Machine transcription
شارة ١٨
سال نجم
صحیفه ٤
در دنیا برای اخذ عبرت ، و حصول فهم و بصیرت از همه اول تو بت تاریخ
یعنی واقعات و حالات اقوام واهم ماضيه میرسد و همینها است که انسان
به توسط آن تجربه و دانائی را تحصیل میکنند و می بیند که همواره چون
از يك قبيل معاملات و وقايع بظهور پیوسته الدويك قسم اعلانات کرده
شده اند بالآخر از اثر آنها هم يك قسم حالات و کیفیات طاری گردیده اند ،
و در ما بعد نیز نتیجه که از آنها برآمده است هم یکسان بوده است
لهذا پس از تجربه و استقرار فكر بين يك قرار می باید که حالا هم را که
حالات صورت پذیر کردند ، ضرور ولابد نتائج ان نيز يكرتك بميدان
كشف و شهود خواهند برامد ، چرا که اگر شعله های آتش همیشه
وجود السائرا سوختانده است گاهی دیده نخواهد شد که کسی در میان
آن آرام ، و به امن و استراحت تمام بنشیند ! واکر در حوادث و واقعات
گذشته برای شما کدام اثر و علامتی موجود نیست، البته ازين يك
بهیچصورت انکار نخواهید توا است که امروزه روز ، حاضر در پیش
چشم تان چنان حوادث و انقلاباتی وجود دارند که زبانشان از همه زبانها
بیشتر آواز دهنده ، و از همه زیاده تر در گوشها جایگیرنده ، و در دلها تاثیر
کننده است ؟ و اولا يرون أنهم يعلنون في كل عام مرة او مرتين ثم
لايتو بون ولاهم يذكرون ٢٠
وا كر جمیع آن حوادث و تغیراتی که از آنها هر سال و هر ماه بلکه
هر طلوع و غروب حیات شما مملو و معمور است هم برای فهمیدن و بیدار
شدن شما کافی نباید . پس آیا همان بطش آخرین وصاعقه آتشین قانون
تعذيب و تخریب امم حضرت قادر قدوس که از دهشت آن عقلها معدوم
وهو شها مبهوت وفكرها نابود و غیر معلوم می کردند هم شما را از خواب
غفلت بیدار نخواهد کرد؟ که از او از مهیب زلزله انگیز دهشت انداز آن
قله های کوهها تاب پایداری و مقاومت نیاورده از هم پاره پاره شوند.
و زمین از شدت حرکت و ارزش نخود فرو رود و ماهیان بحرها برای
کریه تعزیه و مانم آن بیرون آیند. و كلا والقمر والمايل ان ادير و الصبح
اذا اسفرائها لأحدى الكبر ، نذير لا يشير لمن شاء منكم ان يتقدم او يتأخر و
اسا کرشما تا کنون بدین سبب بر نمیخاستید که ناحییکه زلزله ها
نیایند بیدار نمیشویم، و تا وقتیکه ولکان پاره پاره نشود چشمهای خود را
بدیدن چیزی خواهیم کشاد و تا زمانی که صداهای دهشتنان از قله های خیال و قمر
های غبار در جو هوا بلند نگردد کوشهای خود رابشنیدن و از ها نخواهیم نهاد
بس اه ابن تأخير مزید برای چیست؟ و این انتظار بعید برای کیست ؟
چرا که زلزله ها هم آمدند و آتشفشان هم کفید و کوه ها هم پست شدند
و صداهای مدهش، و غربوهای عظیم و هولناک نیز از روی زمین و زیر بحرها
شنیده شدند ولی نیا از همان پهلویی که بران افتاده بودید بدیگر پهلو هم نکشنید :
آیاز یادم برین چه میخواهید و اضافه برین به و هم و تصور می پرورانید، مگر
شاید آرزو دارید که آسمان شق شود، و آفتاب پرده برزه شود، و کره
ارضی هم بصورت یکدود و بخاری تحویل یافته از نظرها غایب و سراسر
مستور ومحتجب كرده ؟ ! . فهل ينظرون الا الساعة ان تأتيهم بغتة :
فقد جاء اشراطها ، فاني لهم اذا جاء نهم ذكراهم ١٢٠
چشمها برای دیدن و کوشها برای شنیدن هستند و دل در پهلوى
انسان برای این گذاشته شده تا همواره بلید و بیقرار باشد . مگرچه
جاره ، زیرا جمیع چیزهایی که چشم آرا می بیند برای شما بوده و بیکار
است ، و همه آن سخنرانی را که گوش میشنود برشها پیسود و بی اثر است .
