BrowseSirāj al-akhbār → page 254

Page 254

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 254 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صفحه ۱۳ نمبر ۱۸ ولی باز هم از هرج و مرج با زیر و زبون شدنها، و طوفانها، و تشکیل دادن طبقه ما فارغ نمانده که این دور را ژه نوری (مدت دوستانی) گفته است. روز چهارم بهمان دوریست که ژه نوری اترا (مدت کاربون) گفته است. درین دور سببی که زمین خوب سختی و سردی پیدا کرده و بحرا، و تالابها، و جنگلها بوجود آمده هوای محیط کره زمین که تا به آنوقت از یک کساله عظیمه بخار غلیظی و غازات مختلفه کثیفی مرکب بود آهسته آهسته از ان غلاظت و کثافت برآمده آفتاب و مهتاب و دیگر اجرام سماویه پدیدار گردیده است که به اینصورت روز چهارم سفر تكوين المخلوقات تورات شریف تادیل حسنی را با تطبیق فن حاصل میکند. روز پنجم سفر تكوين المخلوقات با (مدت زاحفه) ان ژه نولوژی مطابق می آید که درین مدت حیوانات مختلفة الجنس و نباتات متنوع به بسیار بزرگ جثه و نشو و نمای فوق العاده و ظهور نموده است. روز ششم بهمان دوریست که حیوانات پستاندار پیدا شده و حیوانات قوی الجثه پیشینه معدوم و انقراض یافته جای خود را به حیوانات کوچکتر و ظریفتری گرفته است که در آخر این نوع شریف انسان نیز بظهور آمده و به در هفتم که یوم سبت است قدم نهاده است. این است که در باب (تاریخ کره ارض) همین قدر اعطا معلومات پرداخته توانستیم، و این را هم بگوئیم که حد و حساب سالها و عصرها و دهرها و زمانه مائیکه در ما بین یک دور تا بدیگر دور مرور نموده بغیر جناب خالق کون و مکان جل و علی دیگر کسی نمیداند، تنها فناً همین قدر ثابت میشود که تنها تبدیل یافتن حال نباتی بحال تحجر حجری بهزار ما هزار سال موقوفست. پس بر عجز و نقصان معلومات بشری اعتراف و بر عظمت و قدیمیت و یکتائی خالق عظیم الشان اقرار به دل و زبان نموده از قول شاعر میگوئیم که: ما از آغاز و ز انجام جهان بیخبریم اول آخر این کهنه کتاب افتاد است [ انتها ] مواد عسكرية ما بعد « سخنان خوبی که پیش از صدای توپ تشبیه شده » نطقیست که ناپولیون، مشهور در محاربة (۱۷۰۶) میلادی بر اردوی خود برای محاربه با (پروسیا) بیان نموده است: برای برگشتن تان بفرانس امر داده شده بود. شما هم بهادر یکچند روزی دیگر بوطن معزز خود تان نزدیک شده اید. تخت و بخت بحال دیده، به وطنه برای استقبال شما همت گماشته و در رسیدن بدرجه و دوستی، سینه چاک ایستاده است که در برلان، غداهای گوارا و شراب خشن، و هنوز کمال جرأت بر حرب می انگیزند. حالا وقت آن رسیده است که بعد از چهارده سال شما هم باین امید است که آن تاجهای مظفریت را که شما برای حرب کمال برده اید بر سرهای تان بگذارند و شما را بر حرمان بیچارگی مغلوبه! عسکرو! این یک را بخوبی میدانم که شما غیر از نصرت و مظفریت بدیگر چیز قانع نه اید. امید قوی دارم که از روی تعب و رنج گذشته به این ظفر که بعد از چهارده سال گرفتار آمده بودید استراحت و آسودگی حاصل نمائید. ( ناپولیون ) ( ۱۷۰۶ ) عالمها را پان: نمبر ۱۷ ما بعد وقتیکه به استیشن (یو قوما) نام رسیدم ما توقت نموده از ریل فرود آمدم، مجرد یک دو درشکه (رکشا) گرفته در یکی خود من و در دیگری اشیای خود را گذاشته بسوی شهر رو آوردم. در بازارها و کوچه ها یک اندازه نظم و ترتیب و پاکی و صفائی که در ممالک متمدنه اروپا دیده میشود، در آنجا هم دیده میشد. در شب وقت جاده ها و سرکها به فنر الکتریک روشن بود، و هر یک فنر که نصب بر درخته پیل پایه است نه بلکه بر چراغ بقوت شانزده شمعه بود. برای گردش و دیدن بدرجه کافی یک نور لطیفی در پرتو افشانی بود. با رکشا بقدر چهل دقیقه راهسپاری کرده بخانه یک ژاپانی رسیدم این خانه بطور اروپا یک هوتلی نیست، اما یک خانه عادتی هم نیست. صاحب خانه مسافرانرا بیک اجرت معین قبول میکند. چون برای من درین گونه جای آسانی دراحت میسر می شد در همانجا فرود آمدم. [ ما بعدش در نمبرهای آینده می آید ]

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 254. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/254 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/254
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record