BrowseSirāj al-akhbār → page 601

Page 601

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 601 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه ۱۰ شماره ١٤ سال دوم گرفتار آمده بود. در حمام آنرا از اختلاط هوای گرم بهوای سرد پیدا کرد. آنقدر سرمست نشهٔ سرور گردید که برهنه بودن خود را فراموش کرده و « یافتم یافتم » گفته از حمام به بیرون بر جیده است. نهانه آن حکیم، بلکه هر ریاضی شناس متفکری كه يك مسئلهٔ ریاضی را حل کند، و هر كيميا كرى كه يك مادة کیمپوی را کشف نماید، و هر حکم شناسی كه يك قانون جدید طبیعی را پیدا کند، و هر سیاحی که یک جزيره بايك قطعة نو زمین را در نقشهٔ روی زمین علاوه سازد و الحاصل هر مدقق و محقق كه يك مجهولی را معلوم کنند بهمین نشهٔ سرور - مست نشاط وجود میشود. این است که علمها وفنها و دانشها همه کی از همین آرزو و خواهش آگاهی و وقوف حاصل میشود. انسان از آغاز خلقت خود بهمین حس تفقد و تفحص چیست و چرا » مفطور شده است . و هر روز يك ذره از مجهولات بحد و بی نهایی که اطراف و اکناف او را احاطه داشته است فتح وكشف نموده بر مكشوفات روز پیشینه خود افزوده اند. و این دانشهای کوچک روزمره در ظرف هزاران سالها جمع آمده و با یکدیگر خودشان معاونت کرده در وقت خاصه ر بيك مقدار عظیمه بالغ شده است . آنچنان با تدار عظیمی که حوصلهٔ ذهن يك شخص از گنجانیدن همهٔ آن اظهار عجز میکند، و از انرو بر هزاران صنفها ، و هر صنف برهزاران شعبه ها، و هر شعبه بر هزاران قسمها تفریق و تقسیم یافته است که اختصاص یافتن بيك قسمی از اقسام آن و مهارت پیدا کردن یکی از ابواب آن نیز خیلی مشکل و زحمت آور يك امريست . حالا بینیم که این دو کلمهٔ چیست؟ و چرا ؟ ما را تا یک جاها پرواز میدهد ! همه ( فن ) را از همین جستجوی کلمهٔ چیست ؟ و چرا؟ پیدا می بینیم که رفته رفته ما را به ( فلسفه ) میکشد . به بینید که فلسفه چیست و از چه بحث میراند ) : ( فلسفه - فيلسوف ) تا بحال چون کلمهٔ ( فلسفه ) در صحایف سراج الاخبار افغانیه سرلوحهٔ عنوان نشده البته که بعضی از قارئین کرام ما از دیدن این عنوان ( چیست ؟ ) گفته بجستجو و تفقد معنی و مفاد آن خواهند افتاد، بعضی که فلسفه، وفلسفی، و فیلسوف را از دیگر نقطه نظر شناخته اند از کلمهٔ عنوان ( فلسفه ) اشمئزاز و تنافری حاصل کرده از مطالعهٔ آن رو گردان خواهند شد. ولی اگر قاعدهٔ ( العلم بشیء ولا الجهل به ) را پیش نهاد خود ساخته و ( خذ ما صفا دع ما کدر ) گفته بمطالعهٔ این مقالهٔ عاجزانهٔ ما که از تتبع بعضی آثار مهمه بقلم گرفته شده تنزل فرمایند در باب (فلسفه) که بعد ازین نیز در صحایف اخبار ما گاه گاهی بنظر خوانندگان کرام جلوه گر خواهد شد يك فكر اجمالی حاصل خواهند فرمود. فلسفه را بعضی بمعنی ( حکمت ) وفيلسوف را بمعنى ( محب (حکمت) تغییر کرده اند. و حکمت را جامع همهٔ علوم و فنون گفته اند. حالانکه اگر این چنین باشد پیدا شدن فیلسوف در عالم يك چيز مفقود و نایابی میباشد. زیرا آنچنان يك مغزی که همهٔ علوم وفنون عالم را در خود بگنجاند از نوادرات کالمعدوم شمرده میشود . یعنی فلسفه را کتاب کائنات، و فیلسوف را مطالعه کنندهٔ آن کتاب قرار داده اند. حالانکه این کتاب در پیش چشم هر کس باز است و هر کس از ان مطالعه و استفاده میتواند که به این حساب هر کی فیلسوف است! بلی هر کس فیلسوف است ولی فیلسوف مانند هر کس نیست، فیلسوف و به تعبیر دیگر حكيم ، كتاب كائناترا مطالعه میکند. ولی در پیش هر نقطهٔ آن خود را مسئول - یعنی در زیر باز خواست - می پندارد. فلسفه را دانش ، و فیلسوف را دانا نیز میگویند. بلی ، فیلسوف داناست ! ولی دانش او، دانش عامیانه نیست . همهٔ دانشهای انسانها برسه شکل و صورت دیده میشود : یکی دانش عامیانه دیگری دانش فن ، سوم دانش فلسفه . دانش عامیانه همان دانشها نیست که یکانگی و توحید نکرده باشند . یعنی به جدا جدا چیزها منحصر مانده باشد و بدرجهٔ آگاهی بر وجود ووقوع آن چیزها قناعت کرده باشد. و هیچگونه چیست ؟ و چرا ؟ دران نشده باشد. مثلا باران میبارد فلان کوه اتشفشان به آتشفشانی آغاز کرده است روح موجود است . اما بر همین قدر معلومات و دانش باقیمانده چرا؟ و چيست؟ آنرا تدقیق و غور نمیکنند . دانش فن این است که با کلید های چیست ؟ و چرا ؟ هر گونه قفلهای سببها و علتهای هر چیز را گشوده حقایق ثابتهٔ آنرا به بیند و بداند و آن حقیقتها تکیه گاه یکدیگر شده همدیگر خود را واضح و روشن سازند و با همدیگر متسلسل و مرتبط گشته یکا نکی و توحید دانشها را بوجود بیارند. دانش فلسفه آنست که آخر ترین سببها وعلهای اشیا را جستجو کند . فلسفه دانش را از جایی آغاز میکند که فن در آنجا وظیفهٔ خود را به انجام رساند . یعنی فلسفه از قواعد اصلیه و اساسهای نهائیهٔ شعبه های فنون مختلفه بحث میراند مقصد آن پی بردن به علت غائی میباشد . لهذا فلسفه جامع همهٔ علوم گفته نمیشود بلکه علم اساسها نیست که قواعد اصلیهٔ آن علوم به آن اساسها تابع است. هر علم وفن اسباب و علل نزديك اشیارا ( چيست ؟ و چرا ؟ ) گفته تفحص وجستجو میکنند. و علم فلسفه آنست که دورترین و علویترین و آخرترین سببها و علتهای اشیا را در معرض میدان ( چیست ؟ و چرا ؟ ) می اندازد. و از علت بمعلول و از دلیل به مدلول و از سبب بسبب رهبری میکند که ازین حیثیت نایکدرجه علویت و عظمت فلسفه را قدر شناسان عالم علم و فن تقدیر خواهند فرمود . دانش عامیانه بر باریدن باران و روئیدن سبزه و غله ازان منحصر میماند. فن ، اسباب و علل باران را جستجو کرده حقایق

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 601. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/601 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/601
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record