و همه آن افکار و عبرتهای که از ان روح بیقرار و دل بر اضطرار میشود
نزدشها واهی ولایعنی است! پس هر چه کرده شود لا حاصل ، و آنچه که
شود بیفایده و غیر مؤثر است ! افسوس ! شما خیلی غافل گشته اید ، و در
نجه موت گرفتار آمده اید، دست تسلط کراهی پر شما در از کردید..
قوت احساس از نیافتا و معدوم کشته و حس تمیز و ادر الترا از شما تو
وزایل گردانیده اند. والا اگر چنین نمیبود ، هر يك ازينو اقعاتی که
پیوست از نظر ما گذشته و میگذرند چندان صاحب فیض و منفعت مبيك
که اگر کور میبود به یمن آن پینا میشد . و اكر انك میبود بر کت آن صحت
می یافت . واكر كنگ میبود از شدت آواز و گفتگویش کره اسپی
بلرزه و اهتزاز می افتاد، و اگر شل و پشت میبود هم بسیار خاسته خودن
بمنزل مقصود میرسانید، مگر آن در دنیا علاوه تر و ثقلت ففات شما
هیچ يك سخن تعجب انگيز تأثر آوری واقع شده ، و در مقابل منکنی
خواب شها در دل سنگها داغها و درزها افتاده است . هیهات و نما کالی
چنین نبودید ، پس چرا مانند کسانی شدید که رسول خدا همواره برمود
حال ایشان ماتم میکرد .. لهم قلوب لا يفقهون بها ، ولهم الدين لا يصرون
بها ، ولهم اذان لا يسمعون بها ، أولائك كالا تمام بل هم اصل اولاك
هم الفا فلنون ، !
آدم جان کنم ؟ و یکدام طرف بروم و بچه صورت در دلهای
شما نفوذ کنم و آیاچه قسم کرده شود تا ارواح كان منقاب و قلوب آن
تضطرب کرده؟ شما را چه شده که از دیوانگان هم بدتر گشته اید و تایه
از عقل و تمیز در اطوار و حرکات تان مشاهده نمیشود و فقلت و نادانی بارسا
بر حواس شما مسئولی گردیده که بدمستان میخانه هم از شبا عقلمند و دو شیار
می نمایند و برعقلهای نان چرا چنان با طاعون ، ومرض خبط بها كي
طاری کردیده که با آنکه هر چیزی میگوئید و میدانید فكرته راه حقیقت
بر روی شما باز میشود و نه از رفان پر نقش قدم گمراهان باز می آید .
افلا شد برون القرآن أم على قلوب اقفالها و ۱ ۱ شاید که شما از جمه
آن کسانی باشید که ذکر شا را حق بحانه و تعالى در قرآن عظام
الشان فرموده است. ، وجعلنا على قلوبهم اكنة ان يفقهو، ولى
هم الغافلون ، !
آغانهم وقراه؟
مدتها گذشت که دامن غفلت و بی پروانی را محکم گرفته اید ! بسیاره ای
شد؛ حالا از کف بگذارید و بسیار و قهار انجواب عیش و نادانی صرف گردید
حالا یک قدری بیدار شوید ! سالها هم دیگر خود را کم و بیگانه ساختید حالا
هم سر وقت با همدیگر بیایید ، عمرها یکدیگر تا را اینی و نا آش انداشانیه
ذو الجلال شما را چنان مهات گرانقیمتی عطا فرموده که تا امروز نظایر آن
کمتر دیده شده پس هوش کنید و زودی آنرا در یابید ! ! تا نشود که
حقسبحانه تعالى شمارا مجرم کفران نعمت خود گرفتار سازد و رشته کانی
خود را از شما قطع کنند. و بعوض شما دیگری را است
محبت خود از زالی فرماید چنان همیشه عادت او ست ، و ورد
الغني ذوا الرحمة ان يشاء يذهبكم ويستخاف من بعدكم من يشاء كما انشاءكم
من ذرية قوم آخرين .!
اگر شما مال و متاع خود را از خدا زیاد تر دوست دارید و نمیخواهد
که آرا در راه وی صرف نمائید و اگر میانه ای خود را از حیانی ارم
بیشتر گرامی و عز یز میدانید و نمی پسندید که انها را برای نام وی به اسانید داد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
