BrowseSirāj al-akhbār → page 466

Page 466

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 466 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال دوم شماره ٦ صفحه ۱۳ این طایفه امازون روایتها و حکایتهای عجیب و غربی روایت میشود مویا در زمان پیشین در همین نواحی لازستان يك حكومت مستقله از زنان بر پا بود که سطوت و شوکت آن دولت زن شرقاً تا بممالك ( آثور ) وغرباً تا به بحر جزیره ها محدود شده بود . هیچ یک فردی از افراد مرد درین طایفه موجود نبود . برای باقی ماندن ذریت و نسل خودشان در هر سال زنان جوان و توانای آنها یک اردوی مکملی تشکیل داده بر ممالک همجواری خود میرفتند ، و در جوار آن مملکت از دوگاه خودشان را زده با مردان آنجا معاشرت میکردند. و چون آثار حمل را در خود مشاهده میکردند بر میگشتند، و بعد از انکه میزائیدند اگر نرینه میبود آرا در بحر می انداختند، و اگر دختر میبود بپرورش و تربیه میدادند. تربیه حقیقی دختران این بود که آنها را با لشکری و سیا هیگری تعلیم و تربیه داده تمام عسکر میساختند، حتی برای اینکه مانع تیراندازی شان نشود از طفلی پستان راست دختر آرا داغ میکردند که پستان نبراید. آمازون ها چنان يك دولت همه عسکر جنگ آوری بودند که محاربه خونریزانه شدیده آنها با دولت یونان سرمایه بسیار بزرگ مورخ ها و شاعر ها و مصورهای یونانی گردیده است . بيك روایت شهرهای ازمیر یعنی سمرنا ، و مغنيا وافس از بناهای آمازو نهاست. از ملکه های آمازون نامهای بعضی نیز در کتب تاریخیه مذکور است که یکی از انها ( بين تسيليه ) نام ملکه آمازون است که باسی هزار سوار جنگ آورزن بمددگاری حکومت (روا) آمده با حکومت یونان محاربه کرده است . دیگر ( نا الستریس) نام ملکه آمازون است که با اسكندر ذو القرنین ملاقات کرده است. غیر ازین آمازونهای آسیا در افریقا نیز همچنین یک حکومت آمازون که سراسر از زن مركب بود موجود بود که هر طرف افریقای شمالی را ضبط و استیلا نموده بودند . و باسیای صغری نیز درآمده از طرف بوتانیها مغلوب شده بودند . (حضرت آمنه) والدة محترمة حضرت مفخر موجودات صلى الله عليه وسلم آمنه - دختر وهب بن عبد مناف بن زهره ، بن كلاب . بن مره ، بن كعب بن لوی بن غالب میباشند که سلسله نسب شان به بطن بسلسله مبارکه پیغمبری یکجا میشود . از طرف والده شان که ( بره ) نام دارد، ودختر عبد العزى ، بن عثمان عبد الدار بن قصی بن کلاب ، میباشد این چهار بطن بالنسب شریف حضرت پیغمبر صلی الله علیه و سلم می آمیزد . بنابرین حضرت ( عبد المطلب ) حضرت ( آمنه) را برای پسر خودشان جناب ( عبد الله ) ، و (هاله) بنت وهیب را که همزاده حضرت آمنه بود برای نفس خود تزویج کردند . از ( هاله ) حضرت (حمزه) رضی الله تعالى عنه و از جناب (آمنه) حضرت فخر كائنات ومفخر موجودات ( محمد مصطفى ) صلى الله عليه وسلم بدنيا آمد ، جناب عبد الله ابن عبد المطالب با وجودیکه شرافت حسب و نسب را مالك بوديك مقبول و خصلتهای نیز داشتند. و بسبب نور شریفی که علامات تشریف آوری حضرت خاتم النبين عليه صلوات الملك المعين بود و در جبهة جناب عبد الله می آیید جمال بر جمالشان افزوده بود . لهذا در میان زنان قریش بسیاری از زنان آرزو و اشتیاق شرف یابی ازدواج شارا در دل میپرورانیدند تا باشد که بشرف آن نور محمدی نایل و سر افراز کردند. حتی باین امید بسیار از زنان عرض نفس هم کردند. ولی چون تقدیر الهی این شرف را برای حضرت آنه مقرر نموده بود بدیگری نرسید . بعد از وقوع زفاف همان نوری که در جبهه حضرت عبدالله میتایید در چین حضرت آمنه انتقال نمود. در آنشب دختران قریش از رشك بنات و در اضطراب شدند. یکی از زنانی که برای شرفیابی آن نور بحضرت عبدالله فاجعه های پاریس ما بعد از شماره ٥ سال دوم نوجوان ، مادام آنغورا يك خدمتكار فونتس قلوتيلد گمان کرده پرسید که : - آیا لطفاً گفته میتوانید که مادام لاقونس دوراندال در کجا میباشند ؟ - در نجابت، موسیو آیا زحمت اختیار فرموده به اوتاق من تشریف می آرید ؟ مادام در پیش من مهمان هستند . در حق شان بدرجۀ ممکنه باشد آثار دقت و اهتمام روا میدارم. آیا ذات عالی شما جناب قوتی که امروز صبح برایشان مکتوب فرستاده بودند میباشند ؟ - بلی همان آدم منم . - چون چنین است بفرمائید که شما را در نزدش ببرم زیرا شما را به بسیار انباء انتظار میکشد . چابك شوید موسیو . شما در اول امر اینرا بگوئید که آیا براستی حیات فونتس در تهلکه است ؟ - بی گمان قوی دارم که در تهلکه است . بیچاره زن !... میترسم که پیش از شام حیاتش به انجام برسد. خود شما تصور بکنید، يك وجود ضعیفی که غمها و المهای دنیا آنرا باینهایند درجه ناتوانی رسانیده باشد و باز بر سر آنهمه از تأثیر چنان واقعهٔ مدهشه که وجود های بسیار سالمی نیز به آن مقاومت نتواند وضع حمل کنند. آیا چه خواهد شد؟ البته خواهید دانست که از کدام واقعه مدهشه بحث میرانم ؟ - بلی من از هیچ واقعه خبر ندارم .... بنابرین مادام آنغو همه وقوعات را نقل و بیان نمود . و ویقونت نیز ازین واقعه مدهشه حیرت کرده خیلی متأثر گردید . مادام آنفو باز بر سخن خود دوام نموده گفت : - طفلکش خوبست . اما حیات والده اش جداً در تهلکه

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 466. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/466 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/466
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record