Machine transcription
صفحه 11
مبر ۱۴
دمند وی شامانه ایشان یک حکمت عملی بسیار مستحسنی کار بوده الله انچنان یک خارقه نشان داد که از سلطانپور جلال آباد
وعده وقتی که از سالها در ما بین این دو فرقه در باب این چشمه موجود ممالک افغانستان تا به شهر کنگه هستند دستان یک شعبه تونلی
بود و نتیجه ای د نیمی از آن تولید شدنی بود بتد بیر سیاسی شامانه خارق العاده درازه ی محصول آورده آب نهر گنگ را از آن
خود از ما بین رفع نمودند.
چشمه جاری نمود .
تفصیل این اجمال چنین است :
خوش | ما به اینهم منتظریم که آب انچنان یک اهر
اولا این را بگوئیم که از طبیعتها خیال پرستانه بشریت یکی مشهوری مانند گنگ به برکت نوک عصا جناب بابا نانک از
همین است که در بهر جا چون یک چشیده خارق العاده ، یا یک سلطان پور با جاری شود ! ولی هزار افسوس که اولا
درخت عجیب الخلقت دیا یک کوهی و یا یک نقشی در یک جانی اثبات این مدعا مشکل ، ثانیاً باور گرداندن این سخن را
به بینند آنرا بر مبنی خرافات خیالی ، در دایات ادمایی استناد به این اولاد تا به این اولاد تا عصر سیستم از محالات مینماید. هیچ شبیه میکیم که
داده و برای اغفال مخیران اهالی ران اهالی یک دارم تدویر خیر سختم قرار داد اگر این روایات پر خرافات سمائی غیر مثبوته را جوانان تعلیم یافته
است زیارتگاه مقدمش می سازند. حال انکه سحر پر و از یهای دست تربیه شده انشین دیا به شده این دماغ واسع خیال هند و ان بنگال بخوانند از هند
خلیقیت در عالم طبیعت چنان محجوبه های خارق العاده بظهور بسیار کرد و با خودشان را مالش خواهند داد . ضوع د
می آورد که نوک عصای یک بشد و در پیش آن یک خیال مو مو می مینماید. ازینهم صرف نظر : اصل بلا اینجا است که علینا بر به این مو
مدیر عظیم انسان کائنات حرارت شمس منیر را یک اگراسیا نواحی موجود و بهین به عامر دمان مسلمان این نواحی نیز بر مقدس بودن
مهمه برای مدیرات خوارقات عالم ارض مقرر فرموده با تابش این زیارتگاه ادعا میکنند که گو یا بیک روایت حضرت خضر علیہ سلام
آفتاب یک مقدار جزئی آنها را به بخار تحویل داده بهوا صعود مینه و بیک روایت (سلطان غازی بابا ) که یکی از بزرگان است
این انجره در هوا بصورت ابر کثافت پیدا می نماید باز بصورت این چشمه را بنوک عصا مبارک خودشان باز کرده اند .
باران بر زمین نز دل میکند. بلنده و از مسامات مستخلی را زمین داران ما در اینجا از کرامات اولیا بحث نمیرانیم ، ولی در را بین
داخلی جریا نها پیدا کرده و در گو والها و چطور یه ها طبقات دانه این دو دعوای معین مه تا یکقدری محاکمه و ملاحظه میباشیم که آیا
زمین جمع ایده خوش با و فخر نهایی سیمی بوجود می آورند. و بعد این حل و فصل دعوا و فصل دعوا در رفع ساختن مسئله منازع فيها که اعلم
از آنکه آن آنها در ان گودالها تضییق با تضییق دقت و یا بد برای برانی بادشاه حقایق آنگاه معظیم ، اجرا فرموده اند عین عدالت حیرت
قوت کرده از هر جا که برای خروج خود مساعد و موافق بیاید است یا به اصطلاح در پاره های همینا ظلم :
بر روی زمین جوش زده میرایده و چشمه سارها را بعمل آورده این دگوا طایفه اهل منبود تا از زمانه های ابتد ا سلطنت امیر کبیر
حبات زبان را تامین میکند.
مرحوم بسنت مکان ۱ امیر دوست محمد خان) در محله های افغانستان در
سبحان الله ! اینهمه آثار پراسرار خلقت خلاق عالم را کشکش مانده و هیچ یک نتیجه قطع در اینباب داده نشده است. در زمان
و این همه ماشین تا بدیعه پر حکم مدیر کون اعظم را بیا بریم بنوی عصای بعضی حکام بدست هند و تا و در زمان بعضی بدست مسلمانان بوده.
یکی از افراد بشید از خاک کمتر مربوط نمائیم ؟ چقدر بی انصان ... و گاهگاهی منازعه این دو فرقه مخالفه بر سر این چشمه بیجا دله داستانکه نیر
این است که هنوز از فاز مسئله چرچ دوایی بودن منجر شده است، ذات الملیحضرت باد شاہی برین دعوا بنظیر پر غور
این او مام خرافات آلود بر قارئین کرام ظاهر میگردد و اعتراضا حکیمانه نظر فرمودند. اولا اساس مسئله را برروایات خلاف حقیقت
و تنقیدات ورق پاره کا خرافات آلود میشود مانند خانه اینکه مستند یافتند. ثانیاً سند ما و دست اویز ها می طرف مین را چون ده
اطفال از کاغذهای قطعه بازی یی سازه ند خود بخود پی همدیگر فرمودند در هیچکدامی از آنها یک قیمت حقیقیه که مدار حکم شود پیدا
میغلطد . زیرا طایفه بند بر مقدس بودن این چشمه ساره نکردند بلکه آن دست آویز ما اکثر عبارت از برانتها و فرمانهای
(مسلطان پور ) چنین را دعا میکنند که گویا جناب بابا نانک های کهنه و فرسوده حکامی بود که بظر فاین داده شده بود. نانشا چون بود
نقیر که چین از سه چهار عصر قبل ازین در بین بلا د آمده بود در همین اکثریت و اقلیت نظر فرمودند اکثریت را بسوی رعایا مسلمان خود
جای چند با بعضاً فقیری زدند و این آب فرادان از زنان نواحی موجود یافتند زیر اور حالتیکه از مسلمانان بهزا رها خانه دران
آن عصا جاره شد، و آب این چشمه ها را در قدسیت مینانمان از مردم هند و بیشتر از چهل و پنجاه خانه نمی آید . پس ملاحظه فرمودند
آب گنگ میدانند انند که که گویا مو به گرامت آن عصا بیک زدن که اگر طرف رایا رها یا مسلمان خود خود را را التزام فرموده حق آنها را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
