Machine transcription
صحیفه ١٦ سال دوم شماره ١٩
ادبیات
بوصف حضرت شاعر مستغنی
مرحبا حضرت سالار سخن مستغنی مرحبا بلبل گلزار وطن مستغنی
در جهان چون تو شناسای سخن نیست دگر نتوان وصف تو کردن بسخن مستغنی
جمله منقاد و مطیع تو بود در گفتار شاد باش از اثر طبع حسن مستغنی
هست در دولت افغان چه ادیب کامل کیت آن کیست بگویم بتو من مستغنی
وصفت ای ناظم اعظم نتوانم که کنم ای سخنهای خوشت در عدن مستغنی
آب از شرم سخنهای نکویت گوهر طبع رنگین تو شد رشك چمن مستغنى
طوطی چون تو ندارد شکرستان سخن کی شود مثل تو این زاغ و زغن مستغنی
ای نوبختای زمان از اثر طبع بلند همزبان تو نباشد بر من مستغنی
من عاجز نتوانم که کنم وصف خوشت کر شود سوده چو کلکم همه تن مستغنی
نتوان وصف تو گفتن زبانی که مر است چون زبان تو ندارم بدهن مستغنی
سیزده سال بود عمر من امروز يقين سیزده ساله چه و حرف زدن مستغنی
السلام ای سرو سالار سخن مستغنی مرحبا بلبل گلزار وطن مستغنى
اسلامبول در یک ترکی محمد نور الدین افغانی این شیخ ولی محمد افغانی
على القياض شبيبة ذى المعالى ابيك الكبير ليس له كفاء
طويل الباع املس شيظمي اغر كان غربه ضياء
اقب الكشح اروع ذي فضول له المجد المقدم والثاء
ابي الضيم ابلج هبرزي قديم المجد ليس له خفاء
و معقل مالك و ربيع قهر وفاضلها اذا التمس القضاء
وكان هو الفتى كرماً وجودا ويا ساحين تنسكب الدماء
اذاهاب الكماة الموت حتى كأن قلوب اكثر هم هواء
مضى قدما بدي رأى حسيب عليه حين تبصره البهاء
باقی دارد
علم ثروت ملل
( ما بعد از شمارۀ ( ۱۸ ) سال دوم )
خدمت سرمایه در بدست آوردن توانگری این است که اجزای اصلیه را - یعنی مصالح هائیکه در اصل اشیای کار آمدی که در صنایع بکار آید، مانند بنای کار خانه ها ، و آلات و ادوات ماشینها وغیره را تدارک کند، و مدار گذران و معیشت عمله و کاریگران گردد که اصل خدمت سرمایه و مقصد و مدعا ازان همین است. ولی آن پیسه که در راه خوراك ، و پوشاك وفرش و ديگر كونه زینتهای خانه ها صرف و خرج شود، و برای بدست آوردن توانگری خرج نشود آن پیسه سرمایه شمرده نمیشود. و پیسه هایی که عموم اهالی، و صنعت کاران بر معیشت و گذران اخود شان خرج کنند نیز سرمایه گفته نمیشود. بناء علیه اگر سر از نو برای حاصل کردن دیگر ثروت استعمال شود و یا ثروت برای آن مقصد حفظ شود سرمایه است . واگر برای حوایج ضروریه صرف گردد سرمایه نیست . سرمایه بر دو قسم تقسیم میشود: یکی ( سرمایه ثابت ) دوم ( سرمايه متداول ) است . سرمایه متداول آنست که هر انقدر برای حاصل کردن ثروت صرف گردد از حال سرمایه گی بیرون میآید. یعنی باز بمقام سرمایه در همان کار استعمال نمیشود که همه مواد اصلیه ازین قبیل است. مثلا چرم که برای ساختن بوت بمقام سرمایه میباشد، چون یکبار بر بوت صرف شود باز برای بوت ساختن صرف نمیشود. و یا نخ که برای ساختن سامان سرمایه میباشد، چون یکبار بر سامان سازی صرف گردد، دو باره بر سامان سازی صرف نمیشود .
باقی دارد.
ناموران جهان
( ما بعد از شماره ( ۱۸ ) سال دوم )
اروى بنت عبد المطلب : خاله حضرت نبی اکرم صلى الله علیه وسلم ، و دختر جدشان حضرت عبد المطلب است که صاحبه طبیعت شعر به يك خاتون با فضیلت عرب است . این چند شعر ذیل از مرثیه ایست که در حق پدر خود نظم و انشاد کرده اند :
بكت عينى و حق لها بكاء على سمح سجيته الحياء
على سبيل الخليفة ابطحي كريم الخيم بنيته العلاء
همه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته
محمود طرزی
در چاپ خانهٔ حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
