Machine transcription
سال دوم
٩
سایبان دارد. و ما آنرا (آسمان) میگویم، حالانکه غیر محدود بودن آن، و غیر قابل بودن شمار کواکب درخشان آن فنا ثابت است. در باب وسعت غیر محدودهٔ این فضای بلا انتها، از ابعاد یعنی دو بعدیهای سیاراتی که در (عالم شمسی) پردورا دور همین آفتاب که ما را و کرهٔ زمین ما را به ضیا و حرارت خود جماعتی میکند بحث نمیرانم. چونکه دور ترین سیارات عالم شمسی (پنتون) نام سیاره ایست که بقدر يك مليار فرسخ «۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰» از کرهٔ زمین مادور میباشد که ما هنوز این وسعت حدود را در باب وسعت سماك بعد بعیدی نمیشماریم؛ بلکه از انهم یکقدری دور تر رفته، از انجا یکنظری بر محدود بودن و غیر محدود بودن فضای بلا انتها می اندازیم تا ببینیم که بکجاها میرسیم: فن هیئت، میگوید: هر کوکب درخشان ثابته که در جولانگاه بی پناهی بنظر ما بر میخورد يكيك خورشیدیست که باشیای ذاتی خود لمعه، نثار است یعنی غیر از ستاره های سیار دیگر همه ستارگان ثابته که دورشان دیده نمیشود هر كدام يكيك آفتابیست مانند همین آفتاب درخشان معلومی که آنرا می بینیم. از قرار تحقیقاتی که ذهناً بعمل آمده همین شمس ما با همهٔ عالم خود یعنی سیارات خود دائماً بسوی یکی از ان انتها بهائیکه جو سما را فرا گرفته و تعداد آن غیر محدود است رفتار دارد. و آن شمس یعنی ستارهٔ ثابته که در اصطلاح فن هیئت آنرا (رجل القنطورس) نام نهاده اند نزدیکترین ثوابت یعنی آفتابه است به آفتاب ما که از بعد مسافهٔ هشت هزار مليار «۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰» فرسخ بر ما شعاعات لمعه از خود را بشکل يك ميخچهٔ زرینی میرساند. شمار هشت هزار ملیار فرسخ بزبان بسیار آسان می آید ولی حقیقت آن بجز بیان کردن يك عدد معلوم نمیشود. مثلاً اگر يك قطار ریل بسیار سریع باشد که در هر ساعت ۹۰ کیلومتر مسافه را طی کند، و بی آنکه هیچ کندی کند، و توقف نماید بر يك خط مستقیم سرعت بسوی نزديك ترین ثابته ها یعنی (قنطورس) نام آفتاب بيك رفتار تیز پروازانه داعی افتد، بعد از شصت ملیون «۶۰۰۰۰۰۰۰» سال به آن رسیدنش ممکن میشود ...... شصت ملیون - یعنی شش کرور سال - چه قدر يك عمر كوتاه! بقول مشهور مؤرخین از زمان هبوط حضرت ابونا آدم علیه السلام تا به حال از هشت ناده هزار سال یکزمانی مرور نموده است پس تامل کنیم که شصت ملیون سال تا بکجاها توسیع دامان دارد!.... يك مثال دیگر نیز در باب بعد مسافهٔ نزدیکترین آفتابها را به آفتاب خود ما بیان نماییم: سرعت يك گلولهٔ بسیار تیز روی که بقدر دو مثل سرعت صدا باشد، یعنی در يك ثانیه (۶۸۰) متر مسافه را قطع کند، و به این سرعت به آسمان اوردی آغاز شود، به این میخچهٔ کنگ زرین كوچك
که نزدیکترین آفتابه است به آفتاب مادر مدت يك و نيم مليون (۱۵۰۰۰۰۰) سال رسیدن لازم می آید، و چون در انجا رسیدن ممکن شود، و از انجا بسوی آفتاب ما یکنظری انداخته شود این آفتاب به این جسامت و روشنی تجزيك ميخچهٔ كوچك زردی ذکر چیزی دیده نخواهد شد، و سیارات این آفتاب ما ماننده تارهٔ ارض، زهره، مریخ، مشتری زحل، اورانوس، پنتون بسبب بعدیت مناظر با خود آفتاب چسپیده و در میان شعاعات آن بدرجهٔ غیر مرئی غایب شده رفته اند. حالا می بینیم که بيك ذره از ذرات کائنات که آنهم بقدر يك میخچهٔ کک كوچك درخشانی بنظر بر میخورد و عبارت از (زحل القنطورس) نام ثابته ایست که از ستاره های ثابتهٔ (قنطورس) نام برجیست از بروج فلك. و نزديك ترين شمسی ست بشمس ما از شمسه ای لا یعد و لا تحصایی که در جو فضای بی انتها جولان دارند به این قدر غیر محدود بنا بر میخوریم. حالا نکه تعداد این آفتابهای عظیمه که هريك منابع، ضیا، وحرارت، والكتريك، وجاذبه میباشند غیر محدود است. پس هر گاه علم مراد از دانستن و علم آوردن بر اشیای کائنات باشد این است اشیا بیایند. تحدید نمایند ..... که نه خواهد شد که (علم) مراد از آسمان تازی نیست چرا که گفته اند: «تو کار زمین را نکو ساختی: که با آسمان نیز پرداختی» ما را بعلم آوری و دانستن این قدر مسافات بعیده چه ضرور، علم همین است که بر اشیای موجودهٔ همین زمین خود علم بیاریم و بدانیم. بلی، بسیار صحیح است. زیرا هجم و مساحهٔ سطحیهٔ کرهٔ زمین محدود است، و مانند فضای لایتناهی که مانند سیارهٔ زمین ما به کرورها کرور ملیار کره ها را در جیب دارد غیر محدود گفته نمیشود. ولی و اسفا که در بن كرهٔ كك محدودك خود نیز چنان چیزهایی بر میخوریم که علم ما را الى غير النهایه با خود کشیده میبرد، و چنانچه علم مادر جولان تناهی کم و غایب میگردد، در بعضی اشیای زمینی نیز همچنان غیر محدود میماند! اگر چه علم هنوز ما را بر داشتن حدود کرهٔ ما از قطب به قطب طولاً نیز موفق نساخته، ولی ما از ان هم صرف نظر کرده، و بيك فرازی مانند ذروه های بلند کوهای (همالایا) که یعنی از ان ذروه ها تا به نه هزار متر از سطح بحر بلندی دارد، بيك نشیبی مانند خاکها و ریگهای قعرهای بعضی جاهای بحر محیط که بنا بر بعضی روایتها تا به بیست و پنجهزار متر عمق دارد بالا و پایان نمیشویم، و در پی احوال روحیه، و تخلفات لونیه، ولسانیه واخلاق و عادات و اطوار و طرز معیشت جمعیتهای مختلفه و اقوام و اجناس و ادیان متنوعهٔ يك و نيم مليار (۱۵۰۰۰۰۰۰۰) نفوس فی بشر نیز علی دوانی نمیکنیم، از ملیارها حیوانات درنده و پستان دار و از ملیارها مرغان پرنده، و از ملیارها ملیار حشرات و هوام پرنده و خزنده، و از ملیارها ملیار حیوانات بحریه این بحث نمیرانیم! و در اجزای فردیهٔ ذرات مترکبهٔ اجسام غير معدودة زمين
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
