Machine transcription
صفحهء ۶
نمبر ۱۵
انچنان اشخاص فرزند حقیقی آدم، و حلال زاده شمرده میشوند. دستوجیه غفران در حمت الهی گردیده در دنیا و آخرت مسعود بختیار میگردند. قوم با و قبیله با عبارت از یک یک عضوی از اعضای بدن یک دولت مستقله و تحت حاکمه شمرده میشوند. بمجردیکه یکی از قوم با و قبیله ان ملت باغی و عاصی شوند هماندم حکم میشود به یکی از اعضا آن وجود مرض بیمار عارض گردید، هیئت حاکمه که زمام اداره قومها و قبیله ها را بکف کفایت دارند طبیب با حاذق آن ملت میباشند که به بسیار زودی اول در باب تشخیص مرض آن عضو به نظر تدقیق و ملاحظه پر غور و تحقیق می نگرند. و این تحقیقات و تدقیقات خود را به آلات مکمله (میکروسکوپ) یعنی آئینه های ذره بینی که بیگانه کیک را بقدر یک گنجشکی نشان داده شوخیش میکنند، و با شعاعات برقی آئینه در و ننگینی که در زیر پوست گوشت و در درون استخوان مغز و استخوان داده اسباب مرض را پیدا میکند اجرا میدارند، و چون سبب های مریض و علت را یافتند به مداوات آن میبرسند که ممکن باشد آثار زهرناک آن در آن عضو قاطع شود و مرض بدیگر اعضا سرایت نکند، و اینهم محقق است که به دفع سبب مرض نیز مندفع میشود. اما لا سمح الله اگر آن مرض بدرجه مزمن در آن عضو تمکین شده باشد بداغ کردن و نهایت الامر به بریدن مجبوریت حاصل میشود. گاهی اینگونه مرضها که بر عضو با مسئولی میشود از بعضی عوارض خارجیه بوقوع آمده میباشد، مثلاً در حالیکه آن عضو بنفس الامر خود صالح و از استعداد مرض آزاد است بنا بر تحریکات بعضی عوا مر ض خارجیه عرض مبتلا میگردند که اینگونه عوارض بسیار دهشت انگیز یک حالیست زیرا اینگونه عارضه بر روح آن عضو نازنین یعنی بر دین و ایمان آن تاثیر کرده میباشد که طبیب حاذق در آنوقت به تدابیر بحفظ الصحه مجبور می شود، و در دفع آن عارضه از نوع خود همان عارضه را بر می انگیزد، و آن عارضه خارجیه را از آن عضو بدیگر طرف ها جریان یکی از تدابیر جهته حفظ الصحه، در ینگونه عارضه با مواعظ و نصایح مشایخ کرام و علما با احترام روحانی میباشد که تأثیرات عظیمه بردا تداومی آنگونه اعراض عارضی اجرا میاید. ذاتاً وظیفه حقیقی این گرده مبارک بسیار محترم بهین است که همیشه اصلاح روح اقوام و قبایل به رهنمائیها و رهبریها چون آب حیات شان اجرا داشته باشند تا ملت ناحیه را اختلالی بهم نرسد. و الحاصل بغی و عصیان از اخلاق ذمیمه است که چون بر قوم و قبیله انرا نازل کند خسر الدنیا و الآخرش میسازد عنوان باغی خاصی چنان عنوان مردانه و لکه آور است که بشریت ازان نفرت و کراهت میکند. عنوان باغیان مردمی اطلاق میشود که بیا بنات کلمات الهی مخالفت ورزیده باشد، از فیض بادیه بهای دینی خداوند عظیم الشان بصورت واضح و اشکار نهی فرمود، پس باغی همان کسی است.
که حکم این نبی را پایمال کرده بخدا اعصان مینماید، قرآن مبین اطاعت اولی الامر را بعد از اطاعت خدا و رسول امر صریح فرموده پس بانی همان شخصیت که ازین امر سرکشی میکند، حضرت رسول ما خاتم الانبیا علیه الا فضل التحایا به احادیث شریفه خود از فساد، و بغی، و تفرقه امت ناحیه خود را منع فرموده، پس باغی همان افرا دیست که به این ممانعت رسول و پیشوای خود بی پروا بجنگ اقدام میورزد. و چون بغی و عصیان را از نقطه نظر خرابی وطن و فساد ملت که معاونت کلی و خدمت بزرگی به افکاره خدارانه دشمنان این وقت میرساند ملاحظه کنیم باغی و عاصی را کافر مطلق میدانیم. پس از درگاه پروردگار یگانه خود نجات همه اعضای شریفه وجود مقدس تحت افغانیه را ازین مرض مهلکه همیشه بکمال تفریح نیازه میکنیم، اللهم انصر سلطاننا وآمنا في أوطاننا
آمین
پیغام تلفون از مقام جلال آباد
جلال آباد نگران — کابل بمدیر
اليوم شنبه ۲ ماه جمادی الاول هفت بجه و پانزده دقیقه صبح ارودی اقلب عمرکابی همایونی اعلیحضرت والا توقف جلال آباد همرکاب جناب عالیه محترمه (علیا حضرت صاحبه سراج الخواتین) عازم و روانه دار السلطنه کابل گردید نذر موانه ی بیست و یک فیر توپ برای ادای سلام حضور عالیه فیر شد در بین اردو برخی از شهرزاده ها و خوانین و اهل دربار و خدام حضور انور میباشند و اردوی اقل منزل بمنزل علی مراحل نموده مع الخیر و العافیه رونق افزای دار السلطنه کابل می شوند. کیفیت مذکور را درج روز نامه مبارک سراج الاخبار بدارید فقط تحریر یوم مذکور شد ۱۳
هوای کابل
از تفضلات حضرت باری تعالی جل و علی هوای شهر عزیز ما با همه لطافت های بهاریه خود دوام میورزد. هیچگونه امراض ساریه موجود نیست. بارانهای بهار که سبب حیات اراضی و انهار است به مهربانی های فرد آورنده یگانه او باریده و می بارد شکوفه های باغات و باغچه های حویلی ها حقیقتاً عالم را بے اسرار خلقت را بنظر جلوه گرمی سازد، آسایش عمومی بر کمال است. یوم جمعه ۸ ثور یک ژاله پاش شدیدی دستها بقدر یکساعت بارید. بعضی دانه های ژاله از تخم کبوتر بزرگتر بود. بقدر شش صد ژاله بر زمین فراهم آمد. بسیاری از آئینه های پنجره و ارسیها را شکست. ولی الحمد لله هیچ خسارت دیگری نرسید.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
