BrowseSirāj al-akhbār → page 498

Page 498

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 498 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه ۱۳ سال دوم شماره ۸ سزد که خلق وطن پروری بیاموزند گشت بر باد به دستش همه میراث قدیم ز عادل همه کشور ز شهریار وطن شد ز بی دانشیش مغرب اقصی تقسیم سراج ملت و دین آفتاب دولت و ملک ز غم شاهی دگر و حفظ مسلمان دگر است کمت روز و شیش صرف کار و بار وطن سرنگون قوم شود پیش حریفان قدیم خوشت سرمه رخان دیار (مستغنی) همت عالی اعراب کند کی تسلیم یلی خوشت از گلزار غیر خار وطن اهل اسلام درین معرکه با عزم صميم عرصه را تنگ نمودند به خصمان التیم خامی طبع دگر همت مردان دگر است یوسف دل شده از ریل بجاه امن همه بهبودی ملک است براه اهن فوج گردد پی دشمن چو سیاه آهن راکب ریل دگر رهرو حیران ذکر است گر بود دولت افغان به پناه آهن بر عدو طرح ظفر یاده اهن افکن بخ نیاد حسودان ستمگر برکن از من خانه نشین گوش کن ای شاه سخن نشود نقل عساکر ره دور از توسی سرعت دیل دگر سرعت اسپان دگر است دل من سوخت بدین حال تباه ایران یادم آید همه از حشمت و جاه ایران کرد معدوم مگر روز سپاه ایران عقل ایران زر ایران و سپاه ایران مجلس و بحث دگر فکر عزیزان دکر است خبر حرب زبلقان چه توانیست الیم رفت زو عالم اسلام به هیجان عظیم بهر حفظ وطن و دین شده از فضل کریم همه مشتاق شهادت همه مشتاق نعیم غافل اغراض ذکر حسرت و حرمان ذکر است ( عيناً ورقه ) جناب من تسليم يك تركيب مخمس بسیار شیرنی آزاده طبع وقاد جناب نواب سید جهاندار میرزا صاحب که از خاندان حکومت اوده و بنكاله اند و ( غافل ) تخلص دارند بخدمت فرستاده شد توقع كه در يك كونه اخبار فواید آثارتان درج نموده ممنون منت و احسان فرمایند زیاده والسلام نیازمند سید محبوب عبد الجليل ( تركيب مخمس ) دست غارت به طرابلس چو مستانه زدند پرسنگ هوی شیشه و پیمانه زدند عرب و توك بهم کشته و شیرانه زدند خیره سر بود عدو گردن اسکانه زدند قصد اشرار دگر عزم مسلمان دگر است کشته شیخ بهایم بنی توان عرب پیرو بیمار عرب طفل دبستان عرب رشک خون رینه اسلام به حرمان عرب کرد ثابت به جهان حرب دلیران عرب جیه و مکرد گر شیوه مردان دگر است. زرو آذوقه و ملبوس به مسلم محدود فوج کم بودره داخل و خارج مدود توب و بندوق جراز از پی لشکر معدود تنگ از جنگ اطالی شده شان معبود لشکر و زرد گر و رحمت یزدان دگر است به اطالی جوهریت شده گفتار نماند فوج پامال شد و دعوی بیکار نماند کشن و بسته چنان شد در پیکار نماند پیش شمشیر مسلمان صف اشرار نماند جوش باطل دکر و جذبه ایمان ذکر است. دور از رحمت غفار بداندیش لثيم مملکت کرد به اسپین و فرانسه تقدیم ( سخنان هر رقم ) ؟ میکروب ؟ نظر محساب یکی از فنونشناسان در هر نفسی که انسان با هوا فرو میبرد . ٤٠٠٠٠ ، میکروپ جگرهای انسان میدراید . در هر نفسی که بر میکشد از ان همه میکروبها تنها ( ٤٠ ) دانه آنرا بیرون میکند. باقی ۳۹۹۹۰۰ میکروپ در بیانی، و حنجره و جگر و دیگر اقسام بدن جایگیر میشوند. ولی هزار شکر که همه این میکروبها مضر نیستند . کبوتر، وغبی - غچی از قطار راه آهن داند زودتر پریدنش واقع شده است.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 498. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/498 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/498
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record