Machine transcription
صحیفه (۱)
سال دوم
شماره (۹)
ايدينك آقاسى ملكى حضور اعليحضرت همايونى
على احمد
سراج الاخبار افغانستان
۱۳۲۹
محمود طرزی
اداره خانه و مطبعه
قيمت ساليانه
در دارالسلطنه کابل ۸ روپيه کابلی
در اطراف داخله مملکت
با اخراجات داک ۱۵ روپيه کابلی
در خارج مملکت
با اخراجات داک ۱۰ روپيه انگليزی
بهر پانزده روز يکبار نشر ميشود
در ماشينخانه دار السلطنه (کابل)
همه امورات تحريريه به اداره خانه
بنام مدير فرستاده ميشود
قيمت يك نسخه آن در کابل يکمپانى است
تاریخ عربی ۱۵ صفر ۱۳۳۱
تاریخ شمسی ۳ دلو ۱۳۹۱
تاریخ انگریزی ۲۳ جنوری
درين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبسی مقالات مفيده درج ميشود
فهرست مندرجات
عرفان پروریهای
ادبيات
اعليحضرت همايونى
ناموران زنان جهان
حوادث خارجيه
علم ثروت ملل
مقاله مخصوصه
فاجعههای پاريس
مقالات علميه
عرفان پروریهای اعلیحضرت همایونی
بسوى كائنات يك نظرى بيندازيم ! در همه حيوانات ، نباتات ، خشكه ها ، بحرها ، هوا يك حيات ، يك فعاليت ، يك دور وحركت ، يك نشو و نماى بس عجيبى مشاهده ميكنيم ! آيا حضرت مسبب الاسباب ، سبب يگانه اين حيات و نمو و حركت را بر چه موقوف فرموده ؟ هيچ شبهه نيست كه واسطهٔ يگانه آن همانا خورشيد جهانتاب است . اين حركت وحيات كائنات را در هر بيست و چهار ساعت يكبار براى العين مشاهده ميكنيم :
بغروب شمس جهان آرا يك پرده ظلمت تيره درون عتمات رهنمونى عالم را فراميگيرد . حيوانات مى خسبند ، نباتات مى پزمرند ، انسانها مى آرامند . انجماد ، افسردگى ، ممات همه كائنات را فراميگيرد !
بمجرديكه پيش قراولهاى حيات همراه شهريار گردون اقتدار آفتاب زندگى توأم - يعنى سپيدهٔ مقدم به شيپور نفس نسيم سحرگهى از ورود آن سلطان زندگى رسان خبر ميدهد ، در همه موجودات كائنات زندگى وحركت پديدار ميشود . در دامانها ، صحراها ، كوهها ، جنگلها ، بيشه ها ، آبشارها ، گلزارها يكديكر جوش و خروشى آشكار ميكردد . بنفشه ها ميشگفند ، به بوهاى لطيف خود دلهاى سودازده ها را بزلف يار رهبرى ميكنند . يك جويان يك رمه بره هاى سفيد چون لكه هاى پنبه خود را در يك دامنهٔ سبزى بچرانيدن آغاز مينهد . يك آسيابان بلند زمزمه كرده دروازهٔ آسيا را باز ميكند . چرخهاى آسيا يکصداى پرغريوى ميرارد ، طفل نازنين طبيعت را بيدار ميكنند . در آن طرف يك جويبار صفاتبار به آب پر شرشر چون آبشار خود سبزه هاى اذيقه كنار خود را نوازش ميكنند ، در آنجا يك كول ، عكس طلوع صبح صادق يك سرو سيمينى در آن تشكيل داده درختهای لطیفه کنار آن يك سایه خیره و تیره در آب انداخته ، قازها و مرغابى ها در ميان آن در پى يكديكر بال افشانى شطارت دارند . دو فاختهٔ دلباخته كه از سرتخهٔ چنار بلند آن بال افشانى ها را مى بينند حسيات عاشقانه شان به پرواز آمده كوكو گويان مسرت صبوحى را تبريك ميگويند ! دم بدم طنابهاى بافته يك نور ، يك روح ، يك دور ، يك حركت مى افزايد ! افق يك رنگ لعل گونى پيدا ميكند . ابر پاره هاى ذره هاى كهربا رنگهاى قوس قزحى پيدا ميكنند . نوكهاى شاخسار تذهيب طلاكارى ميپذيرد . سياحرا ، دريا مستغرق بحر انوار ميشود . از دود كشهاى بلند فابريكها دودها ميپرايد ، از توله هاى شبان نغمه ها كشيده ميشود . دروازه هاى فابريكها شكل يك دهان عظيمى را ميگيرد . كارگرها عمله ها مانند زنبورهاى عسل كه شهد صنايع را حاصل ميكنند به قاريک ميدرآيند . پيردهقان ، كاوهاى قولبه رانى را به پيش انداخته بصحرا ميرود . يك پسر مكتبى را از خوابگاهش به عجله برميخيزاند ، زودى ميخيزد ، ميپوشد بكس كتابها را بگردن آويخته بسرعت از خانه ميبرايد . هماندم در مقابل يك لوحهٔ درخشان قدرت خود را مى يابد ، چشمانش به نقطهٔ افق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
