BrowseSirāj al-akhbār → page 416

Page 416

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 416 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال دوم شماره ٣ ناموران جهان ( ما بعد از شماره دوم ) آفاقی در تذکرهٔ چلی به این عبارت نام آفاقی را ذکر کرده که : « از شعرای قدیم زنان ایران يك شاعرهٔ مهرسهر بلاغت است که از اشراق شمس شعر وافق بلاغت طلوع کرده است ولی دیگر هیچ احوالی ازو دیده نشده است. آلانقوی از زنان ملوك مغول است که قبل از اسلام گذشته است. صاحبهٔ حسن و جمال وعفت و ناموس يك زنی بود که در جوانی بیوه مانده بود، اولاد هم نداشت. در سلسلهٔ خاندانش چون بغیر ازو کسی نمانده بود بر تخت سلطنت جلوس نموده بکمال خوبی و عدالت حکومت نمود. درین اثنا بود که حامله گردید و چون شوهر نداشت مردم برو بدگمان شدند. ملکه آلانقو همه مردمان قوم خود را جمع کرده در پیش روی آنها بهمان سوگندی که در پیش شان معتبر بود سوگند یاد کرده که زنا نکرده است، و هیچ مردی با او جمع نشده است، مگر در وقتیکه بخوابگاه خود بخواب بوده يك نوری از روزن خواب گاهش درآمده در دهنش درآمده و از انوقت حامله مانده است ... بنابرین شبهه شبهه کننده گان زایل گردید. بعد از اتمام یافتن مدت حملش سه به ریدنیا آورد و آنها را پرورش داده بسیار عاقل بسر رسانیده است. بعد از وفات او پسر بزرگش (یوزنجر خان) وارث سلطنت گردیده است که (ابو مسلم خراسانی) همعصر بوده است. الخاندره — دختر (پرنام) نام حکمدار ممالک (روآ) میباشد که بنام (قساندره) معروفت و در حرف (ق) بیان خواهد شد. مرقوم بعد از انکه یکمدتی ساکت ماند خواست که به پهلو گشته دایه را ببیند. ولی وا اسفا که از جای خود به ادنا حرکت مبالغه هم نداشت، و وجودش بيك حالی رسیده بود که بحکم و اختیار خودش تابع نبود معمائی، بايك صدای که خوب فهمیده نمیشد گفت • — ما دام اگر از شما يك خدمتی برای خود طلب کنم آیا گستاخی نکرده خواهم بودی؟ دایه — سببی که خدمت تانرا نمیدانم که چیست از اثر و در باب رد و قبول آن از حالا يك جوابی داده نمیتوانم، شما اول خدمتی را که از من میخواهید تعیین بکنید، بعد ازان. — خدمتی که میخواهم بجز این نیست که یکسوال مرا براستی و حقیقت جواب بدهید. من چنان حس میکنم که بمرك لحظه بلحظه، نزديك میشوم. و میبینم که ساعت بساعت جان از بندنم برامدن میگیرد اما در این باب يك فکر نهایی پیدا کردن میخواهم که این را هم براستگویی شما پیدا خواهم کرد. (باقی دارد ) صحيفه ١٥ شاه و هم شهزادگان را با دستر اعیان او در همه سیر و سفر بروی سواری اکثر است کیست آن سلطان سراج ملت و دینش آنک دین و ملت را مدد کار و رعیت پرور است اسم خاص او حبیب الله در عالم عیان کز شهان دهر در عدل و کرم نام آور است کشت زار دین و دولت ملك و ملت این زمان از وجود فیض آمودش سراسر اخضر است در کهف کف امان وامن جملهٔ مؤمنان ملت اسلام و دین مصطفی را یاور است یاد یارب دولت و اقبال و عمرش پایدار کز وجود او قوام ملت پیغمبر است (مخلص) صدق انما همواره در صبح و مسا داعی طول حیات این خدیو کشور است ماندن آن اگر سند هم بخواهید میدهم .. قلوپترا— اگر مرده زائیده میشد آیا خوبتر نمیشد؟ دایه بعد از انکه معاملهٔ لازمهٔ نوزاد را اجرا نمود پرسید: — آیا میخواهید که طفلك شير تيك تانرا به بغل بگیرید؟ قلوپترا بيك شوق و محبت مادرانه دست های خود را دراز کرده طفل خود را گرفت، و بسینهٔ خود چسبانیده بوسید. بعد ازان بزیر پستان خود انداخت. ولی هزار افسوسی که بسبب تاثیر آلام و اوجاع مادی و معنوی که بیش ازین بان گرفتار آمده بود پستانهایش که دو سرچشمهٔ حیات این طفل نوزاد شمرده میشد سراسر خشکیده بود. دایه چون انبعا لرا بدید گفت: — بگذارید، برای او شیر چوشک بهتر است، بمجردیکه این طفلک چشمهای خود را باز کند بدهنش شیر چوشک را میدهیم. قلوپترا— آه: باین درجه رسیده ام که جگر پارهٔ خود را بيك قطره شیر هم داده نمیتوانم: آه مگر چندر بدبخت يك زنی بوده ام.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 416. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/416 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/416
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record