Machine transcription
صفحه ٦
سال دوم
شماره ۱۷
آوری شان آگاهی دادم. منسوبین و معتقدین آن ذات مقدس بزرگوار در مصر بسیار است. بساعت يك بعد از ظهر هم غفیری از ذوات معتبره، و علما و اشراف و طلبۀ علوم و یکها و افندیها در استیشن حاضر بودیم که ریل مانند تخت سلیمانی در استیشن رسید، و در درجۀ اول خانۀ ریل خود جناب مولانا حضرت صاحب با يك دو نفر از مریدان معتقد با اخلاص شان که از سینهای معتبر بمبئی در زیر امر و مظهر نظر فیوضات اثرشان بودند از ریل فرود آمدند. خود ذات روحانی صفات شان از بیت المقدس احرام بند کعبۀ معظمه شده محرم بودند. جمال با کمال شان مانند شمس تابانی همیدرخشید، و از حسن شان انوار معرفت همی باشید. از هر جانب آواز صلوات شریفه بلند گردید. مردمان بدست بوسی المبارك شان مسارعت ورزید. غیر از مردمان که مخصوص برای استقبال حضرت شان به استیشن حاضر شده بودند بسیار نفری دیگر نیز موجود بودند که برای استقبال دیگر دوستان آمدنی خود آمده بودند. جمال و کمال حضرت صاحب اوشان را نیز مدهوش ساخته، مانند پروانه برشمع بخود همی کشید، و از دوستان خود شان این دوست خدا را دوست تر دانسته بدست بوسی نشان سبقت مینمودند. یکی از محررین جریدۀ فردۀ المؤید الغراء، و خود مدیر معارف سمیر جریدۀ فارسی چهره نما نیز حاضر شده بودند. جناب مولانا حضرت
از مناظر جشن عروسی حضرت معین السلطنه ؟
که در سنۀ ۱۳۲۷ بيك رونق و شکوه عديم الامثالی در حين حضوری بوقوع آمده است
اسامی اشخاص ابتدا از راست
(۱) سردار کبیر خان – (۲) سردار حیات الله خان – (۳) سردار سراج محمد عمر خان – (٤) نایب السلطنه سردار نصر الله خان
(٥) سردار غلام علیخان – (٦) معین السلطنه سردار عنایت الله خان بلباس عروسی – (۷) سردار مدافع امین الله خان
(۸) ذات اعلحضرت سراج الملة والدین (۹) عین الدوله سردار امان الله خان – (۱۰) سردار عزیز الله خان
صاحب در عرابه که خود این حقیر حاضر کرده بودم تشریف فرموده بغریب خانۀ فقیر خود تشریف آوردند. من عاجز که خود را هیچ لایق این شرف و سعادت نمیدانستم چون به این شرف نایل و سر افراز شدم از بسیاری فیض و برکت و سرور در يك حال استغراق بودم ذات بزرگوار مشارالیه به ۳ روز در مصر تشریف داشتند، و بعد از زیارات مقدسة اهل بیت بتاريخ ١٤ اپریل بسوی بندر سویس حرکت فرمودند خود این حقیر و دو نفر سیتان اخلاص نشان که بمعیت شان شرفیابی داشتند در درجۀ اول و دو نفر خدمتکاران شان بدرجۀ سوم سوار شده در ظرف شش ساعت بسویس رسیدیم، در ١٦ ماه اپریل بعد از ظهر باوا پور خدیوی بالاخطر و محفوظاً بسوی جده روانه شدند. چون آخر مرتبه با پابوسی مبارک شان شرفیابی حاصل نمودم چنان می پنداشتم که روح روانم میرود و جسد بیجانم می ماند. من که از سبب بدبختی خویش مدتیست که آماده کرد غربت مانده ام این چارپنج روز را مقدس ترین ایام غربت برکت خود میدانستم. چیزی که مدار تسلی قلب حزین این حقیر غمگین است همین است که چند بار از زبان گوهر افشان مبارک شان شنیدم که فرمودند: « یا فرزند اگر تو خود را در ظاهر از من دور می بینی مگر من ترا دایماً زیر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
