BrowseSirāj al-akhbār → page 266

Page 266

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 266 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صفحه 9 فکر ۱۹ که برای ایطالیانها یگانه چاره سلام همین است که در استه الحاق طرابلس با حکومت ثانیه ائتلاف میکنند ایطالیا مجبور است که حقوق حکمرانی دولت عثمانی بر طرابلس تسلیم کنند. نیز به افسر فرقه خبر دادند و تحقیقات رسمی آغاز کردند. سخن دختر به ثبوت رسید در باب نداد و احترام آن امر نمودند. بودند و کیفیت ۱۰ بناظر حربیه ( محمود شوکت ) پاشا بتاکران ن خبر ند کور مسموع ذات رت سلطان المعظم گردید بعضو برادرش از خدمت عسکریه فرمان نموده و برای دختر مذکور یک تنخواه معینی از خزینه مقرر فرمود. یک نوجوان زن جوانمر و روسیه محترم ( الموليد ) الغرا نقلاً از (جاما در یکی از نفریهای عسکریه عثمانیه که در فرقه عسکری ( تو جانه ) در ما که دنیا میباشد برای متعلقات خودش که در ( بیو کدره ) نام موقع استانبول سکونت دارند. مینویسد که در فرقه ما یک نفر عسکری از مردم نصارا ہے روم = [ از مردم نصارا می رعیت خود دوست وضعیت حال طرابلس اخبار الاهرام ، الغدا زبان کے از مبعوثا نیکه نو از طرابلس وارد شده مینویسید انصادات لت که وضعیت حال ایطالیا در طرابلس به بهان یک منوال ضعف است از استحکامات خودشان یک قدم پیش و نمیتوانند. ا پیش از اعلان مشروطیت عسکر نمیگرفت. بعد از اعلان مشروطیت مشر د هیئت در زیر عمر عثمانية و بیدن عرب مجره به بیدار شدن قانون قرعه عسکریه گرفته شده اند .] شان هما ندم مجله ما ی شدید انه بر جهت قهقری مجبورشان میکنند . ما بیمار شده شفا خانه بردندش. در اینجا راکتر ها خواستند که او را برهنه کرده معاینه کنند . ولی نفری مذکور نگذاشت، و یک راهب طلب خود. چون را جب بیامد نفری بیمار به او گفت که من مرد نیم بلکه زن میباشم . بعد از انکه تحقیق شد مگر این یک دختری بود که سه خواهد بران د یک پدر و مادر و یک برادر دارد . چون شده یعنی پشک عسکری - برادرش برامد دختر مردانه جهت داشت که اگر برادرش در عسکر دود دیگر کسی برای تدارک امر معیشت المش نمی ماند. از آنرو بکال دلاورے نام برادر خود را بر خود گذاشته و البته اور اپوشید و موهای خود را بریده وو زیر سلاح درآمده است مدت هفت ماه بی آنکه کسی به احوال اوبی سیرا یکال خوبی و درستی در همه مشقات عظيمة عارية تاب و توانا ئے نموده است، و اگر بیمار نمی شد تا آخر مدت دو ساله عکرنی خود خدمت می نمود و کسی بند است که مرده است با زن بعد از آنکه اہب احوال را بر داکتر با بیان نمود داکتران می شد آغاز نهاد. مدیر روشن ضمیر روزنامه مبارک سران الاختبار افغانية محمود طرز صاحب مجیدی که کردم که به انحل زیبا کردن و انوار و چوت پر اس خاموش میشود بقراری قص را خوش میں فارمین ہر کا د مناسب بین درج ت نهایت منجید کی دستا بیان میکند و بعد ازان موده میگوید دیو این خودش را خود به خودش الوا مخاطب بیت باز حاضرین سال از حرف ماست دوم بر خود صادر میکند در حالیکه رایی موشی دعوت کرده بالهتان دیه محکوم ساخته علم ما قترین بجز اینکه یک توصیه یکال خوبی و درستی در همه مشقات عظيمة عارية در دالان محل سرد چند دگر چه کنند؟ دلی او بی پروانی به این چیزها نکرده بازه حاضرین را بسکوت امر داده بدی می شد آغاز نهاد. ۱ امضا یکی از دوستان شما محمود مرکت خانه صدیق محمد سوبانی از مینی

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 266. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/266 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/266
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record