Machine transcription
٤ سال دوم شماره ۱۱
بن مضامين عالى شيرين
بهر ه غنچه كنتي بس رنگین
هر چه کنى مبالغه كني
هر چه سنتی كبر همی سنتی
من عاجز که نظم و نثر مرا
قدرو قیمت نباشدش بر جا
ساده كويم سخن ولی پر کار
هر چه دیدم همان کنم اظهار
نیست مضمون بكرو شيرتم
في عبارات نغز و رنگیم
نظم و نثری که میکنم تحریر
خالی زاغراق و ساده چون تصویر
هر چه دیدم عیان همان گویم
نه د روغی به رایگان کویم
آنچه دیدم بملك حضرت شاه
ميكنم وصف تا شوی آگاه
باغ و شهر و ممالك است جند
روح آنها شه بزرگ خرد
خرد و عقل و دانش و هم دین
هست نور ) سراج مات و دین )
شد حبيب خدا و ظل آله
هست محبوب جمله خلق الله
عدل او تازه ساخت عالم را
كرمش شست نام خاتم را
رزم و بزمش چو نارو نور بود.
رزم تار است و زم نور بود
قهر و رحمش بود چو آتش و آب
قهر او ميكند ادب را عام
ليك رحمش شهر غالب یاب
رحم او زنده کی دهد به انام
هر صفاتش اگر کنم تحریر میشود تنك و سعت تقریر
در سخاو کرم چه پیش و چه کم ذهب وقته ملك و مال و درم
بخش و احسان نموده بر مردم کرمش ابرو خلق چون کندم
پیرو طفل و شباب و مردوزن صف کشیده به پیش شاه زمن
او نشسته تخت لطف وکرم کرده شادان یکان یکان پدرم
من بجان بنده صفات او
من بدل داعي حيات او
جواد داخليه
جناب حق و فياض مطلق ممالک محروسه شاهانه را از آفات و بلیات ارضی و سماوی محفوظ و در امان دارد. لیل سه شنبه شب بیستم ماه صفر بساعت (۹) از شب يك آتش خانمانسوز بسیار مدهشی در بازار شانه سازی مندهی ) شعله افروزی جهنم آسایی گرفته بقدر (۲۳) دکان و [ ۱ ] اصطیل و [٤] در بند خانه ، و [ ٤٢ ] شجره از کار با اسرای ناظر خیر الله را طعمه آتش بی امان نموده است. بازار مذکور در يك موقع بسیار مهم شهر عزیز ما واقعیت که از یک طرف به بازار [ بالا جوك ] و بازار [ چنه ] مربوط میباشد و از یکطرف به بازار [ مندهی ] كه يك دايره بسیار وسیع غله و از زاق فروشی و انواع حبوبات و سبزی کاری و غیره اشیایی که همیشه محتاج اليه بلد میباشد در ان خرید و فروخت میشود متصل است طبقه پایانی آن عبارت از دکانهای تجارها نیست که شانه میسازند . طبقه بالایی آن را کاروانسرای معروفی که به ( برای ناظر خیر الله ) مشهور است تشکیل داده است سرای مذکور عبارت از پنج شش پوشته بك بنائیست که چوبکاری بسیاری دارد. دکانهای زیر آن نیز همه شانه سازی بود که پر از چوب و برنج فروشی میباشد. از همه بدتر اینکه رای مذکور بازار بزرگ جهه که همه پوشش آن سراسر از چوبست اتصال دارد، و خانه های بهم پیوست پر جو بکاری علوی شهر نیز بر همین اطراف است. پس چون این چنین موقع بسيار نازك پرچوب شهر و آتش افروخته کی را زیر نظر دقت بیاریم فضل الهی را شامل حاله ، وسعی و کوشش مامورین حکومت را شایان تحسین می باییم. از قرار استخبارات موثوقه رسمی که بدست آورده ایم آتش ابتدا از دکان عبد الله نام شانه ساز که بر و سرای مذکور بود آغاز کرده بالا و اطراف سرایت کرده است. فوراً نائبان امين العس محمد قاسم خان وعبد العزيز خان، وركد غلام جیلانی خان برکه عند كو توالى ، و گرتیل دانه دشاه خان و دیگر منصبداران نظامی غند مذکو رہا بلوکهای نظامی آن ، و عبیدالله خان مامور صفایی و تقریهای صفایی و کوتوالی بهمراه بمبه های کوتوالی و بمبه های از لا مبار که در موقع حریق رسیده، و در اول امر علاقه محل حریق را از اطراف قطع نموده بقوت بيدها و سی و همت اطفائیان در ظرف سه چهار ساعت آتش مهیب پر لیب را خاموش نمودند، و تهل که سرایت آتش بدیگر اطراف مندفع گردید. اما اطفای همه آتشی که در زیر خاکها و آوارها مانده بود تا بساعت یک و نیم روز دیگر میسر کردید. از قرار را پوت دایره کوتوالی قیمت همه تلفات وضایعات مالي مصیبت زدگان این حریق دهشت طریق تقریباً مبلغ شصت و سه هزار روپیه کابلی میباشد . والحاصل این بلیه عظما و آتش دهشت آنها از فضل و عنایت پارتیعالی و توجهات مراحم آیات بادشاه مقدس ما ، وسعی و کوشش مأمورين
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
