BrowseSirāj al-akhbār → page 580

Page 580

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 580 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه ۹ سال دوم شماره ۱۳ در قوله آمدند . آنها نیز همین اعلان را کردند . بروز دوم افواج بلغاری رو بشهر کردند . در شهر و نواحی آن عسکر عثمانی نبود ، و از پیشتر عقب کشیده بودند . باشنده کان شهر به استقبال بلغاریان برآمدند . پیش روی شان يك پادری یونانی بود . زنهای نصرانیه کان دسته ها بدستها گرفته ، و ناقوسها را شور داده اظهار شادمانی میکردند . شب شهر را چراغان کردند . بروز دوم خانه يك عثمانی خراب کرده شد . و بحکم بلغاری تمام اهل خانه را از صغیر تا كبير قتل عام کردند . بعد از ان چند مسلمان یکناه را گرفتار کردند که آنها بجز مسلمانی دیگر هیچ گناهی نداشتند ، چون نصف از شب گذشت . آن گرفتاران بی گناه را بیدار کرده ، و جمله را عریان کرده بعذاب آتش هلاک کردند . نعوذ بالله ازین دعوی خدایی ) این درنده ها نه لحاظ پیر را کردند نه بمعصومیت اطفال رحم شان آمد . قريب قوله يك شهر است که آنرا ( سیروز ) میگویند . باشندگان مسلمان این شهر بسیار دیر مقابله بلغاریان کردند ، و دو آدم از انها را مقتول کردند . به این سبب يك افسر بلغاری دیروز تا چهار بجه بقتل مسلمانان شهر سیروز حکم داد . در ظرف ٢٤ ساعت ( ۱۲۰۰ ) نفر را به تیغ ذبح کردند . در شهر اکنان وقتی که بلغار ها حمله آور شدند مسلمانها از ترس جان بمسجد ها پناه بردند . مگر بلغاریان درنده مطلق پروای این را نکرده يكان يكان را از مسجد براورده بقتل رسانیدند . بعد از انکه کار مسلمانان را به انجام رسانیدند بسوی یهودیهای شهر رخ آوردند و توانگر ترین آنها را گرفته به کوه بردند ، و بقتل تهدید کرده از هر کدام ده ده هزار طلا فدیه نجات گرفتند . بعد از گرفتن پول پس آنها را بشهر آوردند . در انروز بارش بشدت میبارید . حال این قافله یهودیهای بیچاره بسیار رقت آور بود در میان آنها يك پير هشتاد ساله نیز موجود بود که افتان خیزان در میان کلها براه میرفت . ( دول معظمه اگر ازین کجرویهای محقرۀ برادران بلغاری خودشان حجاب کنند جادارد . ( سراج الاخبار کابل ) ) بلغاریان در شهر قوله بشرف محاصرۀ شهر استانبول يك جشنی در ۲۱ نومبر برپا کردند . چراغانها ، ساز ها ، سرود ها اجرا کردند . برای شرف این جشن قربانی ها هم ذبح کردند . و آن قربانیها ۹۸ نفر مسلمان عثمانی بود ؛ بعضی ثوابها و خیراتها هم کردند و آن این بود که تمام مسجدهای مسلمانان را ویران کردند . و بعضی را به گرچه تبدیل دادند ؛ بعد از ان بخراب کردن مکانات و زیارات و قبرستانهای مسلمانان شروع کردند . رفته رفته جشن شدت گرفت . عسکرهای بلغار چون درنده کان و حتی بدانهای مسلمانان ریختن گرفتند . مردان شانرا بخواری کشتند . بازنان و دختران شان روی خود را سیاه کردند . يك زن را اول عذابها کردند بعد از ان بحضورش یگان یگان بچه هایش را کشتند . این است زشت کاریهای بلغاریان كه يك ليدي استر وی قلمبند کرده است . چون شما که حالا مردمان افغانستان را از خوب و بد عالم همیشه بذريعۀ اخبار مبارک خود بیدار میکنید حق تعالی وجود شما را بسلامت بدارد که بما مردم افغانستان غنیمت میباشید . اگر تکلیف نباشد محض برای آگاه ساختن برادران اسلامی این واقعا ترا در اخبار خود شایع کنید که عند الله مأجور وعند الناس مشكور خواهید بود . تا همه کان بدانند که نصارا با مسلمانان چه سلوک دارند . و چون بر وطن مسلمانان دست بیابند چگونه ظلمها و خون خواریها و بی ناموسیها اجرا میکنند ؛ باقی بجز حسرت ، و گرفتن عبرت چه عرض کنم ... ( ۰۰۰ ) ( يك تلگراف بسیار مردانه ) ترجمه و نقل يك تلگراف بسیار مردانه و دلاورانه ایست که از طرف قوماندان بزرگ و محافظ شهر ادرنه جناب شکری پاشا به کابینه کامل پاشا در روز سقوط کابینه کشیده شده است . يك سر افسری که مانند شهر ادرنه يك شهر مستحکم و مقدسی را بيك دشمن پست فطرت خونخواری تسلیم کنند در تاریخ شاندار عثمانی دیده نشده است . منهم همچنین يك جنایتی را ارتکاب نخواهم کرد . و همه عسکر خود را درین راه فدا کرده ، و نفری آخری که بماند آنرا با پانچه خود تاب ساخته ، وكاوله آخرین طپانچه خود را نیز بر شقیقه خود خالی خواهم کرد . هر وقت که دیدم در شهر امکان مقاومت نماند بقدر چهل هزار نفوس بلغاری را که در شهر با من بزیر محاصره میباشند تجرید کرده ، و عجزۀ نسوان و صبیان شهر را بزیر حمایه قونسلوسهای دولتهائیکه در شهر هستند تودیع نموده و بدستهای قونسلوسها يك يك چادر سفیدی داده از شهر بیرون میکشم . اگر بخواهند اینها را نیز مانند دیگر وحشتهای که تا بحال اجرا کرده اند در پیش چشمهای مدنیت خودشان محو کنند .... بعد ازین کارها طوبهای خود را بسوی آن بناها و مکانهای معززه که مشهور عالم است ، و بلغار بهائیکه آنرا تجرید کرده ام دور میدهم . و همه شهر را آتش زده بيك خرابه زاری تحویل میدهم . در انوقت عسکر بهادر من که در میان در شهر به آتش سوخته شدن ، و در بیرون به گله دشمن شهید گشتن بمانند . اگر دشمن زیاده از يك مليون هم باشد آنرا پاره کرده میگذرند . و به اینصورت یا بکمال دلاوری میمیرند و با پایتخت مقدس اجداد خود را به شان و شرف ترک میکنند .. [ هزار آفرین ای قوماندان شجاعت نشان . سراج الاخبار کابل ] ( انور بيك اوروبا ) اخبار ( نیووینه رز ورنال ) که در ویانه پایتخت اوستریا طبع و نشر میشود يك مقاله بسیار مهمه خود را با این فقره ختم میدهد:

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 580. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/580 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/580
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record