Machine transcription
۱۵
سال دوم
شمارهٔ ۱۰
قریب وزیدن دارد . ولی جریانهای استوائی محسوس نمیشوند چونکه در طبقه فوقانی وزش دارند .
سوم و چهارم — ( دو منطقهٔ مداراند ) که در مابین حدود تابستان و زمستان منطقه های ریاح تجارت که در نصف کرهٔ جنوبی و نصف کرهٔ شمالی واقع اند موجود میباشند . در موسم تابستان ریاح تجارت درین منطقه میوزد . و در موسم زمستان ریاح مختلفه درین خطه اجرای حکم خود را میکنند. بناءً علیه این منطقه برزخ است در میان ریاح تجارت و ریاح مختلفه .
ششم و هفتم — ( دو منطقهٔ ریاح مختلفه اند ) که از حدود منطقهٔ مدار تا بقطبین امتداد میورزند . در ین منطقه ها جریانهای قطبی و استوائی هر يك بنوبت میوزند . و چنانچه قبل ازین مذکور گردید که جریانهای استوائی گاهی در راه سرد و کثیف گردیده با جریانهای قطبی میآمیز و محل این آمیزش نیز همین منطقهٔ ریاح مختلفه است . درین منطقه جریانهای استوائی که از سمتهای فوقانی کرهٔ هوا نزول میکنند به ( باد غربی ) و جریانهای قطبی که در زیر جریانهای استوائی میآیند به ( باد شرقی ) تحویل میشوند . اما بسیار تر که میوزد باد غربیست که در نصف کرهٔ شمال به ( باد جنوب غربی ) و در نصف کرهٔ جنوبی به ( باد شمال غربی ) تحول میکنند .
( باقی دارد )
یکبار بحرف من وما گوش گذارید
از دیدهٔ عبرت همه یکبار ببینید
یکبار ازین غفلت خود چشم کشائید
ما خواب جهانی همه بیدار ببینید
اسلام جوان بود و چه شد زار بگریید
بسیار و کنیم این کم و بسیار ببینید
امروز کجا رفت و چه شد غیرت اسلام
از بهر خدا غیرت کفار ببینید
از بهر خدا یکنفس از صدق بکوشید
تا غیرت این قوم ستمکار ببینید
در غار نهان بود ز اسلام نصاری
از غار برون آمده بلغار ببینید
در خانهٔ ما چند بود خانهٔ خدا غیر
زین ننگ بمیرید و باین عار ببینید
بستند یکا یک همه را دست بکردن
چون چاره نجوئید بناچار ببینید
غیرت نمائید که مشکل شود آسان
همت بگمارید چو دشوار ببینید
درد دل صد پارهٔ مستغنی بصدق
اخبار بخوانید و باخبار ببینید
گر در همی حالت اسلام نگردید
احوال من و طرهٔ دلدار ببینید
ادبیات
( غزل )
ای هموطنان کوشش اخبار ببینید
ما غافل و ایشان همه هشیار ببینید
من قونت غونتران را دوست دارم . این صحبت از سالهاست که بر تمام دل و حواسم مستولی میباشد . از حیاتم زیاده تر او را دوست دارم ، اگر زوجهٔ او نشوم برای من سعادت میسر نمیشود . برحم شوید . او را بفرزندی قبول کنید .
— هیچ وقت قبول نخواهم کرد !
— رجا میکنم ، دل خود را نرم کنید پدرم .
— ممکن نیست !
— پس خود شما هم تسلیم میکنید که آخر کار شما بسیار بیرحمانه حرکت است . اگر مراجعتگاه آخری ما در دست این قانون نمیبود آیا من چه میکردم ؟
— اگر جرأت و جسارت داشته باشی به آن قانون مراجعت کن که بینم .
— چکنم مجبورم پدرم ، بر دل خود حکم کرده نمیتوانم . اگر ادنا يك امید بمن بدهید باز هم صبر خواهم کرد . اما شما حاصل نشدن القصد را قطعاً حکم میکنید .
دروغ نمیگویم ، از من هیچ امیدی در خصوص مکن !
— پس معلوم شد که آخر سخن شما همین است دگر گفتی نماند .
— سخن هنوز سراسر تمام نشد . بشنو ای اولاد کافر نعمت عاقل قونت دوراندال را از تو کرده زیاده من خوب میشناسم . اويك آدمیست که بر هر گونه شناعت و شقاوت مقتدر است . ازینکه ترا زوجهٔ او بینم دیدن مرگ را اولیتر میدانم . اگر تو با او ازدواج کنی از يك مصیبت بدیگر مصیبت از يك هم بدیگر غم دو چار خواهی شد . ترا از بی راههای مرداری دور داده از سفاهت بشناعت و بدنامیها سوق خواهد کرد . تو باقوت قانون و خلاف رضای پدر خود با او ازدواج کرده خواهی توانست اما محقق بدان که باز برای رهانیدن تو دست معاونت خود را دراز نخواهم کرد . و به این هم آگاه باش که همان روزی که تو بدایرهٔ قانون مراجعت کنی، و مأمورین قانونیه بخانهٔ من قدم بگذارند، قسماً بنام يك دختری در دنیا برای من موجود نخواهد بود .
( باقی دارد )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
