BrowseSirāj al-akhbār → page 455

Page 455

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 455 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال دوم صفحه ۲ نمره ٦٠ ساخته است ؛ بلی ، قوت است که حق را محافظه میکند ، قوت است که درین زمان حقوق را پامال کرده میگذرد؟ قوت (عسکر) است و عسکر (قوت) است . شرافت سامانت ملت ، محافظات ناموس و حیثیت ملت، نگربانی وطینت ملت، عزت و سعادت ملت به (قوت) موقوف است، قوت (شکر) است، عسکر: پیاده، رساله، توپخانه، سفربر است ! .... ************************************************** فهرست مندرجات نمایش عسکری ادبیات غزل طوب و عنك سینان هر رقم تاریخ بنای مسجد علیا ناموران زنان جهان حوادث خارجیه علم ثروت ملل مقاله مخصوصه فاجه‌های باریس ابناً حوادث خارجیه اعلان ************************************************** —( نمایش هیئت نمای عسکری )— عسکر ! چه ذیشان عنوان ! بلی ، عنوان جلیل (عسکر) چنان با عنوان مؤثر هیجان انگیزیست که گرفتن نام آن و شنیدن عنوان آن انسانرا پی چیزهای علوی بسیار مقدسی را بیادی آورده، او رفیقترین حسیات را تحریک میکند . بمجردیکه عسکر گفته شود هماندم يك جسمه هيئت ، و شوکت، در نظر تجسم میکند، و يك هيئت مجتمعه مسلمه در پیشگاه دیده جلوه گر میشود که محافظ شرافت ملت و پادشاه ملت، و هستی و حاکمیت قومیت و مدافع ناموس وطن مقدس از پامال نشدن بدست دشمن دین و دولت همه را معلق بنوك پرچه ها و نیزه ها و تیغهای آنها می بیند . بأس شدید جدید را دران جلوه گرمی یابد . شکل هیئت بیان مرصوص را عیاناً آشکار میسازد . خلاصه ، و جوهر هر ملت عسکر آن است ! ملت جوهرها و زنده ها و خلاصه های خود را به تحلیلات کیمیاویهٔ غیرت و حمیت تطهیر و تقطیر نموده صنف عسکریهٔ خود را بوجود می آورد آن جوهر پادزهر و دافع سم افعیها ، و از درها و عقربهای دشمنان خانه مقدس وطن است که بهمان جوهر و پاد زهر از زهرهای آتشین آن افعیها و اژدرها وطن رهائی می یابد . پادشاه ملت را، پادشاه پادشاهان جهان و جهانیان یعنی ذات اقدس خالق یگانهٔ کون و مکان یکی از مدیران عظیمهٔ ملك و ملت و وطن مقرر میفرماید . و بتائیدات خویش مؤید میسازد . پادشاه هر ملت و هر قوم و مملکت غیر از صفت پادشاهی صفت سرافسری عمومی همه صنوف عسکر دولت خود موصوف میباشد . پادشاه بر رعیت خود حق اولوا الامری و پدری را دارد . حالانکه بر صنف عسکری ، ما فوق این دو حق، حق سرافسری کل را هم دارد که اطاعت پادشاه بر صنف جلیل عسکر به حق فرض عین میباشد . عسکر ! چه هیئت نما عنوان ! بلی ، عنوان مهیب (عسکر) يك زنجیر آهنین سنگین آتشین دهشت انگیزی را در تصور خانهٔ دماغ ملت مصور میسازد که بر دورا دور حدود وطن مقدس آویخته، و آرزوهای خائنانهٔ غدارانهٔ دشمنان بداندیش وطن را زنجیر بند یأس و نا امیدی، و محبوس قلعهٔ بند حرمان و حسرت مندی میسازد. § ساعت هفت صبح روز سه شنبه گذشت . اگر بوسیلهٔ سرك بزرگ فراخ و پهنای مستقیم که یکسر بسوی (چین نظامیه) محدود شده رفته است یک سیرو سیاحتی اجرا میکردید بيك منظره های بسیار نظر ربای برمیخوردید که همه معانی (عسکر) را با تمام موجودیتی که در بر دارد عیاناً مشاهده میکردید؟ جهت دست چپ سرک وسیع مذکور را تا به جایکه نظر کار میکند بايك خط مستقیم عسکری ، وجهت راست آنرا بايك گروه جماعتهای افراد رعیتی پوشیده میدیدید . پیاده، رساله، طوبچی ، بيك انتظام تمام قدم متوسط رفتا داشتند . درخشنده گی اسلحه شان، خوش زبی البسه شان ، نغمه های لطیف موزیکهٔ شان دلها را قوت، نظرها را لذت، گوشها را مسرت می بخشید . محرر، در يك گوشهٔ عرابهٔ فیتن لته خود خزیده، و در بالا پوش زنده خود پیچیده، آهسته آهسته این سیلاب خروشان بر هیئت برابر عظمت را تعقیب میکند، و مشاهدات خود را یگان یگان بدرجه که دیده توانسته است تصویری مینماید اما احساسات قلبیهٔ خود را تصویر کرده نمیتواند، زیرا احساساتش از بالیده گی بسیار ، ويك جوش و خروش بیشماری که حاصل کرده غیر قابل تصویر است ! ... سرك با روندگان آن به (چین نظامیه) واصل شد . چین نظامیه تقریباً بمسافهٔ دوسه کیلومتر بجهت شمال شرق شهر واقع شده است . این چین در اول به (چین خوجه رواش) معروف بود . ذات اعلحضرت پادشاه مقدس معظم ما ، و سرافسر اعظم اکرم ما این میدان صاف و هموار بسیار واسع و پهنا را برای (مانوره) یعنی تعلیمها و قواعدها و پریتهای بزرگی عسکری، و علی الخصوص تعلیم طوب، و نشان اندازی آماج، و تجربه های فیوز ، و بارود کار دید و دیگر آلات ناریه تخصیص فرموده نام آرا (چین نظامیه) نهادند . و از چند سال باینطرف در هفته يك روز بهمه حال تشریف سعادت ردیف همایونی در قصر عالی که درین میدان شرافت نشان بنیان یافته بوقوع می آید، و در امورات معظمات عسکری میپردازد که از نتیجهٔ این نشستات و اشتغالات همایونی ترقیات بس عظیمی در انتظامات عسکری بروی کار آمد، و مانند (دیپو) يك اثر گرانبهای حرب به تجربه های عدیده و تشویقات عسکر پرورانهٔ شاهانه از طرف خود طویجیان افغانستان بوجود آمد، و مانند بارود بیدود و غیره آلات ناریه ایجاد گردید .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 455. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/455 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/455
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record