Machine transcription
٦٠٤
صحیفه ۱۲
سال دوم
فوقیت بهم میرساند ، محبوسینی که درین محبس ادخال میشوند البته از روی قباعات وجنایاتکه مخالف آداب و اخلاق هیئت اجتماعیه باشند گرفتار قید قهر و تنكيل مجازات قانونيه گرديده بدين محبس التجا ميشوند . حالانكه چون در درون اين محبس داخل کردند بعد از چندی هر يك از ايشان معلمان علوم وفنون متنوعه ، وصاحبان اخلاق حسنه گرديده بيرون ميرابند .
در حبس خانه مذکوره از طرف حکومت در خصوص هر علم ، وهر فن و هر صنعت معلمان متعددۀ مخصوصه مستخدمند كه هر يك از محبوسين را باستعداد جبلی و فطریش دیده در آن علم و عمل تعليم مينمايند كه ازين سبب هم مردمان بد اخلاق قبيح الاطوار نائل سعادت اخلاق و آداب ميگردند، وهم ملك و ملت از ثمرۀ تحصيلات علوم، وفنون ايشان بهره ور و كامياب ميشوند .
محبوسين مذكوره مدخولۀ محبس آلميرا از قرار مدت جزائيه خودشان بر صنوف مختلفة متعددة تقسيم ميشوند و در آنجا هر صنف بفنون وصنايع متنوعة مختصه مشغول تحصيل و تعلم ميگردند .
وهريك ازين محبوسين احوال سنويه خويشتن را با علم و هنر محصلۀ خودشان که در درون محبس اجرا داشته اند على وجه الصحه بيكم و کاست در قید تحریر در آورده مکمل يك يك جلد كتابي نيز بميدان ميزارند .
محبوسين محبس آلميرا خودشانرا بنام محكوم و محبوس ياد نميكنند بلكه به اسم ( پنسيونير ) يعنى شاگردان مكتب داخلى توسيم مينمايند كه اگر بنظر انصاف نظر كنيم سزاوار اين اسم هستند. درسته گذشته از روى ايستانستيق كه در محبوسين محبس الميرا اجرا نموده اند چنان معلوم ميشود كه از جملۀ هزار و پنچصد محبوس موجوده هزار و دو صد نفر در بيست و شش نوع صنايع ابراز مهارت كرده اند .
محبوسين مدخولۀ محبس الميرا برتنيس مدت جزائيه خودشان موفق هم ميتوانند شد . مثلاً اگر يكى از محبوسين بجزاى حبس شش ساله محكوم باشد هرگاه اصلاح نفس و صنعت و مهارت خود شرا ملاً وعملاً به اثبات برساند ميتواند كه حبس شش ساله اش را بدو سال يا يك سال و يا سراسر از وی تنقيص و تنزيل بدهد.
هر گاهيكه يكى از محبوسين بوجه اتم و صورت احسن هنر و معرفت خود را ثابت ميكند آنگاه از طرف مدير مجلس چند كلمه از ديانت و اخلاق را بر او تلقين نموده و شهادتنامه بدستش داده آزادش ميكنند.
حكومت اكثر مالزمه عسكريه ، وسائر اشياى مقتضيه را نيز بواسطۀ صنعت و مهارت محبوسين مذكور بعمل مى آرد كه ازين رو هر سال يك صد و بيست هزار فرانك در خزينۀ دولتى تصرف حاصل ميشود .
( انتها )
ايشيك آقاسی ملكی حضور اعلحضرت همایونی ( علی احمد خان )
ناموران زنان جهان
( ما بعد از شماره ٥ سال دوم )
والحاصل از هر نقطۀ نظر که دیده شود جناب ملكه (الكساندره) يك ملكۀ بزرگیست که جداً لایق بزرگی انگلستان بزرگ میباشند . [ اقتباساً ترجمه از (محاسن) نام اخبار زنانه ]
آلنوال – يك دايه قابله بود که در تاريخ ۱۷۰۰ ميلادی در خطۀ ( شارتره ) فرانس تولد، و در سنۀ ١٧٥٣ در پاريس وفات کرده است. محرره يك زن بود که بعضی فاجعه های خوبی نوشته است .
اليكس – ملكۀ فرانس بود. در اصل دختر قونت يعنی خان ايالت ( شامپانيا ) بود. در سنۀ ١١٦٠ ميلادی با (اولی هفتم) پادشاه فرانس ازدواج کرده ملكۀ فرانس شده است . و چون شوهرش بمداريۀ اهل صليب ميرفت اليكس را وكيلۀ حكومت خود نموده بود. نحو بصورت ادارۀ ملك را كرده بود . در سنۀ ١٢٠٩ ميلادی وفات يافته است .
آمازون – در تواريخ يونان قديم مذكور است كه در طرفهاى شرق جنوبى بحر سياه يعنى در جوار ( لازستان ) آمازون نام يك قومى بود كه صرف از طائفۀ زنان مركب بودند. در باب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
