیات صرف اوقات نمودن مخصوص پنداشته بیت مذکور را چنین تخمیس و تفسیر نموده ایم :
جانا چهار فصل بود دور روز کار
فصل دی و تموز و خزانست و نوبهار
در هر چهار فصل بود عیش خوشگوار
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کی را وقوف نیست که انجام کار چیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
