Machine transcription
شماره ۲۲
سال نجم
صحیفه ٦
برق مثالی خود را رسانیده پیش از انکه بیرق بر زمین برسد بيك چالاکی خارق العاده بیرق شریف را بدست شجاعت و حماست عالی خود در ربود. اما، تا خود را میرسانید، و بیرق را میگرفت، ابر باران دشمن که بصورت بسیار دهشتناکی جاری بود وجود مبارک آن یگانه جوهر شجاعت و مردانگی را از چند جا زخمدار نمود. حضرت جعفر مانند يك شرارهٔ شجاعت و جلادت با آن زخمدار خون نثار، در مقابل سیلاب دهشت مآب صفوف اعداء ثبات و پایداری نموده با شمشیر خون آشامی که در دست و بیرقی با احتشامی که در دیگر دست داشت در کله پرانی دشمن کوتاهی نمیورزید. رفته رفته آتش برق صاعقه بار تیغ های آبدار، و چکاچاک تگرگ ریزی تیرباران جان شکار افزونی میگرفت و از هر طرف حمله های سخت سخت، پرچم ظفر رحم اسلامی در می پیوست. ولکن حضرت جعفر باز هم در ثبات و استقامت حیدرانهٔ خویش قدر ذره خلل راه نداده برقتل اعدای دین و ملت اسلام دوام میورزید. عساکر طرفین بصورت بسیار جانسپارانه وفداکارانه، سینه بسینه، و گلو بگلو دست و گریبان شده بودند. درین اثنا دست راست شیر میدان و غایة تیغ غدر و جفای یکی از افراد عسکریهٔ کفار از آرنج بریده شد. اما غیرت و ناموس و شرف عسکری و نظامات متین اصول حرب نبوی را به بینید که آن غظنفر میدان شجاعت ماند - بی آنکه بگذارد بیرق اسلام سرنگون گردد، بیرق را بدست دیگر گرفت. و پای ثبات و مردانگی آل هاشمی را در مدافعهٔ اعدا محکم فشرد. هزار افسوس! کمی نگذشته بود که دست چپ مبارک نیز بریدهٔ تیغ حرب گردید.
منظره ادای نماز
در اطراف بیت الله الحرام زادها الله شرفاً
در انحال از چشمه ای شرر افشان قهرمانی و دلاوری آن سردار علم دار عساکر اسلام، اشك قهر و غضب ریزان، و دل شجاعت منزل مبارکش بالنهيب دلاوری سوزان گردیده، با دستهای بریده بیرق را در اغوش بدن خون آلوده کشیده، نگذاشت که آن لوای مقدس بر زمین افتد و تا وقتی که حضرت (عبد الله بن رواحه) رضی الله عنه که بقرار قاعدهٔ اصول حرب نبوی بعد از ایشان منصب سرداری مأمور و مقرر بود مانند برق خود را رسانیده بیرق را در ربود، و حضرت جعفر خود را با آن علم همایون غیر قابل سرنگون نمانیده، و به شکنها، و عیبهای آن علم ظفر پرچم که با نسیم فوز و نصرت تموج میکرد چشمها و روی مبارک را مالیده و پوسیده، در حالیکه سراسر بیتاب و توان مانده بودند و بیرق شریف را بحضرت (عبدالله بن رواحه) تسلیم کردند. و بعد از تسلیم بود که بخون مستغرق - در حالیکه از هفتاد و یک جا مجروح بودند، در میان یک گردباد دهشتناک تیرباران دشمن تسلیم روح نموده در راه دین و اعلای لوای ظفر انتمای اسلامی و باین استقبالها شهید شدند. حضرت (جعفر بن ابیطالب) رضی الله عنه از کوماندانها و سردارهای بسیار شاندار، و دلاور های شیر وقار در جلیل حضرت پیغمبری بود که همین روایت حمیدهٔ تاریخیه و سیریه، بر حرکت دلاورانهٔ آن محب تمثال شجاعت دلیل روشن و برهان مبرهنیست که در اوراق تاریخ ماند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
